فولدینگ و ناایستایی در مکان

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

فولد يعني چين ولايه،يعني لايه هاي هزار تو،يعني همه چيزكنارهم. این مکتب  براي اولين بار توسط فيلسوف فرانسوي ژيل دلوزمطرح شد. معماري فولدينگ از اوايل دهه 1990 مطرح شد و بتدريج اكثر معماران ديكانستراكشن مانند پيتر ايزنمن،فرانك گهري وحتئ معمار مدرنيست فيليپ جانسون به اين سمت گرايش پيدا كرد.

ادامه نوشته

 برترین دانشگاه‌های معماری جهان

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برترین دانشگاه‌های معماری جهان در هر قاره معرفی شده اند که در میان برترینهای آسیا نام دانشکده معماری دانشگاه تهران نیز به چشم می خورد .این دانشکده توانسته است بر اساس آخرین رتبه بندی، رتبه هشتم آسیا را از آن خود کند.

  

ادامه نوشته

 

   اولین معمار تحصیلکرده ایرانی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به اعتقاد بسیاری از صاحب‎نظران، دوره سلطنت ناصرالدین‎شاه قاجار نقطه عطفی در معماری و شهرسازی ایران محسوب می‎شود. در این دوره به‎علت مسافرت‎های مکرر ناصرالدین شاه به کشورهای خارج و متعاقب آن توسعه ارتباطات جامعه سنتی ایرانی با دنیای مدرن غرب و مظاهر تمدن آن، دگرگونی‎هایی در تمام زمینه‎های اجتماعی و فرهنگی صورت می‎گیرد که معماری نیز از آن مبرا نیست.
در حقیقت دوره سلطنت ناصرالدین شاه را می‎توان سرآغاز تحولات گوناگون در بینش و سپس فرم و ساختار معماری ایران در نظر گرفت. همچنین تقریباً از همین زمان است که نظام سنتی حرفه معماری در ایران تغییر می‎یابد و با ورود نخستین فارغ‏التحصیلان رشته معماری که در خارج از کشور تعلیمات آکادمیک را پشت سرگذاشته بودند، ترسیم نقشه‎های ساختمانی و استفاده از نقشه به‎‏عنوان یک زبان فنی و تصویری بین‎المللی، برای اولین بار در معماری کشور مطرح می‎شود. برای اغلب معماران شاید این سوال مطرح باشد که اولین معمار تحصیلکرده ایرانی که نقشه‎های ساختمانی را به‎صورت امروزی ترسیم می‎کرده، چه شخصی بوده است؟
با توجه به اینکه مدارس معماری در کشور ما سال‎ها بعد از کشورهای غربی تاسیس شدند و پیشینه تاسیس مدارس معماری در کشور ما به دهه 1300 خورشیدی بر می‎گردد، برای یافتن اولین معمار تحصیلکرده ایرانی، باید در بین اولین گروه فارغ‎التحصیلان ایرانی خارج از کشور جست‎وجو کرد.
در ضمن این جست‎وجو به اولین مهندس معمار ایرانی برمی‎خوریم که در فرانسه در رشته معماری و طراحی صنعتی فارغ‎التحصیل شد و مواد درسی که گذراند، دقیقاً با دروس امروزی دانشکده‎های معماری مطابقت دارد. آثار او نیز دقیقاً از روی نقشه‎های مدون (پلان، نما، مقطع و پرسپکتیو)‌ساخته شده است.
ادامه نوشته

گفتمان تاریخی و نمادین معماری ومجسمه سازی  ( قسمت یازدهم )

معماري را نباید تنها يك فرآيند هنري دانست اگرچه معماري اگر از ظرفيت هاي هنري چشم بپوشد از تعالي و زيبايي بازمانده است . برخی از كتابهاي تاريخ معماري پر از بحث هايي است كه چندان ارتباطي با معماري ندارد. صفحات زيادي به نماي بناها اختصاص داده شده است اما اينها در ابعاد وسيعي به بحث هاي مجسمه سازي و پلاستيكي ( شكل پذير) مربوط مي شوند نه به معماري و فضا. يك ستون هرمي شكل مصري ، يك حوض و فواره قديمي ، يك بناي تاريخي و يك تاق نصرت همه آثاري است كه مي توان درتاريخ معماري آنها را مشاهده كرد. اين آثار مي توانند شاهكارهايي شاعرانه باشند اما معماري نيستند.

ادامه نوشته

گفتمان تاریخی و نمادین معماری ومجسمه سازی   ( قسمت نهم )

هنر مجسمه‌سازی قدمتی به اندازه تعلق انسان برای جاودانگی دارد، اما امروزه تندیس‌ها به خودی خود حامل فرهنگ یا هنر یک ملت نیستند، بلکه نگاهی که در پس این تندیس‌ها نهفته است، مهمتر عنوان می‌شود. اروپا و آمریکا همواره پیشتازان برگزاری سمپوزیوم‌های بین‌المللی برای انتقال فرهنگ خود هستند به طوریکه نخستین سمپوزیوم مجسمه‌سازی در اتریش برگزار شد و شش سال بعد از آن، شهرهای آمریکا هم به جمع برگزارکنندگان سمپوزیوم‌های بین‌المللی پیوستند. فرانسه و ایتالیا از مهم‌ترین کشورهای اروپایی هستند که تقریباً هر ساله سمپوزیوم‌های مجسمه‌سازی در شهرهای این دو کشور برپا می‌شود. 


ادامه نوشته

گفتمان تاریخی و نمادین معماری و مجسمه سازی ( قسمت هشتم )

شرکت کالیفرنیایی آمفیبین آرک از تصاویر فضاپیماها برای طراحی دو آسمانخراش متفاوت به عنوان شعب سرپرستی یک شرکت ماشین آلات چینی در شانگهای الهام گرفته است. طراحی برای تولید کننده خودرو صنعتی زوملاین به دنبال طرح های سابق آمفیبین آرک برای مرکز نمایشگاه تغییر شکل یافته سفارش داده شده است تا میزبان نمایشگاه شرکت و نمایش محصولات باشد. شاخصه ی ارتفاعی هر دو برج پیشنهاد شده با 199.2 متر بلندا به سال تأسیس شرکت 1992 ارجاع دارد.

اولین طراحی شامل یک برج اداری بیرون زده می باشد, با هفت سلول الهام گرفته از سفینه ی فضایی که از یک طرف بیرون زده است. این هفت سفینه ی فضایی نمایانگر هفت بنیانگذار شرکت می باشد. پنج ساختمان بین 80 و 100 متر اطراف برج ساخته خواهد شد. حال آنکه یک ساختمان تغییر شکل یابنده کوچک در پایه نشسته است .کاملاً مانند پروژه ی قبلی معمار این ساختمان را با یک نما که بال هایی شبیه به یک حشره ی بزرگ دارد شاخص کرده است. طراحی دوم برای یک جفت آسمانخراش شامل یک برج اداری توام با یک هتل 280 متری است.

طراحی معماران بر اساس تصویر یک راکت در حال پرتاب در کنار سازه ی حامی اش می باشد. طرح برج های دوقلو از سفینه های فضایی راکت حامل لانگ مارچ الهام گرفته, برج متحرک این راکت را شرکت زوملاین ساخته است. هتل با یک نمای بیرونی مستحکم تجسم یافته, در حالی که ساختمان مرکزی در قامت توده ای از ساختمان های جعبه مانند با اسکلت فلزی اکسپوز که به داربست ها بر می گردد, طراحی شد. یک پل به یک استخر شنای متغیر در بالای برج ها اضافه شده هم چنین یک سکوی پنج طبقه در سراسر کف کشیده شده است. ویژگی های اولیه ی ما برای طراحی مرکز نمایشگاه زوملاین در جایگاه " فرا پیشرو" , " خطرناک" و " مهیج" توسط خوانندگانش بازنمود شد.

گفتمان تاریخی و نمادین ِمعماری و مجسمه سازی ( قسمت هفتم )

معماري مدرن همچون سبكي غالب و جهانگير در قرن بيستم ميلادي ، ريشه در تحولاتي دارد كه خاستگاه آن شهر فلورانس در شمال ايتاليا ، در حدود چهار صد سال پيش از ظهور معماري مدرن بوده است. ولي بايد توجه داشت كه معماري مدرن بصورت يك مكتب معماري با مباني نظري مدون و ساختمانهاي ساخته شده بر اساس انديشه مدرن،از اواخر قرن 19 ميلادي شكل گرفت. خاستگاه اين معماري در شهر شيکاگو ، و در اروپا ، شهرهاي پاريس ، برلين و وين بود. معماري مدرن ، نقطه عطفي در تاريخ معماري غرب و يا به عبارت ديگر ، در تاريخ معماري جهان بود. زيرا براي اولين بار ، نگرش از سنّت و تاريخ و گذشته ، به عنوان منبع الهام معماري تغيير جهت داد و آينده و پيشرفت ، موضوع و هدف اصلي معماري شد.

ادامه نوشته

گفتمان تاریخی و نمادین ِمعماری و مجسمه سازی ( قسمت پنجم )

معماری و مجسمه سازی معطوف به قراردادهای نشانه شناختی هنر هستند و  هنر؛ جولانگاه پهناوري براي نمودن استعداد و تجلي نبوغ آدمي است .    هنر در تجربه انساني ، روش خاصي از بيان حقايق زندگي است. يعني اگر زبان علمي يا عادي كه ما آن را در زندگي روزمره خود به كار مي گيريم بيان مستقيم حقايق مي باشد، زبان هنر ، بيان غير مستقيم حقايق است. تفاوت اين دو زبان آن است كه زبان نخست برنقل حقايق به صورت واقعي خود استوار است در حالي كه زبان هنر بر عنصرتخيل استوار است .

ادامه نوشته

گفتمان تاریخی و نمادین ِمعماری و مجسمه سازی ( قسمت چهارم )

زمان چندان زيادي از مطرح شدن مجسمه شهري به عنوان عاملي مهم در احراز حيثيت بصري شهرها نمي گذرد. امروزه توجه به شاخص هاي نمادين و زيباشناختي در كنار توجه به ساير كاربردهاي متعارف شهري اهميت يافته است. مديريت شهري امروزه به جد مي كوشد تا از زبان هنرهاي تجسمي براي اقتدار فرهنگي و اجتماعي شهرها بهره اندوزي كند. براي همين است كه روز به روز بر اهميت هنر شهري افزوده مي گردد.

ادامه نوشته

      گفتمان تاریخی و نمادین ِمعماری و مجسمه سازی ( قسمت سوم )

 

فرآیند آغاز و دگرگونی هنرهای تجسمی به مانند جنبه‌های زندگانی انسان اجتماعی، تغییر و تحول یافته است. گاه در دوره‌ اي جریانی هنری به طور کامل قطع گردیده و در دوره ای به ناگاه آغاز یافته است : مجسمه‌سازی که هنری سه بعدی و مرتبط با فضا است در تمدن های باستان به شکل گسترده اي در زندگی اجتماعی آدمیان نقش داشته و علاوه بر زیبایی، کاربردهای گوناگونی را تجربه کرده است.

ادامه نوشته


  گفتمان تاریخی و نمادین ِمعماری و مجسمه سازی ( قسمت دوم ) ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ  


هرچند زبان - که وسیله ارتباط و اتصال ِبین افراد بشر را فراهم می سازد-  بر کلمه استوار است و از طریق درک ِمعانی کلمات ، انتقال مفاهیم امکان پذیر است؛ اما بسیاری از ما در جریان جاری و جمیل ِمکالمه با دیگران - مفاهیم بی شماری را هم از طریق حالات و رنگ چهره ، حرکات دست و ديگر اعضای بدن طرف مقابل - دریافت می کنیم . به گفته سعدی :

گربگويم كه مرا با تو سروكاري نيست  رنگ رخساره خبر مي دهد از سر ضمير

همه ما بطور نا خودآگاهانه و در اثر تجربه، مفاهيمِ رنگ رخساره يكديگر را می شناسیم و برای درک آنها نیازی به کلاس درس و یا کتاب لغت ویژه ای نداریم. این نوع ارتباط و درک مفاهیم را " ارتباط بی کلمه" ( لب خاموش) می نامیم:

تا اشارات نظرنامه رسان من و توست    نشود فاش كسي آنچه ميان من و توست

گوش كن با لب خاموش سخن مي گويم    پاسخم ده به زباني كه زبان من و توست

   چگونگی درک و دریافت ما از طریق لب خاموش، اغلب باآنچه که از راه لب گويا به دست می آید بسیار متفاوت است. اینکه تا چه اندازه آگاهی هایی که از طریق زبان ِبی کلام کسب می شود خود آگاهانه هستند بستگی به ادراک شخصی و چگونگی موقعیت های ویژه دارد.

هنرهای تجسمی؛  یکی از مهمترین زبان های بی کلام ویا به عبارتی فراکلام است که از طریق آن بیشترین و گسترده ترین مفاهیم توسط افراد جوامع مختلف انسانی از نژادها و ملیت های گوناگون دریافت می گردد. مفاهیمی که از طریق هنرهای تجسمی قابل درک و دریافت می باشند به وسيله عناصر بصری مانند: خط،  نقطه ، سطح ، شکل ، رنگ ، بافت و غیره ابراز می گردند.

هنرمند با انتخاب بعضی از این عناصر بصری و آرایش زيباشناسانه آنها و با بهره گیری از مواد و مصالح و ابزار مشخص اثری می آفریند و از این طریق مفاهیم ذهنی و عواطف و احساسات خویش را در رابطه با جهان پیرامون خود به دیگران انتقال می دهد .این اصلی بديهي است که در همه فعالیت های خلاقه هنرهای بصری اعمال می گردد.

مجسمه سازان و معماران و دیگر هنرمندان هر یک بنابه اقتضای مواد و مصالح  مصرفی خود بعضی از عناصر بصری را در ترکیبی خوشايند عرضه می کنند. انسان زمانی که احساس نیاز به انتقال افکار و ایده های خود کرد از حس بینایی خويش براي انتقال و درک بیشتر مفاهیم بهره گرفت.همان طوری که رشد و توسعه سخن گفتن بدون وجود حس شنیدن امکان پذیر نبود ،  نوشتن نیز بدون بهره گیری از حس بینایی امکان گسترش نداشته است. بشر تنها به دلیل وجود حس بینایی بود که توانست شکل و اندازه حروف را بشناسد.گفتگو و مبادله مفاهیم از طریق سخن گفتن و نوشتن همواره با تجسم و نمایش تصویر همراه بوده است.

مفاهیم بصری اساسی ترین مفاهیمی هستند که درک آنها از طریق شکل و تصویر اشیا و اجسام صورت می پذیرد و بدین لحاظ مجموعه دانش ما را از کل جهان شکل می بخشند و از اصلی ترین و مهمترین اسباب لذت و انگیزش های احساسی ما نیز به شمار می روند.  بنابراين بايد گفت كه ديدن، یک جریان پویا و فعال است و در بيشتر موارد  فعالیتي نا خودآگاهانه و ناشی از عملکرد  سیستماتیک و فیزیکی چشم است.

ماهميشه با انواع ديدن ها روبروهستيم؛ و این عادتی است جاری که از دوران کودکی شروع می شود. اما بعضی از انواع دیدن ها، مانند ژرف نگری - که اساس خلاقیت هنری است- نیاز مبرم به کوششی آگاهانه دارد . دراينجاست كه گفته مي شود كه بايد " ديدن" را ياد گرفت.  وقتي امواج نور از سطح اشیا برمي خيزند و برروی شبکیه چشم قرار می گیرند ، اين تحریکات نوری توسط اعصاب چشم به مغز انتقال می يابند و مفهوم اشيا درك مي شود. این واکنش مغزي را " احساس دیدن"  ناميده اند.  

بنابراین عملکرد چشم انتقال علامت های عصبی ِحاصل از برخورد نور با شبکیه به مغز و عملکرد مغز ، درک و شناسایی اشیا و اجسام است.    حس ِدیدن، یکی از قوی ترین و مهمترین حواس انسانی است. در جریان دیدن ، حواس شنوایی و تا حدودی حواس دیگر ما نيزشرکت مي كنند تا جریان دیدن را امکان پذیر سازند. دنیای کودک سرشار از چیزهای تازه بی شماری است که با هیجان فراوان برای دیدن و لمس کردن آنها تلاش می کند و در هر تلاش موفق خود تجربیاتی تازه و با ارزش به دست می آورد.

برای مثال اولین نگاه کودک به سه چرخه ای که در مقابل چشمان او قرار می گیرد و برداشتی که از آن دارد بدون هیچ خاطره و شناسایی قبلی از عملکرد سه چرخه ، تنها سه فرم دایره ای شکل است. کودک با تقلای زیاد سعی می کند تا به آن دست یابد و آن را لمس کند.ناگهان چرخی را می چرخاند ودر این هنگام کشف تازه ای اتفاق می افتد :  سه چرخه به جلو حرکت می کند. همه این تجربه ها ، مجموعه کشفیات شخصی کودک را نسبت به محیط زندگی او شكل می دهند. حال اگر کودک یکبار بر سه چرخه اش سوار شود و نام آنرا فراگیرد دیگر سه چرخه اش را با همان حالت کنجکاوانه دفعه اول نخواهد دید. او اكنون سه چرخه را از عملکرد آن می بیند تا از طریق روابط بصری.

هر اندازه که ما در زندگي رشد می کنیم و بزرگ و بزرگتر می شویم، آن مشاهده هاي پویا که بیشتر از ادراك تازه روابط فرم ها و رنگ ها و تناسب دیگر بصری برايمان به .ج.د مي آمد از بين مي رود و عمل ِدیدن تبدیل به عادت می شود. اما آن نحوه دیدن که روابط نابِ بصری را مورد دقت قرار می دهد برای هنرمندان همواره زنده و پویا است. اهميت هنرهاي بصري بيش از همه ناشي از همين نكته است كه اولين مواجهه انسان با هستي ، مواجهه اي بصري است ؛ ودرميان همه هنرهايي كه از طريق حس ِدیدن با آن روبرو مي شويم ، معماري و مجسمه سازي از جايگاه بسيار والايي برخوردار بوده اند. جهان اين دو متصور در سه بعد فيزيكي – هندسي است.

معمار و مجسمه سازي كه فرآيند ديدن ژرف را در نهاد خود تقويت كرده باشد به نحو بهتر و موثرتري مي تواند مخاطب را به جانب خود فرابخواهدو نيازمنديهاي ذوقي و معنوي انسان را برآورده سازد. اين خود نكته معقولي است كه از ديرزمان در حافظه همه ما جاري و ساري است : هميشه گفته اند و خواهند گفت كه رعايت ِتناسبات بصري ، گويا مي تواند گونه اي حقانيت رابرتابد. انگار آن اثري كه داراي تشتت و پراكندگي در اجزاي خويش است و مخاطب نمي تواند در متن عناصر و اجزاي آن ، وحدت را دريابد از اهميت وارزش چنداني برخوردار نيست. آفرينش ، وحدت در ميان عناصر پراكنده و هنرِ بيانِ زيباشناسانه اين مهم است. 

( ادامه دارد)  

گفتمان تاریخی و نمادین معماری و مجسمه سازی ( قسمت اول )

قدمت و ديرينگی مجسمه سازی بسيار بيشتر از معماری بوده است. زيرا انسان حتی در همان زمانی هم كه درون غار می زيست و نمي توانست به دست خود و برای خود سرپناهي بسازد به ماوراء مي انديشيد و به دنبال تعالی ارتباط با آن بود.بدين منظور او با برپايي مراسم آييني و رابطه سازي با حقيقت ورای افراد و اشيا و امور به زعم خود به نيروهاي پنهان اما قدرتمند طبيعت ملحق مي شد و خويشتن را در كنف حمايت ايشان قرار مي داد.

ساختن مجسمه هاي گوناگون و به كارگرفتن آنها در مراسم آييني نيز در همين دوران آغاز شد. به عبارتي مي توان گفت كه مجسمه سازي با نخستين مناسک ِمعنایی انسان پيوند خورده است. بنابراين پيش از آنكه معماري پاي به عرصه وجود بگذارد و انسان رويكردي ساختماني به حجم داشته باشد رويكرد مفهومي به آن داشته است. معماري و مجسمه سازي ، واحدهای بنیادین مشترک دارند وهردو با فرم و فضا مرتبط هستند؛ اگرچه مجسمه به وسيله فضا محدود شده و معماري ، فضا را محدود مي سازد اما اشتراکِ سکونتگرایانه این دو را نمی توان انکارکرد : ما در معماري سكونتِ جسماني داريم اما در مجسمه سازي ، سكونتي نمادين و مفهومي.

معماري، هنرو دانش طراحي ، سازماندهی فضا ، ايجاد بنا و ساير ساختارهاي كالبدي است. تعاريف ديگر، معماري را طراحي تمامي ِمحيط مصنوع مي دانند. طراحي معماري ، در اصل استفاده خلاقانه از توده، فضا، بافت، نور، سايه و مصالح به منظور دستيابي به اهداف زيبا شناختي و عملكردي است. مجسمه سازي هم همواره به عنوان صناعت ِخلاقانه گُنجه واری كه قرين و رهين انسان بوده وبا محوري ترين دغدغه هاي او همراهي كرده تعریف شده است. معماري و مجسمه سازي هردو از ارزشهای وجودی فرد و جامعه برخاسته و ناقلِ نظام اعتقادي و نگرشي آنها بوده است.

مجسمه سازي و معماري اگرچه در مجاورت و گاه در متن وجود يكديگر زيسته و مكمل فضايي و مفهومي هم بوده اند اما در عرصه هاي پژوهش هنري بسيار غريب مانده اند. كمترتحرك پژوهشي در مطالعه نسبت ِميان اين دو ديده شده است؛ وگاه نيز كه اين موضوع ، معطوف توجه پژوهشگران شده باز نوعي طبع آزمايي پژوهشی و حتي مسامحه و تعجيل بر آن رواگردیده است.

 -آیا مجسمه سازی افزون برتکمیل وتعالی شاخص های بصری و تجسمی بناها ، توانسته است روح ساختاری ِخود را نیز به متن آنها بدمد و انعطاف و اعتلای بیانی و اقتدار تجسمی به وجود آورد؟

-  آيا مجسمه سازی و معماري مباني شناخت شناسی يگانه ای دارند؟

- ميزان تاثير پذيری اين دو از يكديگر در طول تاريخ تا چه حد بوده است؟

- منظور از معماری تنديس گرا و تنديس هاي معمارانه چيست ؟

- تا چه اندازه معماری و مجسمه سازی توانسه اند مفاهيم ارزشی تمدن ها را بيان كند؟

- آیا معماری و مجسمه سازی می توانند توقع بهره مندی مستمروموثر از زیبایی را ارتقاء دهند؟

(ادامه دارد)

 

بیونیک ( زیستار گرایی ) در معماری

سالیان بسیاری است که انسان در آغوش طبیعت به زیست بوم مادی و بخصوص به زیست بوم معنوی خود ادامه داده است . او همواره خود را در متن و بطن طبیعت دیده و شناخته است . دل سپردگی به طبیعت و موهبت ها و مودت های بی پایان آن تا بدان حد بوده که هرگاه خود را فارغ از طبیعت دیده بیدرنگ خود را بی مایه یافته و قامت زندگی خود را از دیبای سرور تهی دیده است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

براستی کدام وجه طبیعت برای انسان الهام انگیزی بیشتری داشته است . آیا این نظم بی مانند و بی پایان طبیعت بوده که انسان را مشعوف و مشغول به خود کرده و یا طراوت پرتلولو آن برای نوع انسان نواهای شورانگیزسرداده است . طبیعت همواره الهام بخش و انسان همیشه الهام پذیربوده و این فرآیند آنی قطع نشده و به قهقرا نرفته است. برای انسان هیچ عنصری چون طبیعت  آفرینشگر ایده های بلیغ و بلند نبوده و او را به موسیقی مترنم فطرت فرانخوانده است .

لئوناردو داوینچی ، نابغه عصر رنسانس ، یکی از اولین کسانی بود که برای ساخت ماشین پرواز دانشهای « بیولوژی » و « فنی » زمان خود را درآمیخت و برای حل مسائل زمانش به جستجو و تحقیق در ساختار جانداران پرداخت . امروز پانصد سال پس از داوینچی مهندسان رشته های مختلف برای ایجاد ارتباط بین قوانین علوم فنی با دنیای جانداران تلاشی مشابه دارند . ارتباطی که با آغاز قرن بیست و یکم و رشد روزافزون رایانه ها جایگاه خاص یافته و دنیای اندیشه های معماری را نیز تحت تأثیر قرار داده است .

حجم زیاد مقالات ، سخنرانی ها ، مباحث نظری ارائه شده در چند سال گذشته تأیید و تاکیدی بارزوبرجسته بر این مدعاست . به موازات اوج گیری این مباحث ، عرضه آثار شاخص این جریان را در سالنهای موزه های معتبر دنیا نیز می بینید .

یکی از سردمداران نامداراین جریان « گرگ لین » متولد ۱۹۶۴ ، معمار و نظریه پرداز آمریکایی است .

یکی از اولین موارد استفاده از آفرینش های طبیعی را برای نوآوری در معماری در ابتدای نیمه دوم قرن نوزدهم مشاهده می کنیم . متخصصان انگلیسی در سال ۱۸۴۶ برای نخستین بار موفق به پرورش نوعی نیلوفر آبی عظیم در اروپا شدند که قطر برگ های آن به دو متر می رسید . پاکستون ، معمار انگلیسی تبار ، با دیدن استحکام برگ های این نیلوفر آبی به مطالعه قفسه بندی مدور و ساختار شعاعی این گل پرداخت . حاصل این تفحص ابداع ساختار جدیدی برای سقف سبک شیشه ای در معماری بود که در قصر کریستال نمایشگاه جهانی لندن در سال ۱۸۵۱ عرضه و موفق به جلب نظر منتقدان شد .
موارد دیگری چون همکاری و مطالعۀ بین رشته ای ساختار استخوان های ران انسان برای ساختن سازه های سبک و مقرون به صرفه را نیز در قرن نوزدهم مشاهده می کنیم .
با شروع قرن بیستم (دوران پیش از مدرن) و سپس سالهای ابتدایی مدرن کمابیش به تلاش های مشابه ای برمی خوریم که البته بیشتر به صورت نظری باقی می مانند .
علاقه لوکوربوزیه به صدف داران و بررسی ساختار این جانداران می تواند مثالی در این زمینه باشد.
پس از جنگ جهانی دوم و آغاز دهه شصت تبادل علمی بین گرایش های علوم طبیعی و فنی مجدداً رونق گرفت . در جریان همایشی در اوهایو ، که در سال ۱۹۶۰ برگزار گردید، برای اولین بار واژه ای به نام « بیونیک » از ترکیب دو لغت « بیولوژی » و «تکنیک» زاده شد که می توانیم به فارسی آن را« زیست فنی » ترجمه کنیم . این واژه در برگیرندۀ کار همه متخصصانی است که تلاش دارند برای حل مشکلات فنی خود از دانسته های طبیعت الهام بگیرند.

طیف گسترده ای از اختراعات در نیمۀ دوم قرن گذشته را می توان در زیر بیرق بیونیک جای داد . الهام از نقش پولک ها و ساختار پوست کوسه برای اختراع نوعی رنگ هواپیما ، که نیروی اصطکاک هوا را به شدت کاهش می دهد ، فقط یک نمونه از دست آوردهای مهندسی این رویکرد تکنیکی -طبیعی جدید بود .

در زمینه معماری نیز به  معماران نامداری برمی خوریم که همانند پاکستون برای نوآوریهای خود الهام از جانداران گرفته اند . سقف نمایشگاه مونترال ۱۹۶۷ اثر فرای اتو یا ایستگاه ته ژه وه ۱۹۶۷ شهر لیون اثر سانتیاگو کالاتراوا ، که اولی ملهم ازتارهای مستحکم عنکبوت و دومی وام پذیرنده از بدن سبک پرنده است دو نمونه از انبوه طرح های اجرا شده اند .

کم مصرف ترین شهر جهان

كار ساخت اولين شهر فاقد كربن (كربن صفر) جهان كه ‪ ۵۰هزار نفر را در يك محيط بدون خودرو جاي خواهد داد، در ابوظبي آغاز می شود.

در شهر “مصدر” كه تماما با انرژي تجديدپذير از جمله انرژي خورشيدي، اداره خواهد شد، مردم مي‌توانند در محفظه‌هايي كه بطور خودكار حركت مي‌كند به اطراف آمد و شد داشته باشند. اين امارت بياباني تقريبا بطور ثابت مي‌تواند از منبع نور خورشيد استفاده كند. اين شهر بالاترين كيفيت زندگي ممكن را به شهروندان خود ارائه خواهد داد.

زماني كه كار ساخت اين شهر در سال ‪ ۲۰۱۳به اتمام رسد اهالي آن مي‌توانند با استفاده از يك خط راه‌آهن نوري و يك سري محفظه‌هاي حمل و نقل خودكار در سراسر اين شهر شش كيلومترمربعي تردد كنند.

آنها شبيه يك آسانسور افقي هستند. فقط كافي است كه بگوييد كجا مي‌خواهيد برويد تا شما را به آنجا خواهند برد. برخلاف برج‌هاي درخشان حوالي ابوظبي، در ماكتي از شهر مصدر تنها ساختمان‌هايي مشاهده مي‌شد با ارتفاع كوتاه كه در پشت بام هر يك صفحه‌هاي خورشيدي قرار داشت.

اين شهر در موقعيتي قرار خواهد گرفت كه از نسيم‌هاي ملايم دريا بهره‌مند و ديواري پيرامون آن كشيده خواهد شد كه از اين شهر در برابر هواي داغ صحرا و سر و صداي فرودگاه ابوظبي (كه در نزديكي آن قرار دارد) محافظت مي‌كند.

شهر “مصدر”، يكي از پروژه‌هاي طرح گروه جهاني حافظت از محيط زيست (صندوق بين‌المللي حيات وحش) نيز هست.

“سلطان الجابر” رييس اجرايي “مصدر” كه در زبان عربي به معناي “منبع” است — اين شهر را بخش اقتصادي كاملا جديدي توصيف كرد كه صددرصد به انرژي جايگزين اختصاص داده شده است.

شهر جديد ۱۵ميليارد دلاری “مصدر” سهم خود را در توسعه منابع جايگزيني ادا خواهد كرد.

در طرح “مصدر” همچنين برنامه‌هايي براي ساخت يك نيروگاه خورشيدي ‪ ۳۵۰ميليون دلاري با ظرفيت توليد‪ ۱۰۰مگاوات پيش‌بيني شده است كه قرار است در آينده توان اين نيروگاه براي كاستن از فشار به شبكه ملي برق در زمان اوج مصرف، به ‪ ۵۰۰مگاوات افزايش يابد.

 در اين ابتكار همچنين احداث يك دانشگاه براي مطالعات آتي انرژي با همكاري موسسه فناوري ماساچوستMITقيد شده است.به رغم دسترسي دائم امارات متحده عربي به نور خورشيد در حال حاضر تنها پاركومترهاي اين كشور با انرژي خورشيدي كار مي‌كنند.

حتي آب گرم‌كن‌هاي خورشيدي كه در چند كشور كه آب و هواي گرم دارند پرطرفدار هستند، به ندرت در اين كشور ديده مي‌شود.

 

 

 

شاخص های معماری 


 

معماری علاوه بر جنبه های ذهنی ، تجسمی ، کالبدی و ساختـاری دارای جنبه های عمومی دیگری نیز می باشد که لازمۀ شکل گیری یک بنا چه مسکونی و چه غیر مسکونی است. یه این جنبه ها که در تمامی هنرهای هفت گانه یعنی موسیقی ـ شعر و ادب ـ نقاشی ـ تئاتر ـ سینما ـ مجسمه سازی و معماری باید رعایت گردند و کاربرد آنها در علم یا هنر معماری بیش از موارد دیگر مشهود است تحت عنوان شاخص های معماری به شرح زیر می پردازیم :

1- رنگ :

تأثیر رنگ بر انسان را از جنبه های زیر می توان بررسی نمود.

 - رنگهای هماهنگ بدلیل نزدیکی بهم احساس یکپارچگی ، هماهنگی و اطمینان ایجاد می کنند.

 - رنگهای متضاد که در حلقۀ رنگ مقابل هم هستند برای جلب توجه و مشخص کردن طرح در موارد لازم و یا اهمیت دادن به عنصر ویژه و مهم مثلاً ورودی یک مکان بکار می رود.

 - رنگهای متفاوت تاثیرات روانی متفاوتی را بر بیننده ایجاد می کنند . مثلاً رنگهای آبی و سبز آرامش بخش و تُن تیرۀ آنها در سطح وسیع حُزن انگیز است. یا مثلاً رنگ زرد تحریک کننده برای مردم جاذبه ایجاد می کند به همین دلیل برای آگهی از این رنگ استفاده می شود.

 - بافت : تصور بصری از آنچه لمس می گردد را بافت می نامند بنابراین دو سطح ممکن است دارای رنگ مشابه ولی بافت متفاوت باشند.

 - شکل : شکلهای مختلف دارای تاثیرات متفاوت می باشند. بسته به اینکه شکل هندسی ، نامنظم یا ترکیبی از آنها باشد تأثیرات روانی و اقتصادی متفاوتی رای برای طراح و ناظر (بیننده) ایجاد می کند.

 - فرم : تصور کمی از یک فضای معماری را فرم می گوئیم ، بعنوان مثال وقتی که نام مسجد را ذکر می کنیم در ذهن تصوری از نقش گنبد و مناره بوجود می آید که رفته رفته با تعیین مصداق شفاف تر و روشن تر می شود. بنابراین فرم بصورت سه بعدی مطرح شده و نتیجۀ ساختار و عملکرد فضا است. فرم باید دارای رابطۀ منطقی با محتوی و عملکرد باشد که در اینصورت موضوع معماری دارای وحدت است.

 - ریتم: ریتم در معنای عام تکرار یک لفظ و یا صوتی است که در فواصل زمانی منظم شنیده شود و در معماری فواصل مکانی که ریتم قابل رویت مشاهده می شود مدنظر است که بوسیلۀ واحدهای اندازه گیری و علاقه مندی مورد سنجش قرار می گیرد. سریعترین عکس العمل انسان در مقابل ریتم این است که با آن هماهنگ شود (تکان دادن دست و پا). لذا انتخاب یک طرح موزون (ریتمیک) که بتوان احساسات معمار را در ناظر ایجاد نماید از وظیفه های معمار است. اگر معمار بخواهد احساس ضعیفتری در ناظر بوجود آورد در میان ریتم اصلی طرح ، ریتم کم اهمیتی از قبیل پنجره، مجسمه یا هر المان دیگری را جای میدهد. به این ترتیب اگر چه هنوز ریتم وجود دارد اما سرعت بیشتری یافته وبه اصطلاح کیفیت شادتری به خود میگیرد.

 - هماهنگی (هارمونی): تکرار هماهنگ و موزون یک فرم را هارمونی می گویند. البته این فرمها با تغییرات اندکی که با هم دارند تنوع ایجاد می نمایند و ناظر بدون خستگی و با سهولت فضا و فرم را استنباط میکند و از یکنواختی ملامت آور آن می کاهد. البته میــزان اختلاف در فرمها در هارمونی بستگی به سرعت ناظر دارد.

 - ترکیب(کمپوزیسیون): ترکیبی از تلفیق و کنار هم گذاشتن اشیاء به طرق خاص سر وکار دارد به نوعی که هر جزء از فرم کلی نقش یک ارگان (اندام) را داشته باشد. پس منظور از کمپوزیسیون هدایت ناظر از طریق مکانها(توالی) و تسلسلهای محاسبه شده و واضح کردن نظم و ارتباط بین عوامل و عناصر یک ساختمان و متمایز کردن آن از محیط و سایر عناصر برای درک مقصود معمار است.

 - تناسب و مقیاس: یک اثر معماری باید متناسب با نیازهای معقول یک انسان ساخته شود و این تناسب دربرگیرندۀ دنیای مادی و معنوی انسان است. در ساختن یک بنا باید ابعاد و حرکات انسان در نظر گرفته شده و ساختمان متناسب با آن ساخته شود بنابراین مقیاس انسانی‌(Human Scale) تعیین کنندۀ یک ساختمان می باشد و تناسبات انسانی در تناسبات یک ساختمان متجلی می شود که در این رابطه معمولاً از قواعد ریاضیات و هندسه استفاده میشــود. در معماری سه نوع مقیاس برای درک اندازه ها بکار برده می شود:

 1- مقیاس واقعی و طبیعی و اندازه های عادت شده

 2- مقیاس صمیمی : که در اغلـب خانه های مسکـونی دیده می شود و به خانه امن بـودن و راحت بودن را می بخشد که در این مقیاس اندازه ها کمی کوچکتر از معمول می باشد و ناظر احساس راحتی می کند.

 3- مقیاس عظیم: که ناظر احساس کوچکی می کند و اندازه ها بزرگتر از حد معمول هستند. این مقیاس باید در انسان ایجاد شگفتی نماید نه ترس و حقارت . این مقیاس برای مکانهای غیر جدی برای ایجاد جلب توجه و شادی مثل پارکها و نمایشگاهها بکار می رود.

 - وحدت ‌، تضاد : وحدت یعنی اجتماع عوامل مختلفی که بتوان آنها را به کیفیتی یگانه نسبت داد. تلفیـق اشکال و فرمها ، رنگ ، مقیاس ، هماهنگی ، ریتم و غیره ، وسائل نمایش مفهوم وحدت است، گر چه خـود وحدت نیست. لذا معمار می باید با تفکر زمان خویش آشنائی داشته باشد. تضاد یکی از عواملی است که گاه در طراحی ساختمان به چشم می خورد و برای تأکید بر قسمتی خـاص از ساختمان و یا بیان قسمتی مهم از آن و یا تفکیک و تمیز عملکرد خاصی از بنا استفاده می شود. این تضاد نیز با عوامل و عناصر معماری نظیر تضاد بین فرمها، بافت ، رنگ و ... بیان می شود. درخصوص دیگر عناصر و عوامل معماری بحث را در ارتباط با معماری ایرانی به پیش می بریم.

  برای اطلاعات بیشتر به جزوه دانشگاهی اصول مبانی معماری و شهرسازی دکتر ناطقی استاد دانشگاه آزاد اسلامی آشتیان و اراک

 

 کتابهای مفید ویژه شهر سازان و شهر اندیشان

 

 ·                فرایند طراحی شهری(سید حسین بحرینی)

·         تئوری شکل خوب شهر(کوین لینچ

·         سیمای شهر(کوین لینچ)

·         تحلیل فضای شهری(بحرینی)

·         قواعد و معیار های طراحی شهری( محمود توسلی)

·         ساخت شهر در اقلیم گرم و خشک ایران(توسلی)

·         طراحی فضای شهری1و2(توسلی)

·         هنر هندسه(توسلی)

·         مبانی طراحی شهری(ترفسکی)

·         محیطهای پاسخده(بن بنتلی)

·         فضا،زمان،معماری(گیدئون)

·         کندوکاوی در تعریف طراحی شهری(گلکار)

·         مفهوم سکونت(شولتز)

·         شهرسازی واقعیات و تخیلات(شوای)

·         از شار تا شهر(سید محسن حبیبی)

·         سبک شناسی معماری ایران(پیرنیا)

·         معماری اسلامی(پیرنیا)

·         زیبایی شناسی در معماری(گروتر)

·         آفرینش نظریه معماری(جان لنگ)

·         تاریخ شکل شهر(جیمز موریس)

·         راهنمای طراحی فضای شهری در ایران(پاکزاد)

·         فضای شهری(راب کریر)

·         تئوری جدید درطراحی شهری(کریستوفر الکساندر)

·         روان شناسی محیط و کاربرد آن( مرتضوی)

·         تجدد فرا تجدد و پس از آن در شهرسازی_ بحرینی

·         طراحی شهرها(اموند بیکن)

·         گزیده منظر شهری(کالن)

·         تفسیر محیط به روش هرمنوتیک،سنتی،و ساختارگرایی_ موگروئر

·         معماری فرم فضا نظم(چینگ)

·         آشنایی با طراحی محیط و منظر(سازمان پارکها)

·         طراحی شهری در خیابانهای شهری_سازمان پارکها

·         شهرسازی شهروندگرا(فرانسیس تیبالدز)

·         آفرینش محلات و مکانها در محیطهای انسان ساخت _چپ من

·         معماری زمینه گرا(برولین)

·         مکتب اصفهان در شهرسازی(اهری)

·         طراحی فضای شهری(مدنی پور)

·         شهرسازی معاصر(اوستروفسکی)

·         انسان شناسی شهری(فکوهی)

·         شهر همچون چشم انداز(ترنر)

·         جامعه شناسی شهر(ممتاز)

·         معماری ایران(پوپ)

·         فاراب و سیر شهروندی در ایران(فلامکی)

·         آرمانشهر در اندیشه ایرانی (اصیل)

·         مبانی طراحی شهری در بخش مرکزی تهران(توسلی)

·         طراحی شهری در خیابان کارگر(توسلی)

·         مرمت شهری (حبیبی)

·         طراحی شهری در بافت قدیم شهر یزد_توسلی

·         باززنده سازی بناها و شهرهای تاریخی ایران(فلامکی)

·         مقدمه ای برتاریخ شهر و شهرنشینی در ایران(سلطانزاده)

·         فضاهای شهری در بافت های تاریخی ایران(سلطانزاده)

·         اغاز شهر نشینی در ایران _ کیانی

·         نخستین شهر(وایت هاوس)

·         به سوی شهرسازی انسانگرا(یار احمدی)

·         شکل گیری معماری در تجارب ایران و غرب(فلامکی)

·         نگرشی بر روند تهیه طرحهای تفصیلی در شهرسازی(نوریان)

·         تاریخ شهر (بنه ولو و.... )

·         تاریخ معماری مدرن(بنه ولو)

بادگیر ،

نماد معماری همسازبااقلیم  ،

یادآور اعتنای هوش ایرانی به معماری پایدار


 

بادگیر از مظاهر و سمبلهای تمدن ایرانی است دقیقا معلوم نیست اولین بادگیر در کدام شهر ایران ساخته شده ولی سفرنامه نویسان قرون وسطی بیشتر از بادگیرهای شهرهای کویری و گرم و خشک مانند یزد نام برده‌اند کاریز و بادگیر و خانه‌های گنبدی بدون تردید از نمادهای تمدن ایرانی است

 

اولین بادگیر ها در تاریخ جهان در منطقه یزد خودنمایی کردند.سیستم کاری بادگیرها به این نحو می باشد که هوای جاری بیرون از خانه را به داخل خود می کشند و با تشت های آبی که درون آنها تعویه شده ، هوا را خنک و سبک می کنندو به داخل خانه هدایت می کنند.

بادگیر، یک روش ابداعی ایرانی برای ایجاد فضای خنک در داخل منازل گرم کویری است . این دستگاه تهویه مطبوع ، سالیان درازی از روزگاران دور ، فضای زندگی مردم ایران را قابل تحمل کرده است . بادگیرها معمولاً برجکهای کوچکی به صورت چهارضلعی یا چند ضلعیهای منتظمند که ساختار مثلث در آنها به هیچ وجه دیده نمیشود. 

 بادگیر باغ دولت آباد یزد  بلندترین بادگیر جهان

 بادگیر باغ دولت آباد یزد با ۳۳ متر ارتفاع بلندترین بادگیر جهان است. بادگیر ۸ طرفه این باغ با ارتفاع بلند در دنیا بی نظیر است.

برخی از کارشناسان معتقدند بادگیر خانه ها در یزد نمایانگر تشخص و منزلت اجتماعی صاحبان آنها در گذشته بود؛ این موضوع از طریق ارتفاع و نوع تزئینات آنها مشخص می شود.

بادگیرها بخشی از بناها و فضاهای مسکونی شهر یزد در گذشته بوده اند که طبیعی ترین روش تهویه بنا به شمار می رفته و بر حسب سرعت و جهت باد در خانه های قدیمی و یا در محراب مساجد و آب انبارهای یزد طراحی می شدند.

از بادگیرهای یزد می توان  باغ دولت آباد، آب انبار کلیمیان، آب انبار شش بادگیری و هفت بادگیری عصر آباد و حسین آباد به عنوان شاخص ترین بادگیر های یزد نام برد.

 

آشنایی مختصر با طرز کار بادگیر

  طبیعی ترین روش تهویه،بادگیر است که بر حسب سرعت و جهت باد طراحی شده‌اند.

حرکت هوا را به دلیل اختلاف فشار جو باد گویند. باد روی زمین عامل مهمی در تبادل دما، رطوبت و انتقال ذرات معلق است. این امر در ایجاد شرایط آسایش انسان یا اخلال در آن نقش مهمی دارد. جا به جایی هوا در بالا بردن سطح کارآیی ذهنی و فیزیکی افراد و کاهش میزان ابتلا به بیماری‌ها بسیار موثر است. همچنین می‌تواند عاملی در کاهش مصرف سوخت‌های فسیلی باشد. اهمیت باد در طرح و ساخت محیط مسکونی از دیرباز مورد توجه بوده است. ارسطو چهار قرن قبل از میلاد و ویترویرس معمار روسی یک قرن قبل از میلاد از روش استفاده باد در معماری و شهرسازی صحبت می‌کنند.

 

بادگیر، میراث گذشته

در کشور ما در طی قرون متمادی تمام ساختمان‌ها با توجه به اقلیم و شرایط محیطی ساخته می‌شده است. آفتاب، باد، رطوبت، سرما و گرما و به طور کلی شرایط آب و هوایی و جغرافیایی، تاثیر مستقیمی در معماری سنتی ایران در مناطق مختلف داشته است.

بارزترین روش تهویه طبیعی ساختمان بادگیر است. بادیگرهایی با اشکال مختلف در بسیاری از شهرهای مرکزی و جنوبی ایران بر حسب سرعت و جهت باد مطلوب طراحی و اجرا شده‌اند. از نام‌های باستانی و گوناگون آن مانند واتفر، بادهنج، باتخان، خیشود، خیش‌خان، خیشور، ماسوره و هواکپ‌ برمی‌آید که پدیده‌ای بس کهن است.

باد پس از برخورد با سطوح فوقانی به دالان‌هایی هدایت می‌شود که با سطح آب داخل حوض‌خانه برخورد کرده (مثل بادگیر باغ دولت آباد یزد) و فضای داخلی اتاق را خنک می‌کند و در مناطق مرطوب باد فقط از کانال‌های خشک عبور می‌کند (مثل بادگیرهای بنادر جنوبی) و فضای اتاق را تهویه می‌کند.

 

طرز کار بادگیر

 

عملکرد بادگیر بدین صورت است که باد مطلوب را گرفته و آن را به داخل اطاق های اصلی ساختمان، آب انبار و یا سرداب هدایت می کند. در بعضی از مساجد حاشیه کویر مانند مسجد قدیمی اردکان و مسجد جامع فیروز آباد در استان یزد، دریچه بادگیر درست در بالای محراب قرار دارد. به این ترتیب، باد مطلوب وارد بخش های مختلف ساختمان می گردد و باعث تهویه و خنکی آن می شود.

 

شهر تاریخی یزد به شهر بادگیر ها معروف است و به تحقیق، نسبت به سایر شهر های مرکزی ایران دارای بیشترین تعداد بادگیر است. در این شهر، مرتفع ترین بادگیر جهان یعنی بادگیر باغ دولت آباد وجود دارد که دارای حدود ۳۴ متر ارتفاع است. ارتفاع دهانه فوقانی بادگیر ۱۱ متر می باشد. این بادگیر هشت طرفه، باد را از هر سمتی که بوزد به درون ساختمان هدایت می کند.

 

در اینجا لازم به توضیح است که بعضی از بادگیر ها، فقط از طریق جابجایی هوا  داخل بنا را خنک می سازند و بعضی دیگر، هم از طریق جابجایی هوا و هم از طریق تبخیر این عمل را انجام می دهند. سیستم برودتی بادگیر باغ دولت آباد از طریق روش دوم است؛ بدین صورت که جریان هوا پس از ورود به داخل ساختمان از روی یک حوض سنگی کوچک و فواره رد می شود و سپس از آنجا به سایر اطاق ها هدایت می گردد. اطاق زیر بادگیر که حوض و فواره در آن قرار دارد به صورت هشتی (هشت ضلعی) است و در های متعددی در آن وجود دارد. در هر زمان که نیاز به خنک نمودن اطاق خاصی باشد، در بین آن اطاق و اطاق هشتی زیر بادگیر را باز می نمایند.

 

جهت تقویت عملکرد خنک سازی بادگیر و استفاده از برودت تبخیری از روش های دیگری نیز استفاده می شده است. به عنوان مثال، در شهر بم بادگیری وجود دارد که از ساختمان، حدود ۵۰ متر فاصله دارد و با یک کانال زیرزمینی به آن مرتبط است. در بالای این کانال، یک باغچه قرار دارد. بعد از آبیاری باغچه، رطوبت آن به دیوار های کانال ارتباطی نفوذ می کند و نسیم بادی که از بادگیر به سمت ساختمان جریان دارد را خنک تر می نماید. در بعضی از موارد نیز در روی دهانه بادگیر، حصیر، سوفال و یا بوته های خار قرار می دادند و روی آن آب می پاشیدند و بدین طریق رطوبت و برودت های هوای ورودی را افزایش می دادند. تا پیش از پیدایش یخچال برقی، در بسیاری از خانه ها، مواد غذایی را در محوطه زیر بادگیر نگاه می داشتند تا خنک بماند و دیر تر فاسد شود.

 

بادگیر و هواکش روی گنبد و یا بام، جزء جدایی ناپذیر آب انبار های نواحی مرکزی ایران است. محیط مرطوب آب انبار با استفاده از جریان هوا باعث برودت و خنکی آب ذخیره شده می شود.

 

باید توجه داشت که در مناطق گرم و خشک مرکزی ایران، به دلیل خشکی هوا، آب سریعتر تبخیر می شود و علاوه بر ایجاد برودت در محیط، باعث افزایش رطوبت نسبی هوا نیز می گردد. در نتیجه هم گرما و هم خشکی بیش از حد هوا را کاهش می دهد و محیطی مطبوع برای ساکنین ساختمان ایجاد می نماید. ولی استفاده از این روش در بادگیر های جنوب کشور که دارای اقلیمی گرم و مرطوب است، ممکن نمی باشد. زیرا اولاً به دلیل بالا بودن میزان رطوبت نسبی و اشباع نسبی هوا از بخار، تبخیر آب به سهولت صورت نمی گیرد و در ثانی اضافه نمودن هوای نم دار به محیطی که هوای آن بیش از حد آسایش انسان مرطوب است، شرایط زیستی را مشکل تر می نماید. بدین جهت بادگیر های جنوب، فقط از طریق جابجایی هوای داخل ساختمان، باعث کاهش دمای فضای آن می شوند.

 

 

 

از خصوصیات دیگر بادگیر می توان از اثر دودکش نام برد. در مواقعی که باد جریان نداشته باشد، هوای گرم داخل بنا صعود می کند و از طریق بادگیر به خارج بنا منتقل می شود و بدین صورت کماکان یک جریان هوا در داخل ساختمان برقرار می گردد هرچند که شدت آن کمتر از مواقعی است که باد در محیط خارج جریان داشته باشد.

 

بهترین نمونه بادگیر ها در جنوب کشور را می توان در بندر لنگه و بندر کنگ  ملاحظه نمود. هنوز هم بادگیر های حجیم چهار طرفه، نمود اصلی این دو بندر قدیمی می باشند. طرز کار بادگیر های این منطقه، مشابه نواحی مرکزی ایران است؛ فقط همان گونه که عنوان شد، عملکرد برودتی این بادگیر ها فقط از طریق جابجایی هوا صورت می گیرد. مطلب دیگر اینکه نسیم هوای بین خشکی و دریا و به طور کلی باد های محلی در این مناطق از شدت کمتری نسبت به نواحی مرکزی ایران برخوردارند و لذا باید بادگیر ها حجیم تر باشند تا بتوانند جریان بیشتری از هوا را به درون اطاق انتقال دهند. در بعضی موارد، مساحت مقطع بادگیر به بیش از ۸ متر مربع می رسد و بر روی کل بام اطاق قرار می گیرد. در بندر لنگه، در نزدیکی ساحل، تعداد بادگیر ها بیشتر است و حجم آن ها نیز بزرگتر می باشد؛ ولی هرچه از ساحل دور شویم، تعداد این بادگیر ها و ابعاد آنها کمتر می شود؛ به نحوی که در سمت شمالی بندر تعداد اندکی بادگیر وجود دارد.

 

 

 

اغلب بادگیر ها، دارای چوب بست هایی هستند که دو طرف دهانه بادگیر را به هم متصل می کنند و انتهای این چوب بست ها از بدنه بادگیر بیرون می باشد. این چوب بست ها جهت افزایش استحکام و مقاومت بادگیر در مقابل فشار باد است و به صورت کششی کار می کنند و نمی گذارند که پره های داخلی و بدنه بادگیر از یکدیگر جدا شوند. علت آنکه انتهای این چوب ها را نمی برند این است که در زمان تعمیر و مرمت بادگیر، داربست ها را به این چوب ها متصل می کنند و از روی داربست ها، تعمیرات لازمه را انجام می دهند.

 

موخره

 

از جمله مشکلاتی که در رابطه با بادگیر وجود دارد این است که با وجود کلیه تمهیدات، باز هم مقداری گرد و غبار وارد فضای داخل بنا می شود. به علاوه، پرندگان، جانوران موذی و حشرات نیز از طریق مجرای بادگیر وارد فضای داخل می شوند. همچنین کنترل کامل مقدار جریان هوا و میزان رطوبت و برودت میسر نمی باشد. لذا بادگیر به تدریج جای خود را به کولر آبی در نواحی مرکزی و کولر گازی در نواحی جنوبی کشور داده است. در میبد در بعضی از خانه ها، از مجرای بادگیر جهت انتقال کانال کولر استفاده می شود و کولر را در مقابل بادگیر و در سمت رو به باد مطلوب قرار می دهند. بدین نحو عملکرد جدید بادگیر تنها به عنوان محافظ کولر در مقابل باد های کویری و عبور کانال کولر است.

 

قطعاً از بادگیر به صورت گذشته نمی توان استفاده نمود و تامین برودت و تهویه ساختمان تنها به وسیله بادگیر دیگر میسر نمی باشد. البته با نصب تور سیمی ریز بر روی بادگیر، مقداری از مشکلات حل می شود.

 

قابل ذکر است که حسن فتحی، معمار نامی مصر در داخل کانال بادگیر هایی که برای ساختمان هایش طراحی نموده، از یک فواره، یک پمپ آب کوچک، چند ورق حلبی سوراخ دار و یک تشت آب استفاده نموده است. در مواقعی که جریان باد گرم و یا خشک باشد و یا هنگامی که دارای مقداری گرد و غبار است، پمپ آب را روشن می کنند و آب فواره بر روی ورق های حلبی و نهایتاً به داخل تشت آب می ریزد و سپس مجدداً این آب از طریق پمپ به فواره منتقل می شود و بدین ترتیب نه تنها هوا خنک و مرطوب می گردد، بلکه مقداری از گرد و غبار آن نیز کاسته می شود.

 

کماکان می توان از بادگیر به عنوان مکمل سیستم تهویه و برودت ساختمان استفاده نمود. بادگیر می تواند در مواقعی از سال، شرایط آسایش در داخل بنا را از طریق تهویه طبیعی تامین کند و در زمانی که باد دیگر نتواند پاسخگوی نیاز اهالی ساختمان باشد، تنها در آن صورت باید از تاسیسات مکانیکی بهره گرفت. نمونه هایی از این سیستم مکمل را می توان در بعضی خانه های نوساز محله صفاییه یزد و ساختمان های مسکونی کارکنان راه آهن این شهر مشاهده نمود. البته در موارد بسیاری بادگیر های جدید در خانه های نوساز این شهر تنها جنبه تزیینی دارد و اگر بادگیر صرفاً جنبه سمبلیک و نمادین داشته باشد و عاری از هرگونه عملکردی باشد، این یادگار با ارزش به تدریج از سیمای بافت قدیم و جدید شهر های ایران حذف خواهد شد.

 

 

 

انواع بادگیر

بادگیرها از لحاظ شکل بیرونی چند دسته هستند. ساده‌ترین نوع بادگیر یک جناحی است و بسیار کوچک و محقر بر فراز محفظه‌ای، مانند سوراخ بخاری در پشت بام ساخته می‌شود در این روش برای پرهیز از گزند گردبادها و طوفان‌های سنگین، بادگیر را فقط در جهت بادهای خنک و نسیم‌های مطبوع می‌سازند و جبهه‌های دیگر آن را می‌بندند. در برخی موارد بادگیرهای یک طرفه را پشت به بادهای شدید و آزاردهنده می‌سازند و در واقع این بادگیر عملکرد تهویه و تخلیه هوا را انجام می‌دهد.

ابعاد آن نسبت به سایر انواع کوچک‌تر و شکل آن اولیه‌تر است. این مسیر مورب (که در بالای بام دیده می‌شود) پس از اتصال به کانال عمودی داخل دیوار و پنجره خروجی داخل ساختمان مانند بخاری در یک ضلع اتاق قرار می‌گیرد و تهویه را انجام می‌دهد. این نمونه بیشتر در منطقه سیستان و قسمتی از شهرستان بم دیده می‌شود.

 

بادگیر های دوطرفه

نوع دوم، نوع دو طرفه که دارای دو وجه روبه‌روی یکدیگر و با پنجره‌های بلند و باریک بدون حفاظ ساخته می‌شود و در قسمت داخلی ساختمان به شکل یک یا دو حفره در طاقچه دیده می‌شود. این نمونه در سیرجان و به ندرت در کرمان دیده می‌شود.

 

بادگیر سه جناحی – سه طرفه

بادگیر نوع سوم سه جناحی است و دو نوع دارد، سه جناحی متصل و سه جناحی منفصل (اشکم دریده) .در این نمونه می‌توان به تفکیک از یک یا دو یا سه جبهه استفاده کرد. البته استفاده از این نوع بادگیر نادر است.

 

بادگیرهای چهار طرفه

نوع چهارم، بادگیرهای چهار طرفه است که به شکل کامل و مفصل‌تر از انواع دیگر ساخته شده‌اند و معمولا داخل کانال‌های آن با تیغه‌هایی از آجر یا چوب یا گچ به چند قسمت تقسیم می‌شوند. در بعضی از نمونه‌ها در زیر کانال بادگیر حوض به نسبت بزرگ و زیبایی می‌ساخته‌اند که هوای خشک و دارای گرد و غبار پس از برخورد با آب با جذب رطوبت خنک و گرد و غبار آن جدا و هوای اتاق (حوضخانه) در گرمای تابستان بسیار مطبوع می‌شده است. در مناطقی که امکان ایجاد حوضخانه در طبقه همکف وجود نداشته است آب قنات را در زیر زمین جاری و نمایان می‌کرده‌اند و امتداد کانال بادگیر نیز تا روی این جریان آب ادامه می‌یافته است. این فضاها (سرداب‌ها) محل تجمع اهالی خانه در بعد از ظهرهای تابستان بوده است. این نمونه در یزد، کرمان و بوشهر و… دیده می‌شود.

 

بادگیرهای چند وجهی

در شهرستان یزد و برخی قسمت‌های مرکزی ایران بادگیرهای چند وجهی (معمولا هشت وجهی و حتی گاهی مدور) معمول است که نوع پنجم بادگیرها را تشکیل می‌دهد.

علت ساخت این گونه بادگیرها وجود بادهای مطلوبی است که از هر طرف وزش داشته و تیغه‌های کانال می‌تواند از هر جهت باد را گرفته و به داخل مسیر هدایت کند.

 

بادگیر چپقی

بادگیر چپقی نوع ششم بادگیرهاست که به جای فضای مکعبی شکل خارجی، سازنده از ایجاد چند لوله خم‌دار (زانو مانند) برای حجم خارجی بادگیر استفاده کرده است، اما کانال‌ها و قسمت‌های داخلی مانند نمونه‌های چند طرفه است این نوع بادگیر تنها در سیرجان دیده شده است.

 

نماسازی بادگیرها

نماسازی بادگیرها خود از ویژگی‌های خاصی برخوردار است و در نهایت ظرافت به وسیله‌ آجرکاری و یا گچ‌بری ساخته می‌شود. در این جا لازم است از بادگیر مضاعف، بادگیر دواشکوبه و بادگیر حفره‌ای نیز نام برد. در شیراز نیز بادگیرهایی کم و بیش دیده می‌شود که به عنوان نمونه می‌توان از بادگیر ارگ و آب انبار کریم‌خان زند یاد کرد.

 

بادگیرها؛تنفسگاه های دشت کویر

برخی از مورخان و کارشناسان معتقدند  وجود بادگیر در هر خانه معرف تعیّن و تشخّص افراد آن خانه است. بزرگی و کوچکی بادگیر با موقعیت اقتصادی صاحب خانه ارتباط دارد. به گونه‌ای که هنگام ورود یک روستای کویر با نگاهی گذرا به وضعیت بادگیرها می‌توان موقعیت اقتصادی هر خانوار را تشخیص داد.

 

بادگیر تهویه مطبوع خانه های کویری

بادگیر وسیله تهویه مناسبی برای خانه‌ها در قلب کویر محسوب می‌شود. به طوری که جریان هوای مطبوع را در اتاق‌ها، تالار و زیرزمین ایجاد می‌کند. در واقع شهرها و روستاهای کویری با بادگیر نفس می‌کشند. به همین لحاظ است که در هر محل، جهت بادگیر را در سمتی می‌سازند که مناسب‌ترین جریان هوایی منطقه را جذب کند. به عنوان مثال در سراسر منطقه اردکان جهت بادگیر را رو به شمال درست می‌کنند تا هوای شمال را به داخل خانه بکشاند. برای همین پشت بادگیر را در جهت باز «قبله» می‌سازند که همراه با گرد و خاک است. کار اصلی بادگیر در دو بخش خلاصه می‌شود؛ یکی آن که هوای دلپذیر و مطبوع را به قسمت زیر هدایت می‌کند به طوری که هوا به محض اینکه به چشمه‌های بادگیر می‌وزد به دلیل وضعیت ویژه چشمه‌های بادگیر، باد با سرعت هر چه تمام‌تر به پایین کشیده می‌شود.

 کار دوم این است که جهت دیگر بادگیر هوای گرم و آلوده را به بیرون می‌فرستد یعنی در واقع کار مکش را انجام می‌دهد. در مسیر بعضی بادگیرها که به سرداب راه پیدا می‌کند، طاقچه‌ یا گنجه‌ای در دل دیوار تعبیه می‌کنند و در چوبی بر آن می‌گذارند تا بتوانند باد را کنترل کنند. به این معنی در زمستان در گنجه را می‌بندند تا ارتباط فضای داخل و خارج اتاق را قطع کند.

این گنجه‌ها در اتاق‌ها، کار یخچال امروزی را انجام می‌دهند. به طوری که گوشت و ماست و پنیر و غذای شب مانده را در گنجه می‌گذارند و در آن را می‌بندند تا آن مواد از هوای گرم فضای داخل و دسترسی حیوانات خانگی در امان باشد. در «عقدا» به این گنجه‌های دیواری اصطلاحا «گمبیچه Gombice» می‌گویند.

از بادگیر علاوه بر تهویه هوا و موردی که گفته شد برای سرد نگه داشتن مواد غذایی به روش بهتری نیز استفاده می‌کنند. برای این منظور روی چوب میان قفسه بادگیری یک قرقره چوبی بند می‌کنند.

 سپس از میان قرقره ریسمانی می‌گذرانند که به پایین بادگیر می‌رسد. سر دیگر آن ریسمان را به شکل چهار رشته درمی‌آورند که به چهار گوشه تخته مشبکی به طول و عرض هفتاد سانتیمتر بسته می‌شود که این تخته را در اصطلاح «چوئوش Čouš» می‌نامند. سپس یک طناب را به میخ دیوار تالار می‌زنند و روی تخته مشبک، ماست، پنیر و غذاهایی که باقی می‌ماند می‌گذارند. برای آنکه تخته را به بالا و در معرض جریان هوا قرار بدهند سر طناب را از میخ باز کرده و پایین می‌کشند تا سر دیگر آن با واسطه قرقره‌ای که به تخته مشبک متصل است بالا کشیده شود برای همین تخته مشبک بالا می‌رود و در معرض هوای سرد قرار می‌گیرد و از فاسد شدن مواد غذایی روی آن جلوگیری می‌شود. فایده دیگر این کار این است که مواد خوراکی را از دسترس حیوانات خانگی دور نگه می‌دارند.

 

ارتباط بادگیرها با آب و هوای منطقه

وجود بادگیر با آب و هوای هر منطقه در رابطه مستقیم است. به طوری که هر چه شدت گرمای هوا کاسته شود به همان میزان از تعداد بادگیرها کاسته می شود. به عنوان مثال در روستای کوهستانی «طرزجان» و «ده بالا» که هوای آن خنک است، بادگیر برای اهالی معنا و مفهومی ندارد در حالی که در «میبد» که دارای آب و هوای گرم و خشک است می‌توان گفت که بیشتر خانه ها بادگیر دارند.

 

ارتباط بادگیر در خانه و تعین و تشخص صاحب خانه !!!

شاید بتوان گفت ، وجود بادگیر در هر خانه معرف تعیّن و تشخّص افراد آن خانه است. بزرگی و کوچکی بادگیر با موقعیت اقتصادی صاحب خانه ارتباط دارد. به گونه‌ای که وقتی وارد یک روستای کویری می‌شویم با نگاهی گذرا به وضعیت بادگیرها می‌توانیم موقعیت اقتصادی هر خانوار را روشن کنیم. زیرا که خانه‌های فقیرنشین بادگیر ندارند. بعضی از آنان که بادگیر دارند مصالح عمده بادگیر خشت و گل، یک طرفه و حتی تعداد چشمه‌های آن بسیار کم است. در حالی که مصالح بادگیر ثروتمندان بیشتر خشت و آجر چند طرفه و با تزییناتی همراه است. بیشتر بادگیرها یک طبقه است. فقط چند بادگیر در سراسر یزد دیده شد که دو یا سه طبقه است. به عنوان مثال در «عقدا» یک بادگیر دو طبقه در رباط معروف به «حاجی ابوالقاسم رشتی» مشاهده شد که معماران راجع به کیفیت بنای آن چنین اظهارنظر می‌کنند

«در گذشته بر اثر ناامنی در طبقه دوم آن آتش می‌افروختند تا رخنه ورود دشمن را به اطراف اطلاع دهند و از طرفی طبقه دوم به عنوان برج راهنما برای کاروانیان به حساب می‌آمده است.»

عده‌ای دیگر می‌گویند‌ «ساختن بادگیر دو طبقه یک نوع هنر معماری است زیرا ساختن آن کار هر معماری نیست.»

 

بادگیرها و تناسب و زیبایی در معماری شهری

نظر دوم به حقیقت نزدیک‌تر است. زیرا به طبقه دوم امکان رفتن افراد یا آتش‌افروزی نیست. از جهتی فرم ظاهری بادگیر که هشت ضلعی است نشان می‌دهد که رعایت تناسب و زیبایی بادگیر برای معماری در درجه اول اهمیت بوده است. زیرا بادگیر طبقه دوم روی بادگیر طبقه اول ساخته شده است. منفذ زیر بادگیر آن درست در وسط منافذ دو طبقه بادگیر است. بادگیر طبقه دوم کار هواکش را انجام می‌دهد. یعنی در واقع این بادگیر وسیله بسیار مناسبی برای سهولت نفس کشیدن چشمه‌های بادگیر طبقه اول است.

در تفت یک بادگیر سه طبقه که از نظر معماری بسیار ارزنده است مورد بررسی قرار گرفته است. این بادگیر به عنوان نوعی تفاخر به حساب می‌آید. از طرفی بادگیر سه طبقه در تلطیف هوای خانه بسیار موثر است. به شکلی که باد در هر سمت و ارتفاعی جریان دارد به راحتی به وسیله چشمه‌های یکی از طبقات بادگیر به داخل کشانده می‌شود. بلندترین و زیباترین بادگیر باغ دولت‌آباد یزد با ارتفاع ۳۳ متر و ۸۰ سانتی‌متر است که تاریخ بنای آن به زمان کریم‌خان زند می‌رسد. حسن این بادگیر در دو قسمت خلاصه می‌شود؛ زمینه بادگیر هشت ضلعی و طبیعی است که باد در هر جهت و طرفی که جریان پیدا کند به راحتی و با سرعت هر چه بیشتر به قسمت زیر هدایت می‌شود. در قسمت دوم در زیر بادگیر حوضی است که در میان‌ آن فواره سنگی تعبیه شده است به طوری که وقتی باد به سطح آب می‌وزد هوای خنک و مطبوعی ایجاد می‌کند.

زرتشتیان ساکن تفت برای مبارزه با ناملایمات هوای گرم تابستان و هوای سرد زمستان منازل خود را به شکل چهار صفه‌ای درآورده‌اند تا در هر زمانی از سال با توجه به آب و هوا در یکی از صفه‌ها به سر برند. یعنی تابستان در سمت جنوب، بهار در سمت شمال، عصرهای زمستان در سمت شرق و صبح زمستان در سمت مغرب، زندگی می‌کنند.

بادگیر را گذشته از خانه‌های مسکونی برای خانه‌ باغات و مساجد و خنک نگاه داشتن آب در آب‌انبارها می‌سازند. تعداد بادگیرهای آب‌انبار در سراسر یزد به تناوب بین یک تا شش بادگیر مشاهده شد.

بادگیر در آب‌انبار نقش مصونیت از گندیدگی آب را نیز ایفا می‌کند. برای این منظور بادگیر را طوری روی خزینه آب‌انبار می‌سازند که مسلط بر آب است در غیر این صورت آب آن بدبو و بدمزه می‌شود. محاسبه بادگیر نسبت به خزینه آب‌انبار به تجربه و مهارت بنا بستگی دارد.

 

حرکت هوا را به دلیل اختلاف فشار جو باد گویند. باد روی زمین عامل مهمی در تبادل دما، رطوبت و انتقال ذرات معلق است. این امر در ایجاد شرایط آسایش انسان یا اخلال در آن نقش مهمی دارد. جا به جایی هوا در بالا بردن سطح کارآیی ذهنی و فیزیکی افراد و کاهش میزان ابتلا به بیماری‌ها بسیار موثر است. همچنین می‌تواند عاملی در کاهش مصرف سوخت‌های فسیلی باشد. اهمیت باد در طرح و ساخت محیط مسکونی از دیرباز مورد توجه بوده است. ارسطو چهار قرن قبل از میلاد و ویترویرس معمار روسی یک قرن قبل از میلاد از روش استفاده باد در معماری و شهرسازی صحبت می‌کنند.

 

بادگیر، یک روش ابداعی ایرانی برای ایجاد فضای خنک

بادگیر، یک روش ابداعی ایرانی برای ایجاد فضای خنک در داخل منازل گرم کویری است. این دستگاه تهویه مطبوع ، سالیان درازی از روزگاران دور ، فضای زندگی مردم ایران را قابل تحمل کرده است. بادگیرها معمولاً برجکهای کوچکی به صورت چهارضلعی یا چند ضلعیهای منتظمند که ساختار مثلث در آنها به هیچ وجه دیده نمی شود. بادگیر تشکیل شده است از برجکی تقریباً مرتفع‏تر از جاهای دیگر خانه در روی بام. عموماً بادگیرها بر روی قسمتی از خانه های کویری به نام حوضخانه بنا می شده‌اند. حوضخانه ایوانی کوچک بوده که در انتهای اتاقهای تابستانی هر عمارت قرار داشته است اتاقهای تابستانی تشکیل شده‌اند از اتاقهایی با ابعاد بزرگ و درهای زیاد ــ گاهی اوقات تا ۵ در ــ به دلیل جریان یافتن هوا در آنها که در انتهای آنها حوضخانه بود. حوضخانه به شکل فضای رابط میان حیاط خانه و اتاقهای تابستانی است.

 در میان این فضا، حوض کوچکی بود و دلیل نامگذاری این فضا نیز به علت وجود این حوض در میان این فضا بود. بادگیرها دقیقاً در بالای این حوض قرار دارند، ولی از طریق منافذی که دارند جریان هوا را به روی آب حوض هدایت می کنند. بادگیرها عموماً از خشت وگل ساخته می شده‌اند و برای محکم بودن آنها در مقابل وزش باد از تیرهای چوبی در ساختمان استفاده می شده است. بادگیر به صورت تزئینی با آجرهای نقشدار آراسته می‌شد. بادگیرها دارای منفذهای ورودی به صورت قوسهای زیبایی بوده‌اند.

 

 

بادگیرها کولرهای آبی امروزی

بادگیرها به صورت کولرهای آبی امروز کار می‏کرده‏اند، به این صورت که باد از منافذ بادگیر به آن وارد شده و به صورت مجمع به روی حوض آب هدایت می‌شد، پس از برخورد بر روی آب حوض عمل تبخیر انجام می‌گرفت. عمل تبخیر عملی است گرماگیر که موجب سرد شدن باد وارد شده از دهانه بادگیر می‌شده و سپس باد سرد وارد اتاقهای تابستانی شده و باعث سرد شدن هوای درون اتاقها می‌شده است. در بعضی از عمارتهای قدیمی که متعلق به افراد ثروتمند بود، حوضخانه فضای دربسته‌ای بود و اتاقهای تابستانی منافذ و دالانهایی داشت ــ مانند کانالهای کولر ــ که باد خنک از این دالانها وارد اتاقهای خانه می‌شد و این امر در صورتی بود که اتاقهای تابستانی تعدد داشت. از استفاده‌های دیگر بادگیرها به عنوان سردکردن فضای سرداب برای نگهداری مواد غذایی و نیز خنک نگهداشتن آب انبارها بود.

بیشترین تعداد بادگیرها را در دشتهای خشک و سوزان کاشان، یزد، جهرم، طبس، اروند و کرانه‏های خلیج فارس می‏توان مشاهده کرد. در ساخت بادگیرها از توانایی‏های معماری ایرانی به خوبی بهره گرفته شده؛ به گونه‏ای که بادگیرها علاوه بر آن که اهداف زیست محیطی را برآورده می‏کنند، جزیی از ساختمان‏های زیبای چشمگیر نیز به شمار می‏آیند. رهگذران با عبور از کوچه‏های شهر، با تماشای بادگیرهای متنوع، از لذت بینایی نیز بهره می‏گیرند. بادگیرها انواع مختلفی دارند، اما یک نوع از آنها منحصر به فرد است به نام بادگیر چپقی که در حال حاضر یک نمونه از این نوع بادگیر در سیرجان باقی مانده است .

برخی از بادگیرهای مشهور عبارتند از: بادگیر عمارت بروجردیها در کاشان، بادگیر عمارت عباسیون (عباسیها) درکاشان، این بادگیر پائینتر از سطح حیاط قرار دارد، بادگیر عمارت طباطبایی در کاشان، بادگیر عمارت دولت‏آباد در یزد که با ارتفاع ۱۸ متر بلندترین بادگیر موجود است. بادگیرهای آب انبار شیش، بادگیری در یزد که همانطور که از نام آنها پیداست ۶ عدد است.

 

یزد شهر بادگیرها

توجه به شرایط اقلیمی و زیست محیطی یزد، از شاخص ترین نشانه های این شهر که منظر عمومی آن را از دیگر شهرهای کشور متمایز می‌سازد، می‌توان به بادگیرهای متنوع آن اشاره کرد.

بادگیرها بخشی از بناه و فضاهای مسکونی شهر یزد در گذشته بوده‌اند که طبیعی‌ترین روش تهویه بنا به شمار می‌رفتند و برحسب سرعت و جهت باد طراحی می‌شدند. بناهایی نظیر خانه‌های قدیمی، محراب مساجد و آب انبارهای یزد از جمله نمونه‌هایی دارای بادگیر هستند که در این میان می‌توان به بادگیر خانه آقازاده ابرکوه، بادگیر باغ دولت آباد، بادگیر محراب مسجد ریگ و ملااسماعیل و بادگیرهای آب انبارهای عصر آباد و حسین آباد اشاره کرد که این آب انبارها به دلیل داشتن هفت بادگیر در کشور منحصر به فرد هستند.

 

مصالح ساختمانی بادگیرها

مصالح ساختمانی بادگیرها را معمولا خشت خام، آجر، گل، گچ و چوب شورونه تشکیل می‌دهد،  چهار بخش عمده بادگیر شامل بدنه، قفسه، تیغه‌ها و سقف است و از انواع مختلف بادگیرها می‌توان به بادگیر یک طرفه، دو طرفه، سه طرفه، چهار طرفه و چند وجهی اشاره کرد که اغلب بادگیر های میبد و اردکان یک طرفه هستند. همچنین بادگیر ۸ طرفه باغ دولت آباد یزد با ۳۳ متر ارتفاع بلندترین بادگیر جهان محسوب می‌شود.

 بادگیرها که درگذشته به عنوان سیستم تنفسی شهر محسوب می‌شدند، جریان طبیعی هوا را به داخل ساختمان هدایت می‌کردند و با توجه به اینکه در خانه‌ها، بادگیرها معمولا در ضلع جنوبی حیاط یعنی در سمت تابستان نشین خانه ساخته می‌شدند، نوعا به تالار و حوض خانه، کلاه فرنگی و زیر زمین ارتباط داشتند.

بادگیرخانه‌ها را نمایانگر تشخص و منزلت اجتماعی صاحبان آن‌ها است و این موضوع از طریق ارتفاع و نوع تزئینات آن‌ها مشخص می‌شود.

می‌توان به بادگیر باغ دولت آباد، بادگیر آب انبار کلیمیان، بادگیرهای آب انبار شش بادگیری و هفت بادگیری عصر آباد و حسین آباد و … به عنوان شاخص ترین بادگیرهای یزد اشاره کرد.

 

بادگیرها تهویه ای بر روی بام های خانه کویرنشینان

بادگیر ، برجهایی که در ایران برای تهویه بربام خانه ها ساخته می شود. بادگیر را همچنین بالای آب انبارها و دهانة معدنها برای تهویه می سازند. درخانه ها هوای خنک از بادگیر، که نوع ابتدایی تهویة مطبوع به شمار می رود، به اتاقهای طبقة همکف یا زیرزمینها فرستاده می شود.

بادگیر معمولاً چهارگوش است و در دیوارهای چهارگانة آن چند سوراخ تعبیه شده است . درون بادگیر با تیغه ها و جدارهایی که از خشت یا چوب و خشت ساخته شده است ، به چند بخش تقسیم می شود. بادگیر، که بیشتر در قسمت مرکزی ایران ، یعنی اطراف یزد، یا در جنوب ، در نزدیکی سواحل خلیج فارس ، یافت می شود، با ظهور روشهای جدید تبرید هوا و آب غالباً روبه ویرانی می رود و هنوز دربارة تعیین دقیق چگونگی ایجاد اختلاف فشار هوا که باعث جریان هوا می شود، مطالعة علمی کافی نشده است (ولف ، ص ۱۵، ۱۰۶؛ بیزلی ، ص ۱۰۰ـ۱۰۱). مارکوپولو از بادگیرهای جزیرة هرمز در خلیج فارس به عنوان تنها وسیله ای که زندگی را تابستانها در آن محل قابل تحمل می سازد یاد کرده است . از دیگر جهانگردان مانند پیترودِلا واله و فیگوئروآ نیز در این باره وصفهای خوبی باقی مانده است (رجوع کنید به یول ، ج ۲، ص ۳۸۳ـ۳۸۴).

 

فناوری بادگیرها در گذشته ایرانیان

بادگیر، یک روش ابداعی ایرانی برای ایجاد فضای خنک در داخل منازل گرم کویری است . این دستگاه تهویه مطبوع ، سالیان درازی از روزگاران دور ، فضای زندگی مردم ایران را قابل تحمل کرده است . بادگیرها معمولاً برجکهای کوچکی به صورت چهارضلعی یا چند ضلعیهای منتظمند که ساختار مثلث در آنها به هیچ وجه دیده نمیشود. بادگیر تشکیل شده است از برجکی تقریباً مرتفع‏تر از جاهای دیگر خانه در روی بام. عموماً بادگیرها بر روی قسمتی از خانههای کویری به نام حوضخانه بنا میشدهاند. حوضخانه ایوانی کوچک بوده است که در انتهای اتاقهای تابستانی هر عمارت قرار داشته است اتاقهای تابستانی تشکیل شدهاند از اتاقهایی با ابعاد بزرگ و درهای زیاد ــ گاهی اوقات تا ۵ در ــ به دلیل جریان یافتن هوا در آنها که در انتهای آنها حوضخانه بود. حوضخانه به شکل فضای رابط میان حیاط خانه و اتاقهای تابستانی است. در میان این فضا، حوض کوچکی بود و دلیل نامگذاری این فضا نیز به علت وجود این حوض در میان این فضا بود. بادگیرها دقیقاً در بالای این حوض قرار دارند، ولی از طریق منافذی که دارند جریان هوا را به روی آب حوض هدایت میکنند.بادگیرها عموماً از خشت وگل ساختهمیشدهاند و برای محکم بودن آنها در مقابل وزش باد از تیرهای چوبی در ساختمان استفاده میشده است.

بادگیر به صورت تزئینی با آجرهای نقشدار آراسته میشد.بادگیرها دارای منفذهای ورودی به صورت قوسهای زیبایی بودهاند. نحوهٔ کارکرد بادگیرها به صورت کولرهای آبی امروز کار می‏کرده‏اند، به این صورت که باد از منافذ بادگیر به آن وارد شده و به صورت مجمع به روی حوض آب هدایت می‌شد، پس از برخورد بر روی آب حوض عمل تبخیر انجام می‌گرفت. عمل تبخیر عملی است گرماگیر که موجب سرد شدن باد وارد شده از دهانه بادگیر می‌شده است و سپس باد سرد وارد اتاقهای تابستانی شده و باعث سرد شدن هوای درون اتاقها می‌شده است. در بعضی از عمارتهای قدیمی که متعلق به افراد ثروتمند بود، حوضخانه فضای دربسته‌ای بود و اتاقهای تابستانی منافذ و دالانهایی داشت ــ مانند کانالهای کولر ــ که باد خنک از این دالانها وارد اتاقهای خانه می‌شد و این امر در صورتی بود که اتاقهای تابستانی تعدد داشت. از استفاده‌های دیگر بادگیرها به عنوان سردکردن فضای سرداب برای نگهداری مواد غذایی و نیز خنک نگهداشتن آبِ آب انبارها بود. بیشترین تعداد بادگیرها را در دشتهای خشک و سوزان کاشان، یزد، جهرم، طبس، اروند و کرانه‏های خلیج فارس می‏توان مشاهده کرد .

 

بادگیرها و معماری ایرانی

 در ساخت بادگیرها از توانایی‏های معماری ایرانی به خوبی بهره گرفته شده؛ به گونه‏ای که بادگیرها علاوه بر آن که اهداف زیست محیطی را برآورده می‏کنند، جزیی از ساختمان‏های زیبای چشمگیر نیز به شمار می‏آیند.رهگذران با عبور از کوچه‏های شهر، با تماشای بادگیرهای متنوع، از لذت بینایی نیز بهره می‏گیرند.بادگیرها انواع مختلفی دارند، اما یک نوع از آنها منحصر به فرد است به نام بادگیر چپقی که در حال حاضر یک نمونه از این نوع بادگیر در سیرجان باقی مانده است. برخی از بادگیرهای مشهور عبارتند از: بادگیر عمارت بروجردیها در کاشان، بادگیر عمارت عباسیون (عباسیها) درکاشان، این بادگیر پائینتر از سطح حیاط بود، بادگیر عمارت طباطبایی در کاشان، بادگیر عمارت دولت‏آباد در یزد که با ارتفاع ۱۸ متر بلندترین بادگیر موجود است. بادگیرهای آب انبار شیش بادگیری در یزد که همانطور که از نام آنها پیداست ۶ عدد میباشد.عمارت بادگیر، نگین مجموعه کاخ گلستان، بنایی متعلق به دوران سلطنت فتحعلی شاه که در ضلع جنوبی باغ گلستان ساخته شد و در زمان ناصرالدین شاه با تصرفات عمده‏ای که در آن انجام گرفت به شکل امروزی درآمد. وجه تسمیه این بنا به علت وجود برجهای بادگیر به منظور تولید هوای خنک، مطبوع و انتقال آن به داخل عمارت حوضخانه و تالار اصلی بوده است. در زیر تالار و عمارت مزبور حوضخانه وسیعی وجود دارد که چهار بادگیر بلند پوشیده از کاشی‏های معرق، آبی، زرد و سیاه با قبه‏های زرین در چهار گوشه آن باعث خنک شدن هوای حوضخانه، تالار و اطاقها می‏شود.

 

شیوه ساختن بادگیر

معماران محلی برای ساختن بادگیر از پشت بام خانه و از جایی که مشرف به اتاق کوچکی است که برای بادگیر اختصاص داده‌اند با خشت یا آجر ،تنوره بادگیر را با مقطع مستطیل می‌چینند تا به ارتفاع معینی برسد. سپس بالای این تنوره‌ها چهار دیواره را دو چوب به شکل ضربدر «×» می‌گذارند. به گونه‌ای که دو سمت هر چوب در دو زاویه مقطع قرار بگیرد و سپس دیوارهای سمت شرق و غرب و جنوب بادگیر را دو تا پنج و دو دهم متر بالا می‌آوردند. سپس در قسمت شمال که رو به باد «اصفهانی» است با نیم خشت یا آجر نیمه به عرض شش سانتی‌متر، روی تنور را تا ارتفاع معینی می‌چینند. ارتفاع این تیغه‌ها ۴۰ سانتی‌متر بلندتر از سایر دیوارهاست.

 

«پایه Pâye»  بادگیر

این تیغه‌ها را «پایه Pâye» می‌نامند که نوعی بادشکن محسوب می‌شوند و از لحاظ معماری هم فوایدی دارد. به عنوان مثال به نمای بادگیر جلوه خاصی می‌بخشد و موجب استحکام ساختمان بادگیر می‌شود، زیرا اردکان و میبد و اطراف آنها گاهی اوقات گرد بادگیر را در سمت جنوب و مشرف به کوچه می‌سازند. طبیعی است در صورت نبودن وجود پایه، به ویژه در گذشته دور که تا حدی ناامنی در منطقه وجود داشت سارقین از راه منفذ بادگیر به داخل منازل راه پیدا می‌کردند.

 

«چشمه» بادگیر

عرض بین دو تیغه را در اصطلاح «چشمه» می‌نامند. بین ۴۰ تا ۶۰ سانتی‌متر است. تعداد چشمه‌های هر بادگیر بستگی به عرض اتاق دارد. به طوری که برای اتاق عرض بین سه و پنج و هفت متر به ترتیب پنج و هفت و ۱۱ چشمه می‌گذارند. در این منطقه تعداد چشمه‌ها جفت نیست. زیرا برای صاحب آن خوش یمن نیست. به گفته خودشان آمد ندارد. عمق هر بادگیر یک تا دو و نیم متر است. گاه برای استحکام بیشتر بادگیر به اندازه هر نیم متر چوبی در میان دیواره‌های بادگیر کار می‌گذارند.

سقف دو پایه را به شکل «چپیله Capile» می‌پوشانند. به این ترتیب که دو خشت به راه مایل به سمت بالا با دست نگه می‌دارند. سپس یک خشت مابین آن دو خشت می‌گذارند.

بام بادگیر را به شکل خرپشته در می‌آورند تا در کشاندن هوای مطبوع یا در بیرون کردن هوای گرم و آلوده کمک کند. بعد روی پشت‌بام بادگیر را به قطر سه سانتی‌متر با نیمچه‌کاه می‌پوشانند. گاهی اوقات فاصله بین دو پایه را با خشت و نمیچه کاه تخت می‌کنند سپس دو یا سه رگه آجر در لبه‌های بام آن کار می‌گذارند. به طوری که چیدن آجرها به این ترتیب علاوه بر استحکام بادگیر به زیبایی ظاهری آن نیز می‌افزاید. گاهی اوقات کف پشت‌بام را کاهگل می‌کنند سپس یک ردیف آجر روی آن می‌چینند. فاصله بین آجرها را با گچ و خاک بندکشی می‌کنند. بعضی از افراد که امکان مالی بیشتری دارند روی دیواره چشمه‌های بادگیر را گچبری می‌کنند. تعداد چشمه‌های هر بادگیر با بزرگی بادگیر ارتباط مستقیمی دارد. از طرفی تعداد چشمه‌های هر طرف بادگیر با شدت باد همان طرف و در مجموع با هوای هر منطقه ارتباط دارد.

در بعضی خانه‌ها گاهی برای فصل زمستان که احتیاج به بادگیر نیست چشمه‌های بادگیر را با آجر یا خشت تیغه می‌کنند. یا چنانچه در قسمت پایین بادگیر دریچه‌ای کار گذاشته شوند آن را می‌بندند. این کار هر سال اواخر پاییز و در آستانه زمستان شکل می‌گیرد.

از آن جایی که در اتاقک زیر بادگیر در تابستان اهل خانه استراحت می‌کنند احتمال دارد که پرندگان به ویژه کبوتران در چشمه‌های بادگیر آشیانه کنند و فضولات آنها به پایین بریزد. بنابراین برای جلوگیری از این کار چشمه‌های بادگیر را با تور سیمی یا نرده‌های چوبی می‌پوشانند.

 

انواع بادگیرها در سرزمین کهن ایران

از نظر ساخت و نوع مصالح و در مجموع ساختار بادگیر دارای انواع مختلف هستند که می توان انواع بادگیر بر سه نوع دسته بندی کرد که بادگیر اردکانی، بادگیر کرمانی و بادگیر یزدی است.

 

بادگیر اردکانی

که بادگیر اردکانی بیشتر در منطقه اردکان دیده می‌شود و جهت بادگیر رو به باد اصفهانی است. از سمت غرب و شرق و جنوب منفذ ندارد. بنای این نوع بادگیر به نسبت سایر انواع بادگیرها تا حدی ساده و از لحاظ اقتصادی هم مقرون به صرفه است. به همین لحاظ ممکن است که برای هر اتاقی یک بادگیر ساخته شود.

 

بادگیر کرمانی

اما بادگیر کرمانی ساده و کوچک است و به خانه خانواده‌های متوسط رو به پایین اختصاص دارد. هر بنایی می‌تواند این بادگیرها را بسازد. مصالح اصلی آن بیشتر خشت و گل است.از آنجا که این نوع بادگیرها دو طرفه هستند،بادگیر دوقلو نیز نامیده می شوند. ا بادگیرهای دوقلو را در مسیر بادهای شناخته شده می‌سازند. کار این نوع بادگیر‌ها تا حدودی نسبت به بادگیرهای اردکانی دقیق‌تر و ایده‌آل‌تر است زیرا فشار باد به یک جهت موجب تخلیه سریع هوای گرم و آلوده طرف دیگر می‌شود. بادگیر بیشتر آب انبارها را نیز به شکل بادگیر کرمانی درست می‌کنند تا از یک سمت آن هوای خوش و مطبوع به آب برسد و از طرف دیگرش هوای گرم به بیرون برود.

 

بادگیر یزدی

بادگیر یزدی از سایر انواع بادگیرها بزرگ‌تر است و چهار طرفه ساخته می‌شود به همین لحاظ این بادگیر را در بعضی جاها بادگیر «چهارطرفه» یا «چهارسو» می‌نامند. التبه ساختمان‌ آن از لحاظ معماری از سایر انواع بادگیرها مشکل‌تر و پیچیده‌تر است. به همین دلیل می‌توان آن را نوع برجسته‌ای از پدیده‌های هنر معماری به حساب آورد. ارتفاع آن به طور معمول زیاد است و میزان ارتفاع بادگیر از پشت‌بام خانه و نوع چشمه‌های هر سمت بادگیر ارتباط مستقیم با اوضاع جوی منطقه دارد. این نوع بادگیر ویژه ثروتمندان و گاهی نیز در خانه‌های افراد متوسط روستایی و شهری ساخته شده است.

 

چشم‌انداز آینده بادگیر در معماری نوین

با ورود معماری مدرن و به ویژه استفاده از تاسیسات مکانیکی به تدریج نقش اقلیم در ساختمان‌ها کم‌رنگ شد اما از نیمه دوم قرن گذشته که اقلیم و حفظ محیط زیست پیوسته مورد توجه قرار گرفت استفاده از فناوری همگون با محیط طبیعی، بازیافت ضایعات صنعتی و استفاده از انرژی‌های پاک مانند انرژی خورشید، باد و آب اهمیت بسیاری یافتند. در زمینه معماری نیز از این زمان توجه به محیط زیست و تلاش برای طراحی ساختمان‌های اقلیمی و معماری همساز با اقلیم آغاز شد.

امروزه می‌توان از بادگیر به عنوان مکمل سیستم تهویه و برودت ساختمان استفاده کرد. به وسیله بادگیر می‌توان در مواقعی از سال شرایط آسایش را با تهویه طبیعی تامین کرد و تنها زمانی که باد دیگر نتواند پاسخگوی نیاز ساکنان باشد باید از تاسیسات مکانیکی بهره گرفت.

حسن فتحی معمار مصری که تلاش فوق‌العاده‌ای برای تلفیق معماری سنتی و تکنولوژی روز خود انجام داده است، از یک پمپ آب در داخل کانال بادگیر ساختمان‌هایش استفاده می‌کرد که با ایجاد فواره‌ای در روزهایی که هوا گرم و پرگرد و غبار بود، هم از میزان گرما و هم از میزان گرد و غبار می‌کاست.

علاوه بر موارد گفته شده، طرح‌های دیگری در سایر کشورها که با تکیه به تهویه طبیعی طراحی شده به عنوان مثال در مرکز فروش بلوواتر انگلیس هوای تازه از طریق دنباله‌ای از بادگیرهای مخروطی با ارتفاع دو متر تامین می‌شود این بادگیرها روی بام سوار شده‌اند تا هوای خنک‌تری را به پایین فرستاده و آن را در فضای داخی پخش کنند. آنها در فاصله ۱۵ متری نسبت به هم و روی محور مرکزی مجتمع قرار گرفته‌اند و پس از دریافت جریان هوای خارجی، هوای تازه را به داخل ساختمان می‌فرستند.

همچنین برج آرموری چین شامل مجموعه‌ای از بلوک‌های هم‌شکل سوار شده بر یکدیگر با کاربری اداری، خرده‌فروشی، هتل و مسکونی است. در فصل تابستان یک بادگیر هوای تازه را به سمت پایین دهلیز میانی سوق می‌دهد. سپس این هوا از جداره‌ها به سمت بیرون کشیده می‌شود. در فصل زمستان این بادگیر هوا را از بدنه ساختمان و مجرای جذب کننده‌های خورشیدی به سمت خود می‌کشد و از ساختمان خارج می‌کند.

نمونه قابل ذکر دیگر لیستر انگلستان است میزان مصرف انرژی در ساختمان کوئینز دانشگاه مونت فورت، نصف انرژی مصرفی در یک ساختمان معمولی مشابه این بنا است که در آن سیستم تهویه مطبوع استفاده شده است. بادگیرهای مرتفع جلو اغتشاش هوایی را گرفته و برای انتقال هوای داخل به خارج از بنا طراحی شده است.

 

 بادگیرها در کشورهای عربی  در گذشته و اکنون

  عربها نیز با بادگیر آشنایی داشته اند و هم اکنون نیز از آن استفاده می کنند. در واقع چنین به نظر می رسد که نظایر این وسیله در بناهای باستانی خاورِنزدیک ، از قبیل مصرِ دورانِ فراعنه و بابِل ، استفاده می شده است . در زبان عربی قدیم این وسیله «بادَهَنج » یا «بادَنج » نامیده می شده که معرب «بادْهَنج » (=بادآهنج ) فارسی است و گاهی به جای «بادگیر» به کار می رود (رجوع کنید به دُزی ، ذیل «بادهنج »). در قصر «اُخَیضِر» بازمانده از آغاز دوران عباسیان در عراق (رجوع کنید به معماری * ، بخش ۳: «خلافت عباسی ») بادگیرهای چهارگوش در دیوارها دیده می شود. واژة «بادگیر» در عراق به صورت «باجیر» به کار می رود. احتمال دارد که انتقال و گسترش بادگیر در شام و مصرِ دوران اسلامی از طریق عراق انجام گرفته باشد. در آغاز دوران فاطمیان ، «بادهَنج » جزئی از منظرة شهرها شده بود، زیرا ابن یونس ستاره شناس (متوفی ۳۹۹) دربارة جهت صحیح روزنِ بادهنج بحث کرده است .

می دانیم که هوای خنک در مصر از سمت شمال یا شمالِغربی می وزد و بدین جهت بادهنجِ مصری یک روزنه بود.

 

 به نوشتة عبداللطیف بغدادی (متوفی ۶۲۹) هزینة ساختمان بادگیرهای بزرگ و آراسته در زمان او تا ۵۰۰ دینار می رسیده است . ظاهراً کهنترین نمونة این نوع بادگیر که در قاهره به جای مانده ، بادگیر دیوارِقبلة مسجدالصالح طلائع (۵۵۵) است (رجوع کنید به کِرِسوِل ، ج ۱، ص ۲۸۴ـ۲۸۵). در هزار و یک شب به بادهنج اشاره شده و علاءالدین غُزولی ادیب (متوفی ۸۱۵) نیز بخشی از جُنگ خود موسوم به مطالع البُدور را به «بادهنج » در شعر و نثر اختصاص داده است (روزنتال ، ص ۱ـ۱۹). در مصر جدید این وسیله معمولاً «مَلْقَف » (گیرندة ] باد [ ) نامیده می شود. این مطلب را لِین در > آداب و رسوم مصریان امروز < ، ص ۳۸، نیز متذکر شده است . این لفظ امروز هم در مصر به کار برده می شود (اسپیرو، ذیل “air shaft” و “ventilator” و “wind-sail” ). در خانه های مسکونی ، معمولاً اتاقهای بیرونی ، «قاعه » یا «مَنْدَرَه »، یا اتاق خواب به بادگیر مجهز بود (لِزین ، ص ۱۲ـ۱۵)

نویسنده : علی اسکندری

 

اولین سمینار شاخص های خلاقیت در نظام طراحی  معماری

دانشکده هنر و معماری اسلامی دانشگاه بین المللی امام رضا (ع)، با هدف بازشناسی و شناخت کاربرد موثر روشهای خلاق در نظام طراحی معماری،

اولین سمینار شاخص های خلاقیت در نظام طراحی  معماری

را برگزار می نماید.

این سمینار با حضور آقایان دکتر نقره کار، عضو هیات علمی دانشگاه علم و صنعت ایران، دکتر فرهاد آزرمی، عضو علمی دانشگاه شهید بهشتی ، دکتر باوندیان و دکتر امینیان، اعضای هیات علمی دانشگاه بین المللی امام رضا (ع)، روز پنج شنبه 22 تیر ماه جاری در دو نوبت صبح (8 الی 12) و بعدازظهر (16 الی 20) در محل تالار همایشهای الغدیر دانشگاه بین المللی امام رضا (ع) واقع در خیابان اسراربرگزار خواهد شد.

علاقه مندان به شرکت در این سمینار می توانند تا تاریخ 20 تیرماه با پرداخت مبلغ ثبت نام به شماره حساب 1884837191 بانک ملت (به نام دانشگاه امام رضا (ع) و تحویل فیش واریزی به دفتر مدیریت پژوهشی دانشگاه نسبت به ثبت نام قطعی خود اقدام نمایند.

مبلغ ثبت نام برای  دانشجویان 600000 ریال

وغیردانشجویان  750000 ریال

 لازم به ذکر است، به کلیه شرکت کنندگان گواهی شرکت در سمینار با تاییدیه دانشگاه بین المللی امام رضا (ع) و سازمان نظام مهندسی ساختمان اهدا خواهد شد.

برای دریافت اطلاعات بیشتر و ثبت نام به این نشانی مراجعه فرمایید:

www.imamreza.ac.ir

 

   



معرفی کتاب  :  

طراحی شهری: خیابان و میدان


نویسنده: JC Moughtin استاد بازنشسته ی برنامه ریزی ، دانشگاه ناتینگهام ، انگلستان /

__________________________

کتاب "طراحی شهری: خیابان و میدان" به دنبال ارائه تجزیه و تحلیل در حوزه های مختلف شهر، به بررسی خیابان ها و حوزه های تحت تاثیر آنها، میادین و ساختمان هایی که چهره عمومی مراکز بزرگ و کوچک شهری را تحت تاثیر می دهند، می پردازد.

این کتاب ضمن برشمردن ویژگی های اصلی طراحی در تفکر امروز، توانسته تعریف بهتری از عناصر اصلی شهری را برای خوانندگان بازگو نماید. کتاب حاضر به بررسی عمیق ترکیب، طراحی و جزئیات خیابان و میادین شهری و نقشی که انها در برنامه ریزی شهری بر عهده می گیرند می پردازد. /

 

در چاپ سوم کتاب، فصولی با عناوین "طراحی شهری پایدار" و "تحلیل بصری" اضافه شده که آخرین نظریه ها و حوزه های تحت نفوذ این مباحث را توضیح می دهد و باعث گردیده اهمیت علمی و کارکردی کتاب افزایش یابد

در این کتاب Cliff Moughtin به نقش عملکردی و ساختاری خیابان و میادین پرداخته، سمبل ها و نشانه های ماندگار در بستر تاریخی آنها را بررسی می نماید و این در حالی است که طرح این موضوعات در مقابل تعاریف و قوانین گذشته طراحی شهری قرار می گیرد. /

مخاطبان این کتاب دانشجویان و متخصصین معماری، معماری منظر، طراحی شهری و برنامه ریزان شهری می باشند. /

موضوعات :Urban Design

 - پیشگفتار

 - مقدمه

 - طراحی شهری و مردم

 - مفاهیم اساسی طراحی

 - شهرها و ساختمانها

 - میدان یا پلازا

 - خیابانها

 - معماری ساحلی ، رودخانه و کانال های آبی (شامل یک نمونه موردی در بارسلونا)

 - طراحی شهری پایدار

 - تحلیل بصری

 - مطالعات موردی در طراحی شهری، از جمله منطقه Brayford در Lincoln

 - نتیجه گیری

 - کتابشناسی

- منابع

 - فهرست

شهرهای سرماخورده

شهر یاکوتسک روسیه سردترین شهر جهان است.ساکنان این شهر واقع در شمال شرقی سیبری، نیمی از سال را با دمای حدود 60درجه سانتی‌گراد زیر صفر سپری می‌کنند.

هر چند در حال حاضر دمای هوای یاکوتسک به 38درجه سانتی‌گراد زیر صفر می‌رسد اما مردم این شهر همچنان مجبورند با چند دست لباس گرم در خیابان‌های مملو از برف و یخ تردد کنند تا جایی که برخی از آنها پوشیدن 2پالتو پوست و چند جوراب را برای جلوگیری از یخ‌زدگی بدن لازم و ضروری می‌دانند.
در حال حاضر این شهر حدود 20هزار نفر جمعیت دارد.

در میان ما آدمها، افرادی وجود دارند که طبعی گرم داشته و به همان اندازه افرادی را می‌بینیم که طبیعت سردی دارند. شاید این مثال ربطی به آنچه خواهیم نوشت نداشته باشد، اما در میان شهرهای زمین نیز، مناطقی را می‌بینیم که به لطف نزدیکی با خط گرم استوایی، گرمایی فوق‌العاده داشته و بسیاری دیگر نیز به دلیل دور بودن از این خط و نزدیکی به دو سر قطب زمین چهره‌ای سرد به خود گرفته اند.

روی صحبت این گزارش، شهرهای سرد جهان است. شهرهایی که علاوه بر سرد بودن پایتخت کشورهای خود نیز محسوب می‌شوند. شهرهایی مخصوص عاشقان برف و یخ که علاقه‌ای به آفتاب و سواحل شنی کنار دریا ندارند. بنابراین، اگر شما هم از این گروه جهانگردان هستید به همراه داشتن لباس گرم را حین مطالعه ویژگیهای این پایتخت‌های سرد فراموش نکنید.


1-آستانه، قزاقستان:

این شهر که از سال 1997، عنوان پایتختی خود را از آلماتی گرفته است اگر چه به دلیل معماری منحصر به فرد خود شهرتی جهانی پیدا کرده اما دمای منفی 52 درجه آن نیز، سرمای زاید الوصفی را نصیب آن کرده است. ساختمان‌هایی همچون کاخ صلح، کاخ ریاست جمهوری آک‌‌اوردا یا مسجد نورآستانه که معمولاً در مسیر هر بیننده‌ای قرار دارند از جمله بناهای معروف این شهر به شمار می‌روند.بنای 105 متری بی‌ترک (Bay terek) و برج دیدبانی آن سمبل این شهر بوده و به گفته‌ای داستانی افسانه‌ای و تاریخی از درخت زندگی، پرنده افسانه‌ای شادی و تخم‌مرغ را در خود جای داده است.

2-اولانباتور، مغولستان:

شهر اولانباتور که دمای آن در زمستان به 49 درجه زیرصفر نیز می‌رسد در ساحل رودخانه تول قرار گرفته و دور تا دور آن را چهار کوه مقدس با جنگل‌هایی از درختان کاج به هم تنیده با سراشیب‌های شمالی و دامنه‌های چمنزار جنوبی پوشانده است.

تابستان‌های این شهر گرم است، اما زمستان‌هایی بسیار خشن داشته به نحوی که حتی محلی‌های عادت کرده به این آب و هوا نیز مجبور به پوشیدن پوستین‌های مخصوص از جنس پشم شتر می‌شوند.

3-مینسک، بلاروس:

شهر منیسک برخلاف دمای منفی 40 درجه زمستانی خود به داشتن مردمانی خون گرم شهرت دارد. خیابان‌های تمیز، پارک‌های پر درخت و خیابان‌هایی که به لطف کم بودن گردشگر همواره خالی است. با این وجود مملو از جاذبه‌هایی است که مورد طبع تمام بازدید‌کنندگان فرهنگی به شمار می‌رود. سیرک منیسک از جمله مکان‌هایی است که ارزش یک‌بار دیدن را داشته و به خصوص محل خوبی برای تفریح کودکان به شمار می‌رود. گذشته از تمام این ویژ‌گی‌ها، ارزان بودن خدمات و هزینه‌های تفریحی این شهر نسبت به اکثر شهرهای اروپایی، موضوعی است که تا حد بسیار زیادی یخ دمای زیرصفر آن را برای گردشگران آب می‌کند.

4-اوتاوا،‌ کانادا:

سرد بودن اوتاوا و دمای منفی 37 درجه این شهر، شهروندان آن را همچون دیگر نقاط کانادا به سمت یک ورزش معروف زمستانی به نام هاکی روی یخ سوق داده است.

از جاذبه‌های معروف و طبیعی این شهر که هر زمستان، شاهد علاقه‌مندان به ورزش‌های زمستانی همچون اسکیت و هاکی است، کانال ردیو است که اولین میراث جهانی آن نیز به شمار می‌رود.

کانالی که از شهر گذشته و به بزرگترین میدان یخ‌بازی طبیعی جهان تبدیل شده است.

5-هلینسکی، فنلاند:

پایتخت سرد فنلاند را طبیعتی از دریا و مجمع‌الجزایر وسیع در برگرفته و به این شهر چهره‌ای آمیخته از ظاهر شهری شیک و با طبیعتی زیبا و جذاب داده است. پایین آمدن دمای این شهر تا منفی 33 درجه در اواسط ماه زمستان این فرصت را برای علاقه‌مندان ورزش‌های زمستانی به وجود می‌آورد تا روی سطح یخی آن، به جست و خیز بپردازند.

پارک مرکزی این شهر، مکانی است که تمام دوستداران ورزشهای زمستانی،‌فرصت یادگیری انجام این فعالیت‌ها را در آن پیدا می‌کنند.

6-بخارست، رومانی:

اگر چه بوخارست، زمستان سرد زیبایی دارد، اما جمعیت گردشگران را بیشتر اوقات باید در فصل بهار آن هنگام آب شدن بخ‌ها مشاهده کرد. زمستان‌هایی این شهر منفی 32 درجه دما دارد با این وجود، این «پاریس کوچولوی" اروپا، به جای جاذبه‌های زمستانی، مخلوطی از معماری نئوکلاسیک، برج‌های کهن رومی و ساختمان‌های عصر کمونیست را به گردشگران نمایش می‌دهد که همواره به این سبک به فریفتن آنها می‌پردازند.

از نکات مهم این شهر، همچون لقب آن، ارزانی خدماتی است که در مقایسه با شهر پاریس بسیار مقرون به صرفه‌تر است.

7-ویلینوس، لیتوانی:

شهر ویلینوس که در سال 2009، عنوان مرکز فرهنگی اروپا را نیز یدک می‌کشید، از جمله شهرهای اروپایی محسوب می‌شود که دارای ویژگی‌های لازم برای گذراندن تعطیلات آخر هفته گردشگران است.

تنها در فاصله کمی از شهر، علاقمندان به اسنوموبایل، فرصت سواری روی این دستگا‌ه‌های برف‌شکن را به دست آورده و می‌توانند در مسیرهای جنگلی و میادین برفی آن سواری کنند.

دریاچه آن که به لطف دمای منفی 30 درجه محیط، کاملاً منجمد می‌شود بهترین مکان برای ماهی‌گیری و کباب‌ ماهی پس از یک سواری اسنوموبایلی بلند مدت است.

از دیگر ویژگی‌های گردشگری این شهر امکان همراه شدن گردشگران با ساکنان محلی دهکده‌های اطراف و سپری کردن یک شب در میان برف و درخت و سرما است.

8-تالین، استونی:

شهر تالین که در این فصل از سال همچون ویلینوس به دمایی منفی 30 درجه می‌رسد، با دهکده باستانی قرون وسطایی خود و سرزمین‌هایی سفید و پوشیده از برف به جذب گردشگر می‌پردازد. تنها بخش خطرناک این شهر، حضور جمعیت گوزن‌های قطبی آن است که احتمال ایجاد مزاحمت‌هایی گاه جدی را برای گردشگران به وجود می‌آورد.

9-نوک، گرینلند:

شهر منفی 5/29 درجه‌ای نوک با چهره‌ یخی و زیبای خود که ابتدای آنرا در بر گرفته به یکی از منحصر به فردترین پایتخت‌های جهان تبدیل شده است. بازدیدکنندگان این شهر می‌توانند برای دیدن سرزمین پوشیده از یخ آن با بالگرد روی این شهر پرواز کرده و به مشاهده ویرانه‌های نورس (Norse) یا جست و خیزهای وال‌های شناور در خطوط ساحلی آن بپردازند.

موزه ملی این شهر که در محله قدیمی نوک قرار دارد، بهترین مرکز برای شناخت بهتر گذشته یخزده گرینلند و طبیعت خیره کننده امروز آن است.

10-ورشو، لهستان:

حرص و ولع شهر در به خدمت گرفتن فرهنگ، تقریباً نیمی از جاذبه‌های فرهنگی اروپا را در آن قرار داده است. موزه‌ها، گالری‌ها و مناطق تاریخی، مناظر و محیط‌های فرهنگی همچون کاخ فرهنگ و علم که یکی از بلندترین بناهای به جای مانده از مکتب معماری دوره استالین در لهستان است به این شهر ویژگی‌ خاصی بخشیده است. ویژگی‌ که حتی در دمای 29 درجه زیر صفر این شهر هم یخ نمی‌زند .

 

انسان.طبیعت.معماری

معماری طبیعی
معماری طبیعی نوعی معماری آمیخته با رنگ است که در اوایل قرن بیستم به عرصه ظهور رسید. معمارانی چون فرانک لوید رایت، آنتونی گادی و رادولف استینر که هر کدام با الهام از طبیعت شیوه ای از این معماری را بنیان گذاشتند. این شیوه معماری به معنای تقلید صرف از طبیعت نیست بلکه در آن خواسته های بشر بعنوان موجودی خلاق و زنده در نظر گرفته می شود، به انسان فردیت می بخشد و به سازگاری انسان با طبیعت پیرامون و مشخصه های فرهنگی وی کمک می کند.
معماری طبیعی از توجه صرف به ابعاد فرهنگی و اجتماعی پا را فراتر گذاشته و جنبه های فیزیکی، روحی و روانی بشر و ارتباط وی با دنیای پیرامون را مد نظر قرار می دهد و در زمانی که معماری روز شدیداْ وابسته به اقتصاد، تکنیک و مقررات است معماری طبیعی این موارد را با ابعاد زیستی، فرهنگی و روحی بشر گره می زند.

اصل و مبدا معماری طبیعی
با خلق شیوه های نوین معماری بسیاری از معماران بر آن شدند که با تلفیق تکنیک های ساختمان سازی و الهام از طبیعت زندگی بشر امروز، معماری طبیعی را بنیان گذاری کنند.
لوئیس سالیوان (1856_1924): اولین فردی که به تجزیه و تحلیل مفاهیم معماری طبیعی پرداخت. وی در مورد طبیعت تحقیقات بسیاری انجام داد که نتیجه آن اصول نقشه کشی این شیوه معماری بود. او همچنین معمار بنای هندسی (شکل مقابل) است.

فرانک لوید رایت (1869_1956): وی مفاهیم را در جهت تصریح روابط میان طبیعت و معماری گسترش داد و به وضع دستور العمل هایی در خصوص چگونگی ساخت فضاهای داخلی و خارجی بنا و استفاده از مصالح ساختمانی سازگار با طبیعت پیرامون پرداخت.



آنتونی گادی (1852_1926): اولین فردی که طرح این شیوه ساخت و ساز را با ارائه صورت ساخته شده بنا بیان کرد و بر چگونگی ساختمان سازی بدین شیوه تاکید داشت . وی در اواخر عمرش معماری هندسی طبیعی را با ساخت دو فضای قوس دار در کلیسای "سگرادا فامیلی" متحول ساخت.

رادولف استینر (1861_1925): وی اصول این سبک متحول شده معماری را بیان کرد. این اصول شامل طبیعت ، فرهنگ و شعور بشر است.

 

 

۱-     کانسپت چیست؟

 ۲-     طرح معماری چگونه شکل می گیرد؟

 ۳-     از کجا شروع کنم (همیشه برای شروع طراحی با مشکل مواجه هستم)

 ۴-     پیچیدگی و تضاد نهفته در مبحث طراحی معماری از کجا ناشی میشود؟

 ۵-     آیا من به عنوان یک دانشجوی معماری باید سبک خود را داشته باشم؟

 ۶-     ذوق و قریحه و استعداد در طراحی مفهومی ندارم چه کار کنم ؟

 ۷-     اگر خیلی از کانسپت ها یک جرقه هستند ،چگونه میزان آن را تقویت کنم ؟

 ۸-     بود و نبود کانسپت چه تاثیری بر بحث خلاقیت در معماری دارد؟

 ۹-      چگونه تشخیص بدهم که کانسپت درستی دارم یا مسیر اشتباهی را طی میکنم؟

 ۱۰یک معمار حرفه ای که مدافع بحث کانسپت است مثل میرمیران ، چگونه طراحی میکرد ؟ از کجا شروع می کرد؟ چگونه طرح را به اتمام می رساند ؟

 قبل از ورود به پاسخها ، از دوستان میخوام که در ذهن خود پاسخی به پرسشها بدند ، بعد وارد مطالب بشند و طبیعتا بازخورد این مطالب برای بنده مهم هست بنابراین با هر بخش که موافق نیستید و نظر دیگری دارید، حتما آنرا بیان کنید و اگر در این زمینه مطلبی دارید آنرا برای ما ارسال کنید تا همینجا انتشار بدیم و بتونیم مقایسه ای داشته باشیم. ضمنا در تنظیم این مطالب از ترجمه مقاله کانسپت استفاده شده و نیز نیم نگاهی داشتم به ماهنامه شماره ۵۴ و ۵۵ معماری و شهرسازی که در آن معماران بزرگ ما گفته اند که چطور طراحی می کنند.

 ۱- کانسپت چیست؟

 کانسپت چکیده مفهوم و اندیشه نهفته در طرح معماری است این مفهوم می تواند:

 قیاسی باشد (analogies) ، که به معنی الگو گیری از ویژگیهایی که برای طرح مفیدند ، مثل الگو گیری از روابط معماری گذشته برای یک طرح یا مقیاس قرار دادن کار هنرمندان در استودیو برای طراحی یک ساختمان آزمایشگاه ( لویی کان ساختمان تحقیقات پزشکی دانشگاه پنسیلوانیا)

 استعاری و تشبیهی باشد ( metaphors and similes) مثلا استفاده از یک عنصر معماری برای به یاد آوردن یک مساله خاص ، (استعاره در ادبیات را ببینید) و یا به صورتی که عنصری را بتوانیم به موضوعی تشبیه کنیم مثل قاب سازی به دعوت. ( استعاره در معماری را از اینجا بخوانید چیزی دستگیرتون شد به من هم بگید)

 جوهری باشد ( essences) توجه به جوهره درونی فضای معماری مثلا طراحی یک فضا با حس روحانی و تفکر برانگیز ( در مقاله مرجع از فضاهای لابی هتل اثر جان پورتمن مثال زده شده)

 برنامه ای باشد (programmatic  ) که در آن توجه به حل مسئله عملکردی و برنامه طرح در درجه اول قرار دارد. مثل خیلی از کارهای معماری مدرن.

 ایده آل گرایانه باشد ، که ایده آلهای معمار در آن اولویت می یابد. مثلا توجه به معماری سبز و بهینه سازی مصرف انرژی. یا ایده آل گرایی میس واندر روهه در اغلب طرح هایش که برنامه طرح را تحت الشعاع قرار میداد.

 و من اضافه می کنم کانسپت یا مفهوم نهفته در یک طرح ورای همه این تعاریف وقتی برای شما روشن میشود که بگویید : “ایده من در این طرح این است که ” یعنی تفکری که از آن به بعد طرح و برنامه معماری شکل داده میشود. منتها لازم است به نکته ظریفی اشاره شود ، اینکه داشتن کانسپت به معنی درستی آن کانسپت نیست ، در این راه ، بی راهه ها زیادند مثلا ایده کرم خاکی یک بی راهه است.

 ۲- طرح معماری چگونه شکل می گیرد؟

 هیچ راه حل جامع و مانعی برای طراحی معماری وجود ندارد ، یعنی قرصی نیست که شما بخورید و از فردا زاها حدید یا نورمن فاستر یا کالاتراوا یا ریچارد میر یا مهدی مطلق منتها شکل گیری طرح معماری به صورت سیستماتیک در چند مرحله صورت می گیرد از این مراحل می تواند یک بخش ضعیف تر و یک بخش قوی تر باشد ولی کلیت مطلب در مراحل زیر قابل خلاصه شدن است : ( شرح مفصل را در فرایند تولید در شرکت های معماری بخوانید)

 شناخت و تحلیل برنامه طرح ( برنامه ریزی فیزیکی ، خواسته های کارفرما، ضوابط )

شناخت بستر طرح ( تحلیل زمین ،آب و هوا ،شیب،همسایگی،…)

شناخت نمونه های مشابه ( معماران موفق این مساله را چطور حل کرده اند)

شکل گیری طرح اولیه ( توصیه من این است که حل مناسب برنامه طرح در اواولیت شما و کانسپت شما باشد ، کرم خاکی را فراموش کنید) ولی همه کانسپتهای گفته شده هم اگر با شناخت صحیح استفاده شوند ، میتوانند خمیر مایه طرح معماری باشند. شما یک فضای خوب خلق کنید ، استفاده کننده و بازدید کننده را تحت تاثیر قرار بدید ، کسی هرگز کرم خاکی را نخواهد دید ولی با خلق یک فضای معماری مثل کلیسای آب آندو ، شما بر روح فرد اثر میگذارید ، این مهم است.

بازگشت به برنامه طرح ( حل دقیق برنامه ریزی فیزیکی ، فضای معماری …)

مذاکره با سازه ،برق و مکانیک ( مهم است که پس از تصویب طرح شما توسط کارفرما ، ملاحظات این بخشها طرح را دستخوش تغییری نامناسب نکند)

ارائه طرح ، اگر مسابقه و یا طرح دانشجویی است رنگ و لعاب و اگر در دنیای حرفه ای هستید ، آلبوم  نقشه های مرحله اول

۳- از کجا شروع کنم (همیشه برای شروع طراحی با مشکل مواجه هستم و این مساله وقت زیادی را از من میگیرد)

 راه موفقیت ، قوی شدن تکنیک معماری است،ما غالبا آنقدر به کانسپت طرح یا عملکرد یا سایر مسایل فکر می کنیم که در بخش تکنیک معماری ضعیف می مانیم . تکنیک چیست؟ توانایی تشخیص تعادل فرم،ترکیب فرم ها ،کار با سیستم های مختلف فرمی ( کم کردن از یک حجم ، زیاد کردن به یک حجم، ترکیب احجام) .ببخشید ولی معماران بدون توجه به این اصل خیلی خیلی خیلی مهم از دانشکده فارغ التحصیل می شوند : کارها را ببینید ،آنها را تجزیه ( به اجزاء ،کف،سقف،دیوار و توجه کنید حتی دیکانستراکشنها هم قابل تجزیه اند ) و تحلیل کنید اگر یک استاد بزرک مثل مرتضی میرغلامی این کار را انجام دهد که عالیست ،اگر نه با مطالعه توضیح خود معماران می توان به درک صحیح رسید :در این بخش معماری کاملا مشابه شطرنج است .”شما باید به درک پوزیسیونی بالایی برسید” هر چه در این زمینه بگوییم ،کم گفتیم و این فقط با تمرین ممکن است. (خواستید بگید درک پوزیسیونی را کامل تشریح کنم)

 برای درک بهتر ، ببینید تکنیک یک معمار در معماری مثل تکنیک یک نقاش در نقاشی و شاعر در شعر گفتن است ، شما در هر سبکی که کار میکنید ، باید با تکنیکهای اولیه معماری آشنا باشید، فضای معماری را بشناسید و نقاش در هر سبکی که کار میکند ، در زمان دانشجویی یا کار آموزی تکنیکهای مختلفی فرا میگیرد ، جای این مطلب در دانشکده های معماری کمی کمرنگ است و هر روز کمرنگتر هم میشود ، عملا وقتی دانشجوی معماری شروع به طراحی میکند بگذریم هرچه شما بیشتر کار ببینید ، کار تحلیل کنید، فضاها را در پلان با عکس های کتاب مطابقت بدید و درک خود را از معماری بالا ببرید ، از طرح ها اتود بزنید و دست خود را قوی و ذهن خود را آماده نگهدارید، راحت تر و سریعتر طراحی میکنید.

 ۴- پیچیدگی و تضاد نهفته در مبحث طراحی معماری از کجا ناشی میشود؟

 پیچیدگی و تضادی که در معماری با آن درگیر هستیم حاصل دوگانه بودن معماری است :معماری گیلگمش هنرهاست نیمی هنر و نیمی فن . نیمه هنری برای ما در مرحله اول تاریک و مبهم است و در جستجوی آن به نیمه فنی و تکنیکی آن هم نمی رسیم بخش تکنیکی معماری در این نوشته تکنیک های اجرایی و مانند آن نیست (هرچند آن  هم خود مقوله ای است)  بلکه تکنیک های دوگانه شناخت احجام و درک سه بعدی فضا و پیاده کردن اندیشه از ذهن به کاغذ (و یا کامپیوتر) و توانایی رسیدن به فرم هایی متعادل و قوی است .یکی از تمرین ها به عنوان مثال دیدن یک طرح متوسط و برخورد تحلیلی با آن است:به نظر شما چه کار کنیم که این حجم “بهتر”شود؟ و تمرین دیگر تمرین حل عملکرد است . بسیاری از دانشجویان معماری از حل کردن عملکرد یک رستوران هم عاجزند و در جستجوی قله های رفیع کانسپت وقت خود را تلف می کنند.

 ۵- آیا من به عنوان یک دانشجوی معماری باید سبک خود را داشته باشم؟

 باید بدانیم این مساله که دانشجویان به دمبال یافتن سبک خود هستند امری اشتباه است . دانشگاه توان یاددهی امور اجرایی و حرفه ای معماری را ندارد بنابراین توان استادان و دانشجویان باید به روی تکنیک معماری متمرکز باشد و تلاش اجباری برای رسیدن به کانسپت می تواند به سال آخر موکول شود. مثالی می زنم :

 نقاشی توانایی کار با رنگ روغن و آبرنگ و را ندارد،نمی تواند از چهره ترسیم صحیحی داشته باشد با تکنیک های فن نقاشی ناآشناست و در پی سبک نقاشی و مفهوم برای تابلو تمرین خود است !

 دانشجوی موسیقی را در نظر بگیرید که نسبت به سبک های موسیقی نا آشناست ،آهنگهای مهم جدید و قدیم را به خوبی گوش نداده و تحلیل نکرده است ،با تکنیک های آهنگ سازی آشنا نیست و نت ها را هم به زور می شناسد . آیا او می تواند آهنگی “با مفاهیم عمیق” بنویسد؟ آیا او می تواند برای درس آهنگسازی ۲ خود نگران کانسپت باشد؟ ابتدا و تا مدتها باید تکنیک را فرا گرفت.

 ۶- ذوق و قریحه و استعداد در طراحی مفهومی ندارم چه کار کنم ؟

 در خصوص نقش ذوق و قریحه اولیه ،طبیعی است که برخی از ما ذهن هنرمندانه تری دارند و شاید مفاهیم بلندتری را در کار خود بگنجانند ولی این شامل یک شکل از کانسپت می شود. مثلا کانسپت جرج پمپیدو،استفاده از تناقض معماری های تک و معماری بستر قدیمی طرح است .این کانسپت نه خیلی شاعرانه است و نه به قریحه ذاتی برمی گردد ولی طرح اپرای سیدنی طرحی است که مثل یک جرقه در یک لحظه به ذهن معمار راه یافته است.

 ۷- اگر خیلی از کانسپت ها یک جرقه هستند ،چگونه میزان آن را تقویت کنم ؟

 ما همیشه وقت زیادی نداریم که برای خوردن جرقه یک کانسپت با مفهومی عمیق در طرح خود منتظر بمانیم ،بنابراین باید راهی برای باز کردن مسیر “نسیمی که از عالم بالا می وزد” وجود داشته باشد.

 بله این راه وجود دارد ولی راه ساده ای نیست.این راه با ورزش دادن ذهن آماده می شود.ما تمام تکنیک ها را فرا گرفته ایم ولی هنوز در ارائه طرحی با مفهومی درونی عاجزیم.

 دو نکته را باید بدانیم: اول اینکه کانسپت لزوما مساله ای عجیب و غریب و یک شعر الهام شده نیست .همیشه ما کلیسای نور تادو آندو یا کلیسای رونشان لوکوربوزیه را طراحی نمی کنیم . کانسپت می تواند “یک ترکیب خوب حجمی” به همراه فضاهای تامل برانگیز معمارانه باشد مثل کارهای ریچارد میر.

 ثانیا همیشه لازم نیست طرح ما دارای کانسپت خاص درونی باشد.رسیدن به عملکرد بهینه اولین انتظاری است که از یک معمار می رود.

 و همچنین هماهنگی با بستر و پاسخدهی به عملکرد با یک حجم پخته معماری خود می تواند دستمایه ای باشد بری طرح های گاها شاعرانه ای که در ابتدا خود شما هم فکر آن را نمی کردید.

 ۸- بودن و نبودن کانسپت چه تاثیری بر بحث خلاقیت در معماری دارد؟

 موضوع خلاقیت در معماری جدا از داشتن یا نداشتن مفهوم درونی است .ارائه طرح خلاقانه معمولا از یک ذهن آماده و ورزیده بر می آید.

 وقتی که معماری از سر ذوق گاهی شعر می خواند، قطعات نابی از موسیقی را می شنود، فیلم های هنری با مفاهیم عمیق دورنی می بیند و هر روزه یا هر هفته برنامه ای برای مطالعه و نقد و دیدن آثار ارزشمند معماری و شناخت معماران دارد .از نمونه های اجرا شده خوب یا بد آثار معماری ماهانه بازدید می کند،او ذهنی آماده برای یک اثر خلاقانه معماری دارد ،این اثر می تواند از یک مفهوم درونی عمیق شکل گرفته باشد و یا حتی طرحی باشد که فرم آن صرفا خلاقانه،جدید و نوآورانه است ،برخورد جدیدی با فضای معماری کرده یا با حرکتی فرمال ،بازدید کننده طرح را شگفت زده کرده است.

 آثار خلاقانه او می تواند فاقد کانسپت های مفهومی درونی و صرفا پاسخی مناسب به بستر طرح باشد هرچند او می تواند رسیدن به این پاسخ را هدف اولیه خود و کانسپت نهفته در طرح بداند.

 ۹- چگونه تشخیص بدهم که کانسپت درستی دارم یا مسیر اشتباهی را طی میکنم؟

 موضوع اینکه یک کانسپت ، مثلا کانسپت حجمی قوری برای طرح یک قهوه خانه یا اردک برای فروشگاه ماکیان (اثر رابرت ونتوری برنده جایزه پریتزکر شرمنده  کمال یوسف پور گرامی) کاری اشتباه است یا حرکت کرم خاکی موضوعی بی ربط است ، صرفا با مطالعه معماری ، و به صورت کم کم حاصل میشود ، معماری که به زور یک خط مقاله را میخواند و از کارهای معماری فقط عکسها را میبیند، چگونه این قوه تشخیص را خواهد یافت ؟

 بحث دهم : میرمیران گفته است که چگونه طراحی میکند. این برای کسانی که به دمبال طراحی مفهومی هستند ، یک راه طی شده است ، راهی که این معمار بزرگ در طول حیات خود بگذریم. در روزهای آینده متن این مقال ارزشمند برای علاقمندان آماده خواهد شد.

 سخن آخر اینکه بحث کانسپت ، یک بحث عمیق و طولانی است ، من از دیدگاه خود به آن پرداختم ، در دانشکده های معماری ، اساتیدی که خود گاها از درک صحیح این مساله ناتوانند، توانایی روشن کردن راه را برای دانشجو ندارند و دانشجوی سرگردان در پی خرید کانسپت است. با این حال ، به هیچ وجه از نظر من اعتراض دانشجویان پذیرفته نیست. دانشجویان باید  با مطالعه عمیق کتابهایی مفید و عالی مثل از زمان و معماری منوچهر مزینی ، زیبایی شناسی یورگ گروتر ، بوطیقای معماری ترجمه احمد رضا آی و کتابهایی که اخیرا ترجمه شده از کارهای معماران و از هر دانشگاه و با هر امکاناتی که هستند سطح خود را بالا ببرند، مقالات را از دریای بیکران اینترنت دانلود کنید پرینت بگیرید و مطالعه کنید و این را به خاطر داشته باشید که اولین وظیفه هر معمار این است که برنامه ای را دریافت کند و برگردان فضایی آنرا ارائه دهد .

برگرفته ازhttp://memarimodern.mihanblog.com/post

 

عوامل موثر برکانسپت( تصور کلی )درطراحی:

هدف – تحلیل سایت و مکان یابی ساختمان – عوامل فرهنگی اجتماعی- عوامل جغرافیایی- شرایط آب و هوایی – برنامه فیزیکی طرح – خواسته کار فرما – مقیاس و تناسبات – بررسی مصالح و تکنولوژی ساخت بنا – ابعاد انسانی و فضاهای معماری (حریم ها) و الزامات تاسیساتی

روش های مختلف طراحی معماری:

۱- روش طراحی فرم گرا ؛

که برای طراحی بناهایی مثل سینما، تئاتر، موزه، فرهنگسرا و تا حدودی مذهبی می توانیم از آن استفاده کنیم.
۲- روش طراحی عملکرد گرا؛

که برای طراحی ساختمان هایی مثل بیمارستان، مدرسه ها و برج های مسکونی مورد استفاده قرار می گیرد.

فرم و معنا در آفرینش معماری:

آفرینش معماری همواره با دو مقوله اساسی سر و کار داشته است: فرم یا شکل و مفهوم یا معنا. این دو مقوله که به ترتیب جنبه های صوری و معنایی معماری را تشکیل میدهند که از بحث انگیزترین مقولات در طول تاریخ معماری بخصوص معماری معاصر بوده اند.
آفرینش فرم در معماری: فرم یکی از مقوله های اساسی آفرینش معماری به شمار می آید. در واقع سنگین ترین وظیفه ای که برای معمار میتوان قائل شد، آفرینش فرم است، چرا که معمار بایستی در این مرحله با به کار گرفتن ماده زیبایی بیافریند، یعنی سخت ترین موجودیت را برای انتقال ظریف ترین معناها بکار گیرد.
نقش فرم در آفرینش معماری: برای معماران که از دیدگاه آفرینشی در فضای معماری به فرم می نگرند، آفرینش فرم از اهمیتی بسیار برخوردار است، زیرا معمار در آفرینش فضا آنچه را می خواهد بگوید، با استفاده از فرم ابراز می کند؛ همچنان که موسیقی سازان، نقاشان، شاعران و فیلمسازان نیز هریک به زبان و بیان خاص خود آنچه را در دل دارند، از طریق صوتها، کلامها و رنگها به مخاطبان خودشان انتقال می دهند.

فرم چه در موسیقی، چه در معماری و چه در شعر، بَعدهای ذهنی را می نمایاند و تنها راه ممکن برای انتقال مفهومی خاص از سوی آفریننده اثر به استفاده کننده و مخاطب است.
تشخیص فرم:

خصوصیت عملکردی فضا، به دنبال صفت های فرمال ِفضا می آیند . وقتی ما اتاق را ساختیم، خود به خود عملکرد را تعیین کرده ایم. بنابراین در معماری، یعنی در ساختن فضاها، ما به منظور دستیابی به کارویژه باید از فرم شروع کنیم.


فرم و فضای معماری:

عناصر فرم و فضا همراه یکدیگر واقعیت معماری را تشکیل می‌دهند. وقتی فضا توسط عناصر تشکیل دهنده فرم شروع به حبس شدن، محصور شدن، شکل گرفتن و سازماندهی شدن می‌کند و معنایی را در حیات موثر انسانی رقم می زنند معماری بوجود می‌آید.

 

                     طراحی معماری:

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

                     از ایده تا فرم

Image Detail

پیشرفت فرهنگ معماری نیازمند ارائه ایده‎ها و در حقیقت راه‎حل‎های خلاقانه و نوین می‎باشد. به همین علت بکارگیری صحیح و خلاقانه ایده‎ها مهمترین بخش معماری محسوب می‎شود. طراحی معماری از ایده‎هایی مجرد و ذهنی آغاز می‎شود و سپس به طرح فضای عینی معماری می‎انجامد.

ایده ؛ حاصل دانش، تفکر، آگاهی‎ها و دانسته‎های موجود در ذهن طراح و در ارتباط مستقیم با جهان پیرامون وی است. اطلاعاتی که از جهان بیرون توسط حواس کسب می‎شوند و به ذهن می‎رسند، نقش مهمی در پیدایش ایده ایفا می‎کنند. به همین علت جان لاک می‎گوید: ایده از عملیات ذهن بر محسوسات پدید می‎آید. تمام پدیده‎هایی که در این جهان وجود دارند، از قبیل یک ساختمان، یک فرم طبیعی، یا حتی یک داستان و یک شعر می‎توانند به کاتالیزورهایی برای پرورش ایده در ذهن تبدیل شوند. منابع ایده همه جا در میان اشیاء روزمره زندگی، در طبیعت، درعلوم مختلف، در معماری‎های تاریخی و خصوصاً در برنامه و محیط سایت وجود دارند. اما یک ذهن خلاق و کنجکاو نسبت به اطلاعات موجود در محیط پیرامون است که می‎تواند ایده‎های خلاقانه‎ای را ابداع کند. از این رو جمع‎آوری اطلاعات که در معماری به میزان قابل توجهی بصری هستند و اغلب از مشاهده شرایط محیطی پروژه بدست می‎آیند، نقش مهمی در شکل‎گیری ایده‎های معمارانه دارد.

 

معماری همواره با مسائل مختلفی سروکار دارد و عوامل موثر بر شکل‎گیری پروژه بی‎شمارند. در این میان کار اصلی معمار یافتن جوهر منحصر بفرد و مسأله اصلی هر پروژه و پاسخگویی به آن با یک ایده قوی است. از این طریق است که ایده تولید می‎شود.

طبیعی است که در آغاز کار یا در ضمن طراحی به علت تعدد مسائل پیش روی معمار، ایده‎های فراوانی شکل بگیرند. در اینجا نقش معمار اولویت‎بندی ایده‎ها براساس اصلی‎ترین مسائل و پالایش و تلفیق ایده‎های خرد و کلان برای رسیدن به ساختاری منسجم است. در ضمن در مرحله طراحی جزئیات پروژه نیز می‎توان از ایده‎های متناسب با کلیت و اجزاء طرح استفاده کرد.

 

با اینکه داشتن ایده‎های قوی در معماری حائز اهمیت است، اما تنها داشتن ایده‎های خوب و خلاقانه برای رسیدن به یک معماری مطلوب کافی نیست. یک ایده معمارانه خوب علاوه بر نوآورانه بودن باید از قابلیت‎های دیگری برخوردار باشد تا در نهایت یک معماری مطلوب و ماندگار از این ایده حاصل ‎شود.

 از آنجا که معماری هنری کاربردی است و ما در معماری می‎خواهیم به نتیجه‎ای ملموس دست یابیم، باید این توانایی را داشته باشیم که از ایده که از شناخته‎های ما بصورت مجرد و خالص استخراج شده است، به یک محصول و یا فرایندی برای تولید محصول معماری برسیم. علی‎رغم اهمیت فوق‎العاده زیاد ایده‎های معمارانه، توجه صرف به ایده‎پردازی در طراحی معماری و غفلت از سایر جنبه‎های معماری همچون فرم می‎تواند آثاری با ایده‎های قوی را به تدریج به ورطه فراموشی بسپارد، زیرا در طول زمان معانی اولیه فراموش می‎شوند و آنچه می‎ماند فرم است.

 

ایده پس از شکل‎گیری در ذهن طراح باید با طی مسیر لازم به فرم تبدیل شود. از این رو چگونگی استخراج ایده از مقولات شناخته شده و پدیده‎های اطراف و همچنین تبدیل آن به فرم معماری حائز اهمیت است، زیرا تبدیل مستقیم چیزهایی که کنجکاوی ما را جلب کرده‎اند، به معماری ناممکن و بعضاً امری سطحی و پیش پا افتاده است. مسأله عمده در فرایند طراحی شناسایی مشخصه‎های اصلی پدیده‎هایی است که معمار آنها را به عنوان منابع خلق ایده‎های معمارانه در نظر گرفته است. ذهن کنجکاو عصاره یا ویژگی مهم آن چیزهایی را که با حواس شناخته است، استخراج و سپس آن را با استفاده از استراتژی مشخص به فرم تبدیل می‎کند.

 

تبدیل ایده به فرم یکی از مهمترین بخش‎های طراحی معماری است. همان قدر که در معماری داشتن ایده مهم است، گذر از مرحله ایده به فرم نیز اهمیت دارد. حساس‎ترین و تعیین‎کننده‎ترین مسأله در آغاز طراحی تبدیل ایده‎های اصلی و محوری پروژه به ساختاری دارای شکل می‎باشد. ایده در مرحله آغازین ممکن است فکر خالص باشد و با عناصر شناخته شده غیرمعماری تصور گردد، و سپس به ایده معمارانه و دست آخر به ایده فرمال تبدیل ‎شود. ایده فرمال نیز با خود فرم متفاوت است، زیرا ایده‎ها می‎توانند به صور مختلف متبلور شوند. تبلور پیش از آنکه با فرم تعیین شود، با استراتژی طراحی تعیین می‎شود. در نتیجه ممکن است یک ایده یکسان با اتخاذ استراتژی‎های طراحی متفاوت به دو طرح مختلف بیانجامد. از این رو می‎توان گفت ایده‎ها مصالح طراحی هستند و فرمها تبلور فرایند تولید.

 

تبدیل ایده به فرم در گرو دو شرط اصلی است: قابلیت شکل‎زایی ایده‎های نخستین و مهارت و دانش طراح در رابطه با تبدیل ایده به فرم. نکته مهم در تبدیل ایده به فرم قابلیت شکل‎زایی ایده است و البته این قابلیت چیزی نیست که به خودی خود وجود داشته باشد. قابلیت شکل‎زایی هم به منبع ایده مربوط است و هم به ذهنیت طراح. ذهنی خلاق است که ورای ظاهر پیش پاافتاده یا گنگ مسائل مورد مطالعه و پدیده‎های روزمره می‎تواند قابلیت‎های شکل‎زایی را شناسایی کند.

 آنچه از معماری بجا می‎ماند و با کاربر فضا ارتباط برقرار می‎کند، فرم است و نه ایده. اما امروزه بسیاری از آثار مهم بیش از آنکه به زیبایی‎شناسی و پردازش فرم توجه داشته باشند، به نشان دادن ایده معماری می‎پردازند و به همین جهت گاه خشک و شماتیک به نظر می‎رسند. در این گونه آثار فرم در خدمت ایده و دیاگرامی برای نمایش آن است. تجربه ناموفق این معماری‎ها نشان می‎دهد که در طراحی معماری توجه به ایده و فرم در کنار هم می‎تواند به خلق آثار درخشان و ماندگار منجر شود.

 آفرینش معماری

 

 

معماری به مفهوم اصیل آن با وظیفه دشوار ساختن چیزی که از قبل وجود ندارد، درگیر است. به بیان بهتر معماری نوعی آفرینش محسوب می‎شود که به هیچ عنوان تقلید را نمی‎پذیرد. آفرینش چشمه جوشان هنرهاست و آثار بزرگ هنری در پرتو نور آفرینش‎گری خالقان خود پا به عرصه وجود نهاده‎اند. بواسطه آفرینش است که اثری بدیع و جدید در حوزه هنر و معماری زاده می‎شود و موجبات ارتقای وضع موجود را فراهم می‎آورد.

 هر عمل تازه‎ای در ساختن چیزی در مقوله آفرینش قرار می‎گیرد، خواه محصول آن زیبا باشد یا نازیبا. آفرینندگی در هنر و معماری بر نوعی از فعالیت اشاره دارد که به منظور ایجاد یک طرح جهت پیدا می‎کند. اما واضح است که این فعالیت به تنهایی طرح محسوب نمی‎شود، زیرا طراحی متضمن ابتکار می‎باشد و بدون ابتکار طراحی غیر ممکن است. در كنار ساير عوامل مؤثر بر شکل‎گیری معماری، نمي‌توان نقش ابداع و خلاقيت هنرمند را در شكل دادن به هرگونه اثر هنري و از جمله آثار معماري ناديده گرفت، زیرا نیروی هنرورانه ذهن آدمی نیرویی زاینده است و همین زایش و خلاقیت وجودی آدمی است که تاریخ هنر را شکل داده است. آفرينش هنري نیز در مرحله نهايي توسط هنرمند تحقق مي‌يابد و اوست كه بازتاب و تأثير عوامل گوناگون را در معماري به نمایش می‎گذارد.

 

کار معمار به عنوان یک شخصیت آفریننده طی طریق در طول یک فرایند مستمر آفرینش هنری است، فرایندی که از یک انگیزه اصلی که خود چکیده یک سلسله انگیزه‎های دیگر است آغاز و به ایجاد طرح نهایی می‎انجامد. طراح چیزی را از چیزی بوجود نمی‎آورد، بلکه او چیزی نو خلق می‎کند و در این راه از قدرت تخیل خود کمک می‎گیرد. بنابراین غیر ممکن است که یک طرح را از پیش بتوان شناخت و یا قانونی برای نحوه طراحی وضع نمود.

 آفرینش کار خداست و چون انسان آفریده اوست، قادر به آفرینش می‎باشد. یگانه معمار هستی با دمیدن روح آفریننده خویش در کالبد انسان او را جانشین خود بر روی زمین قرار داد. همان گونه که خداوند با دمیدن روح خلاقه خود در جسم بی جان آدمی را می‎آفریند، انسان نیز در مقام جانشین وی با دمیدن روح خلاقه خود در کالبد مواد خام و بی‎جان به آنها زندگی می‎بخشد و بدین سان هنر از انسان زاییده می‎شود. بدین ترتیب خداوند و آدمی دو حد مقوله آفرینش به شمار می‎روند که در هر آفرینش بایستی به این دو حد توجه نمود و در آنها تفکر کرد.

 هرچند مطالب یاد شده در نگاه اول ممکن است بدیهی و ساده به نظر برسند، اما تعمق بیشتر در مفهوم آفرینش ما را از وظیفه خطیر و نقش اساسی یک معمار در آفرینش فضاهای معماری آگاه می‎سازد. با اینکه دانش ما در مورد نیروی خلاقه ذهن بسیار کم است، اما به جرأت می‎توان گفت که این نیرو در عرصه‎های آفرینش حد و مرزی نمی‎شناسد و همچنان در طریق آفرینندگی گام برخواهد داشت و عرصه‎های جدیدی را در برابر دیدگان بشر خواهد گشود.

  http://www.archibase.ir/post-127.aspx    

                           طراحی شهری چیست؟

 

تعریف طراحی شهری:


طراحی شهری فرآیندی است که به شکل دهی فیزیکی بافت های مختلف شهری و روستایی منجر می شود. طراحی شهری با رویکرد ساختارگرایی به ایجاد اماکن متعدد می پردازد. این فرآیند طراحی ساختمان ها، فضاها و چشم اندازها را در برمی گیرد و نهایتا جریانی را به راه می اندازد که به عمران و آبادی شهری کمک می کند.

طراحی بخشی از هنر سازمان دادن فضای کالبدی است که با رشته های مختلف علمی و هنری مانند برنامه ریزی شهری، معماری و منظر سازی، مهندسی فنی، مهندسی ترافیک و حمل و نقل روانشناسی، جامعه شناسی و اقتصاد سر و کار دارد و در عین حال با سیاست و فرهنگ نیز ارتباط پیدا می کند. پس می بینیم که دامنه ی فعالیتش بسیار گسترده است.

طراحی شهری توکیو
نمایی از شهر توکیو

اگر گفته ی مانوئل کستل را بپذیریم که برنامه ریزی عین سیاست است شاید بهتر بتوان حوزه ی فعالیت شهری را مشخص کرد. به نظر جف لوید طراحی شهری، حلقه ی پیوند دهنده ی معماری، معماری منظر، مهندسی به صورت گسترده و برنامه ریزی و مخصوصا برنامه ریزی شهری است. این نظریه ای که امروز هم از اعتبار خود برخوردار است.

در تعاریف بالا ما به دنبال جوهر و مفهوم طراحی شهری هستیم چیزی که در شرایط جامعه ی ما نیز مفید واقع می شود. طراحی شهری فعالیت جدیدی نیست. بحث های فراوانی از قدیم وجود داشته مبنی بر اینکه با شکل گرفتن فضای خصوصی زندگی بشر فضای عمومی نیز شکل گرفته، زیرا انسان ها می خواسته اند با هم رابطه داشته باشند و به محض آنکه انسان پا از فضای خصوصی بیرون می گذارد و در فضای عمومی قرار می گیرد حضور طراحی شهری در تاریخ کالبدی او آغاز می شود.

گستردگی فعالیت طراحی شهری نشان می دهد که این فعالیت مانند یک طرح معماری یا طراحی یک پارک نیست که با طرح مشخصی شروع شود یا پایان پذیرد. یک کار معماری معمولا در جایی شروع می شود و خاتمه می یابد. اما یک میدان به عنوان عنصری از سازمان فضایی شهر در طول تاریخ تکون می یابد، دگرگون می شود، تغییر می کند و یا مدام عوض می شود. چنین فضایی می تواند از عهد باستان شروع شود، وسطی را پشت سر گذارد، رنسانس را ببیند و امروز هم بتواند در آن فعالیت و زندگی کند.

دشواری پیش بینی آینده ایجاب می کند که طراحی شهری انعطاف پذیر باشد، بتواند خود را با حرکات و نوسانات و تصمیم گیری ها تطبیق دهد، اصلاح شود و به قولی مدارا کند.

حرفه ای نو:
طراحی شهری یکی از جدید ترین حرفه هاست که بیش از 25 سال از عمر آن نمی گذرد. بیشتر آن چه که طراحان شهری ارائه می کنند، (طراحی بافت های مسکونی) دستاورد حوزه های شغلی دیگر است. در واقع طراحی شهری یک رویکرد چندگانه نسبت به سایر مشاغل دارد.

رسالت عمومی:
هم زمان با شکل گیری صنف طراحان شهری، معماران، شهرسازان، طراحان فضای سبز، مهندسان راه، هنرمندان و طیف وسیعی از مشاغل وفاداری خود را به این حوزه «طراحی شهری» اعلام کردند. در واقع رسالت این حوزه ها تغییر روند شکل دهی فضاهای پیرامونی بود. از جمله مباحث چالش برانگیز میان این حوزه ها عبارت بودند از:

الف) معماران باید سوای از طراحی ساختمان ها، با موقعیت مکانی بناها هم در ارتباط باشند.
ب) شهرسازان هم باید با شکل فیزیکی توسعه و گسترش شهرها ارتباط داشته باشند.
ج) طراحان فضای سبز هم باید در ابتدای فرآیند طراحی شهری به بررسی و فهم درست از مناطق مورد نظر دست یابند.
د) مهندسان راه هم باید به جای تمرکز روی مباحث ترافیکی، از مهارت های خود در ایجاد فضاهای دلپذیر (چه برای سکونت و چه برای مشاهده صرف) استفاده کنند.

چه اقداماتی در دستور کار طراحان شهری قرار دارد؟
1: وسعت دید دادن به فضای شهری؛ استفاده از ابتکارهایی چند در تولید و بازتولید محیط های پیرامونی
2: طراحی فضاهای ساخته شده؛ از کل شهرها و حومه های آنها گرفته تا خیابان ها و میدان ها ارائه نظرات خود بر چگونگی عمران و احیای شهرها
3: تحقیق و تفحص پیرامون مناطق مورد نظر و ساکنان آنها در نظر گرفتن بافت فیزیکی، سیاسی، اقتصادی و روانشناسی حاکم بر آن مناطق
4: تحت تأثیر قرار دادن مردم با ابتکارات خود، کمک به آنها در اتخاذ تصمیم هایی مناسب و آموزش آنها جهت ایجاد مکان های مطلوب
5: توسعه سیاست گذاری های نوین پیرامون ساخت و سازهای شهری
6: مشاور گروهی؛ کمک به مردم برای بر عهده گرفتن نقش هایی پیرامون سازندگی و طراحی حومه ها
7: ارائه تصاویر گرافیکی از طراحی های کلی و تکنیکی گرفته تا استفاده از آخرین دستاوردها در طراحی های کامپیوتری

هدف از طراحی شهری چیست؟
طراحی شهری بخش بسیار مهم و حساسی از هویت شهروندان یک شهر به شمار می رود. بدین معنا که چگونه می اندیشند، چه امکاناتی در دسترس داشتند و چه متخصصانی نبوغ خود را ارائه دادند تا شهری که در آن زندگی می کنیم ساخته شده است. زمانی که این عوامل را کنار یکدیگر قرار می دهیم تا ترکیبی از یک شهر را ارائه نماییم، سیمای شهر گویای فرهنگ و نگرش آن جامعه می باشد. معیار فرهنگی، سلیقه ی شخصی، تفکر و امکانات نهادهای اجتماعی در یک کشور تعیین کننده ی نمای ظاهری شهری و بالطبع طراحی شهری است.

طراحی شهری از یک سو باید حداقل خدمات و امکانات شهری را به طور یکسان در اختیار کلیه شهروندان قرار دهد و از سوی دیگر تنوع و امکان انتخاب جایگزین متفاوت را برای گروه های مختلف جامعه فراهم سازد.

هدف اول مستلزم یکنواختی استانداردها و جامعیت آن می باشد، ولی هدف دوم تنوع استانداردها و به کار گیری تدابیر و راهبردهای متخصصان و افراد ذیصلاح در شهرسازی را ایجاب می نماید.

طراحی شهری در چارچوب کلی فرایند برنامه ریزی و تصمیم گیری جامعه، نیاز به تشکلات رسمی دارد تا از این طریق قشر ها و گروه های فرهنگی جامعه نتواند به ارزش ها و آرمان های خود جامه ی عمل بپوشانند و پیشنهاد های طراحی را که نهایتا به صورت سرمایه گذاری شهری، مرمت، نوسازی، بازسازی و ساخت و حفظ بناها در می آید، بهتر ارائه دهند.

اگر از هر قشر خواسته شود تا نظر خود را در مورد شکل شهر و نقش شهر بیان کند در طراحی شهری، تنوع، هماهنگی و زیبایی سیمای شهر و الگوی فعالیت ها به بهترین نحو فراهم می آید. زیرا در این حالت طراحی شهری رفتارهای جمعی خواسته های فرهنگی و هویت گروهی را منعکس می سازد. فرضیه اصلی در این جا این است که طراحی خیال پردازانه با استفاده مشترک از فضا و سهیم شدن در امکانات و دسترسی متعدد به عملکردهای شهری و تنوع در شیوه های زندگی می تواند برخی از تضاد های بارز بین گروه ها را از بین ببرد.

طراحی شهری فعالیتی پر هزینه تر از برنامه ریزی شهری می باشد و مستلزم به کار گیری منابع کمیاب و متخصصان حرفه ای ماهر است. این نکته حائز اهمیت است که فعالیت های طراحی شهری در جهاتی سوق داده شود که عملکردها و عوامل شکل دهنده ی شهری بیشترین تأثیر را روی رفتار کلی افراد و بافت و فرم شهر داشته باشد.

منبع: http://www.daneshju.ir/forum/f369/t14514.html

۱۵ توصیه برای تحول در مسکن

یادتان هست ؟ تا همین چند سال پیش ضرورت بهسازی و نوسازی بافت های فرسوده شهری چندان احساس نمی شد. اما زلزله بم، بلده و بروجرد این حقیقت را روشن ساخت که درصد قابل توجهی از جمعیت شهری کشور در معرض شدید تلفات جانی و مالی قرار دارند که هر چه زودتر باید زخم بافت های فرسوده التیام یابد و ریشه کن شود.

 تجدید بنای محله های فرسوده و مخروبه از سال ۱۳۱۰ مورد برنامه ریزی قرار گرفته و بعضا کالبد آن ها با احداث خیابان ها و میادین تغییر یافته است و از آن زمان تاکنون در برنامه های مختلف اعم از برنامه های عمرانی قبل و بعد از انقلاب شکوهمند اسلامی مورد توجه قرار گرفته و اقدام های اجرایی پراکنده ای توسط وزارت مسکن و شهرسازی و وزارت کشور صورت پذیرفته است. لیکن حجم کار باقی مانده آن قدر زیاد است که گویا اقدامی صورت نگرفته است.

 بهسازی و نوسازی بافت های فرسوده شهری، موضوعی پیچیده، چندوجهی و میان بخشی با ابعاد کالبدی، شهرسازی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و... است. بررسی ها، در زمینه شناسایی درست ضرورت ها، نشان می دهد به رغم ظاهر ساده، این زخم ابعاد ریشه دار مختلفی دارد و ضرورت های بهبود آن از جنبه های مختلف قابل تبیین است.

 به عبارت دیگر، علاوه بر ضرورت اصلاح وضعیت کالبدی و استحکام بخشی و مقاوم سازی بناهای موجود در جهت رفع و یا کاهش آسیب پذیری و حفاظت از جان و مال ساکنان بافت های فرسوده، که خود به تنهایی برای لزوم توجه برنامه ریزان، مدیران شهری و مدیران ارشد کشور کفایت می کند. فارغ از این که نوسازی و مستحکم سازی بافت های قدیمی و فرسوده شهری باعث حفاظت از عظیم ترین سرمایه بشری که همانا سلامت جسمی وی است، می شود و از حجم فاجعه های انسانی می کاهد و سطح رفاه و عدالت اجتماعی را ارتقا می بخشد، از منظر اقتصادی و مالی نیز دارای مزیت های نسبی قابل توجهی می باشد که اگر مسئولان و مخاطبان موضوع، مجالی یابند و به این موضوع به صورت دقیق بنگرند، دیگر به موضوع بهسازی و نوسازی بافت های فرسوده شهری، نه به عنوان یک تهدید و معضل، بلکه به عنوان یک فرصت خواهند نگریست.

 تحلیل پیش رو به بیان این مزیت ها در مقایسه با سایر سیاست های توسعه شهری مثل توسعه متصل و پیوسته (ایجاد شهرک های جدید و گسترش محدوده شهر) و توسعه منفصل و ناپیوسته (ایجاد شهرهای جدید در کنار شهرک های اصلی و مادر) می پردازد:

 ۱) استفاده چند باره از زمین (ارتقای بهره وری از زمین)

 زمین شهری، کالایی تجدیدناپذیر، بسیار باارزش و قیمتی است. هر چند که به دلیل وسعت بالای کشور و بی توجهی به توسعه های بی رویه و گسترش افقی شهرها، از این ارزش غافل شده ایم. کالای با ارزشی که در آینده ای نزدیک به پایان خواهد رسید و قابل جایگزینی و واردکردنی هم نیست. زمین شهری، تنها بخشی از سرزمین نیست بلکه زمینی است که در کنار فراهم شدن سطح قابل قبولی از بسیاری از خدمات شهری نظیر تسهیلات و امکانات آب، برق، گاز، فاضلاب و... عنوان زمین شهری پیدا می کند. لذا زمین برای تبدیل شدن به «زمین شهری» نیاز به سرمایه گذاری بالایی دارد. بنابراین باید نهایت استفاده را از این کالای قیمتی نموده و به بالاترین حد بهره وری دست پیدا کنیم.

 به بیان ساده، هر چه شاخص تراکم نفر در هکتار ارتقا یابد، استفاده از زمین به شیوه بهتری صورت گرفته است و در واقع، هرچه نهاده زمین کاهش یابد در زمینه تولید مسکن، به بهره وری بالاتری دست یافته ایم. نگاهی به آمار تراکم جمعیتی شهرهای کشور و مقایسه آن با متوسط تراکم جمعیتی شهرهای بزرگ دنیا، بدون نیاز به هیچ توضیحی، همگی در این موضوع متفق خواهند بود که ما چه قدر و به چه سادگی، بخش عمده ای از این سرمایه ملی را سخاوت مندانه مصرف نموده و عملا از چرخه فعالیت های اقتصادی خارج کرده و از بین برده ایم.

 در کلان شهرهای کشور متوسط تراکم ناخالص نفر در هکتار در سال ۱۳۷۵ حدود ۷۰ نفر در هکتار بوده که بالاترین رقم شاخص، مربوط به تهران حدود ۷۸ نفر در هکتار است و این شاخص در شهرهای بالای ۱۰۰ هزار نفر جمعیت ۶۳ نفر در هکتار می باشد، که بالاترین آن مربوط به شهر رشت حدود ۱۰۱ نفر در هکتار و کم ترین آن مربوط به شهر کرمان حدود ۳۰ نفر در هکتار می باشد. ملاحظه می شود در صورتی که ما آگاهانه و با درک این ضرورت و تکلیف در جهت جلوگیری از این اسراف بزرگ، ارتقای شاخص تراکم نفر در هکتار را هذف گذاری نماییم و به طورمثال بخواهیم تراکم متوسط کشور را به ۱۵۰ نفر در هکتار برسانیم. بدین مفهوم که در هر هکتار به طور متوسط قریب به ۳۵ واحد مسکونی احداث گردد، سالیان سال هیچ گونه نیازی به گسترش حتی یک متر شهر به جز در چند شهر معدود و انگشت شمار نخواهیم داشت و ما می دانیم که هدف نام برده شده بسیار کمتر از متوسط تراکم در هکتار شهرهای دنیا می باشد.

 ۲( کاهش اراضی بایر و رها شده در دل شهرها):

 بررسی ها نشان می دهد، فارغ از ارتقای تراکم نفر در هکتار در اراضی شهری موجود، حدود ۱۰ تا ۱۲ درصد اراضی شهری، بایر و رها شده می باشند که در واقع می توان آن ها را سرمایه های معطل مانده تلقی نمود، که با نوسازی شهری می توان به نحو بهینه از این اراضی استفاده نمود.

 ۳( کاهش هزینه های اسکان جمعیت)

 بررسی های کارشناسی در رابطه با مقایسه دو گزینه، عدم افزایش تراکم شهری و حفظ تراکم های موجود (گسترش افقی شهرها) و افزایش تراکم شهری (توسعه درونی شهری و ممانعت از گسترش اراضی شهری)، نشان می دهد هزینه تأمین شبکه زیربنایی و خدماتی بافت های موجود شهری شامل خدمات فضای سبز، تعویض دسترسی ها و ۰۰۰،۴۰درصد کم تر از هزینه آماده سازی اراضی جدید شامل تأمین هزینه تولید زیرساخت های مورد نیاز و هزینه بالاسری با احتساب خدمات اصلی شبکه های داخلی، آب، برق، فضای سبز، آموزشی و... می باشد. گسترش افقی شهرها باعث تحمیل هزینه گزاف و اضافی به دولت و از ناحیه دولت به مردم شده و بر دامنه فقر شهری موجود افزوده می شود و دستگاه های مدیریت شهری، به دلیل نبود امکان استفاده از اهرم هزینه های ثابت، متغیر و عبور از نقطه سر به سری و هم چنین بهره مند نشدن از صرفه مقیاس به دلیل نبود تراکم استاندارد در محدوده و بلوک ها و یا هکتارهای شهری از درآمد کافی برخوردار نبوده و به دنبال آن قادر به ارایه خدمات مطلوب و کافی هم نیستند.

 ۴( کاهش هزینه نگهداری شهرها):

 شهرداری ها، ناچارند روزانه برای اموری نظیر آموزش شهروندان، جمع آوری زباله، نگهداری و احداث فضای سبز و... هزینه نمایند. که بیشترین نسبت این هزینه ها مربوط به جمع آوری زباله وخدماتی از این قبیل در محله های مسکونی است. چنان چه بدون گسترش محدوده تراکم جمعیت در این محله افزایش یابد این گونه هزینه ها به نسبت درآمدها کاهش بیش تری خواهد داشت و پر واضح است سرانه هزینه نگهداری شهرها، به دلیل وجود هزینه های ثابت، کاهش خواهد یافت و محاسبات ۲۰ تا ۳۰ درصد کاهش را نشان می دهد.

 ۵( کاهش هزینه های امنیتی و انتظامی شهرها)

 با جلوگیری از گسترش سطح شهرها، دیگر نیازی به ایجاد کلانتری و پاسگاه های انتظامی جدید، استخدام نیروی جدید و تأمین تجهیزات ونظایر آن نخواهد بود. از سوی دیگر، از رهگذر افزایش تراکم نفر در هکتار، به دلیل حضور عامل انسانی، بسیاری از فضاهای ناامن و متروک، بایر و رها شده در دل شهرها از بین می رود.

 ۶(کاهش هزینه رفت و آمد خانوار)

 با ثابت نگهداشتن محدوده شهرها و جلوگیری از گسترش افقی آن ها، نه تنها هزینه رفت و آمد خانوارها که به طور متوسط۵ درصد از هزینه کل خانواده را تشکیل می دهند، کاهش می دهیم بلکه زمان رفت و آمد را نیز کم می کنیم. به طور مثال بنابر آمار موجود در نقاط پیرامونی تهران این میزان ۲ساعت در روز است و از این صرفه جویی می توان در جهت افزایش تولید ناخالص ملی، درآمد سرانه و رشد اقتصادی کشور استفاده نمود.

۷( کاهش مصرف انرژی و آلودگی ناشی از آن):

 به دلیل طولانی نبودن مسیرها و وجود دسترسی های مناسب بعد از بهسازی و نوسازی بافت ها، مصرف انرژی و سوخت وسایل نقلیه کاهش یافته و به تبع آن آلودگی هوا که قریب به ۷۰ درصد آلودگی هوا ناشی از مصرف سوخت های فسیلی است، کاهش می یابد.

 ۸( کمک به حفظ محیط زیست و منابع طبیعی):

 با جلوگیری از گسترش بی رویه وافقی شهرها، می توان از تغییرکاربری زمین های کشاورزی، جنگل ها و مراتع و چشم اندازهای طبیعی جلوگیری نمود و دست اندازی به طبیعت را به حداقل رساند.

 ۹(جلوگیری از کاهش قیمت مناطق بافت های فرسوده و قدیمی شهرها و حفظ آن ها در چرخه حیات اقتصادی شهر)

 با انجام بهسازی و نوسازی شهری در بافت های درون شهری (به ویژه مرکزی) از افت شدید قیمت در عمق بافت کاسته شده، انگیزه سرمایه گذاری در آن ها را حفظ نموده و از کاهش آن جلوگیری می نماید و این خود در سطحی دیگر باعث عدم خروج عامل انسانی به عنوان یک آبادگر در سطح بافت های مزبور گردیده و از شدت فرسودگی ها می کاهد.

 ۱۰( کمک به تخصیص بهینه منابع ملی):

 گسترش افقی شهرها باعث تحمیل هزینه اضافی به دولت و از ناحیه دولت به مردم می شود، زیرا منابع کمیاب جامعه به جای گسترش تولید و رونق اقتصادی به گسترش غیر مفید فضای شهر تخصیص می یابد. با درنظر گرفتن تراکم پایین در شهرهای ایران درصد بالایی از افزایش جمعیت را می توان یا باید در عرصه های موجود آن ها سکنی داد و حتی با درنظر گرفتن این موضوع که به طور مثال حدود ۲۵ درصد از هزینه های آماده سازی زمین مربوط به خدمات آموزشی است و جمعیت ایران به تدریج دارای روند کاهش میانگین جوانی خواهد بود و به خدمات آموزشی کم تری نیاز خواهد داشت، بنابراین می توان در هزینه های زیربنایی حداقل ۵۰ درصد صرفه جویی کرد و آن را صرف توسعه منابع انسانی نمود.

 ۱۱( رونق بخشیدن به صنعت گردشگری و جذب توریست از راه زنده سازی هویت تاریخی و فرهنگی موجود در بافت های فرسوده و آشکار کردن جاذبه های اسلامی ایرانی آن ها )

 بهسازی و نوسازی بافت های فرسوده باعث بازپیرایی حریم بناهای میراثی شده و آن ها را به عرصه آورده و در معرض دید و ارتباط شهروندان و بازدیدکنندگان داخلی و خارجی قرارداده است. از بهسازی و نوسازی بافت فرسوده پیرامون بنای تاریخی گنبد علویان در شهر همدان، مسجد مشیر در شهر شیراز، تجربه تبدیل واحدهای با ارزش معماری، فرهنگی و تاریخی زرگر یزدی از جمله بناهای متعلق به دوره قاجاریه در محله دارالشفای یزد به هتل اقامتی با ۱۵ سوییت در شهر یزد به عنوان مصادیق این ادعا می توان، نام برد.

 ۱۲(کاهش ناهنجاری ها و معضلات اجتماعی در بافت ها و جلوگیری از سرایت آن ها به دیگر بافت های شهری)

 ۱۳( افزایش رفاه ملی باایجاد محیطی امن، راحت و ارتقای محیط زیست زندگی شهری)

 ۱۴( افزایش مشارکت مردم با بهبود تصویر محله زندگی آن ها)

 ۱۵( ایجاد ظرفیت قابل توجه برای تأمین مسکن با فرض کم ترین ضریب تولید واحد مسکونی جدید)

 بررسی های مختلف نگارنده نشان می دهد متوسط واحدهای نوساز تولید شده در کشور از تخریب یک واحد مسکونی فرسوده از ۲، ۳ واحد تا ۷، ۶ واحد در نوسان بوده است. در بدبینانه ترین حالت می توان ۲، ۲ را در نظر گرفت. در این صورت می توان از تخریب هر واحد فرسوده موجود ۲، ۱ واحد جدید نیز حاصل نمود که در اکثر شهرها می تواند سرریز جمعیت شهری را اسکان دهد.

 با توجه به مزیت های پیش گفته بهسازی و نوسازی بافت های فرسوده و محورهای قابل توجه و مرتبط سیاست های کلی نظام ابلاغی مقام معظم رهبری در حوزه شهرسازی و مسکن از جمله:

 ▪ احیای بافت های فرسوده شهری و روستایی از راه روش های کارآمد.

 ▪ مکان یابی توسعه شهرها در چارچوب طرح آمایش سرزمینی و براساس استعدادهای اقتصادی و با رعایت معیارهای زیست محیطی و مراقبت از منابع آب و خاک کشاورزی و ایمنی در مقابل سوانح طبیعی و امکان استفاده از زیرساخت ها و شبکه شهری.

 ▪ تعیین ابعاد کالبدی شهرها در گسترش افقی و عمودی با تاکید بر هویت ایرانی اسلامی و با رعایت ملاحظات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، امنیتی، حقوق همسایگی و امکانات زیربنایی و الزامات زیست محیطی و اقلیمی.

 ▪ هماهنگ سازی مقررات و ایجاد هماهنگی در نظام مدیریت تهیه، تصویب و اجرای طرح های توسعه و عمرانشهری.

 ▪ حفظ هویت تاریخی در توسعه موزون شهر و روستا با احیای بافت های تاریخی و بهسازی یا نوسازی دیگر بافت های قدیمی

 ▪ جلوگیری از گسترش حاشیه نشینی در شهرها و سامان دهی بافت های حاشیه ای و نامناسب موجود

 ▪ ایمن سازی و مقاوم سازی محیط شهری و روستایی

 ▪ رعایت هویت تاریخی و معنوی شهرها در توسعه و بهسازی محیط شهری به ویژه شهرهایی از قبیل قم و مشهد

 ▪ سطح بندی شهرهای کشورو جلوگیری از افزایش و گسترش بی رویه کلانشهرها.

 ▪ مدیریت زمین برای تأمین مسکن و توسعه شهر و روستا در چارچوب استعداد اراضی و سیاست ها و ضوابط شهرسازی و طرح های توسعه و عمران کشور و ایجاد و توسعه شهرهای جدید.

 ▪ برنامه ریزی دولت درجهت تأمین مسکن گروه های کم درآمد و نیازمند و حمایت از ایجاد و تقویت مؤسسات خیریه و ابتکارهای مردمی برای تأمین مسکن اقشار محروم.

 با توجه به تحلیل پیش گفته می توان اذعان نمود بخش عمده ای از سیاست های مزبور با بهسازی و نوسازی بافت های فرسوده تحقق می یابد و برای عملیاتی نمودن آن ها گزاره های زیر قابل پیشنهاد است:

 ۱) ارتقای سهم احداث مسکن از راه بهسازی و نوسازی بافت های فرسوده شهری در برنامه تأمین مسکن کشور به نحوی که حداقل ۳۰ درصد ساخت و سازهای جدید در محدوده های مصوب بافت های نام برده شده صورت پذیرد.

 ۲) سرانه مصرف زمین شهری و حداقل شاخص تراکم ناخالص نفر در هکتار هر شهر را تعیین و به تصویب رسانده و تا مادامی که سرانه موردنظر حاصل نشده، اجازه توسعه محدوده شهر را ندهند. به عبارت دیگر منع افزایش محدوده قانونی شهرها تا تحقق تراکم ها و سرانه های مصوب زمین شهری در دستور کار قرار گیرد.

 ۳) شناسایی اراضی بایر، خالی و اماکن و ساختمان های متروکه و کاربری های نامناسب و اجرای برنامه های مؤثر برای بهره برداری مناسب از آن ها با اتخاذ سیاست های تشویقی و حمایتی از بخش غیردولتی در خلال قوانین بودجه های سالیانه

 اما همان گونه که مقام معظم رهبری در جمع مدیران ورزات مسکن و شهرسازی (۲۵/۳/۱۳۷۹) فرمودند: «... دولت یک ابتکاری بکند در همین مناطق فرسوده، ولو خود دولت نمی خواهد مباشرت بکند و شاید مصلحت هم نیست، اما این کسانی را که سرمایه گذاری می کنند، تشویق کند با صور مختلف بیایند این خانه ها را تبدیل کنند به خانه های ۴ طبقه، ۵ طبقه، هم مستحکم باشد،... امکانات داشته باشد، هم دسترسی داشته باشد،... با سیاست گذاری همراه با ابتکار، شجاعت و جرأت وارد میدان شوید...» برای پیشنهادهای ذکر شده، ابتکار، شجاعت و جرأت می خواهد که این از ویژگی های دولت انقلابی و اسلامی است.

  ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منابع و مآخذ

۱ مرکز آمار ایران، سال نامه آماری سال ۱۳۸۵

۲ وزارت مسکن و شهرسازی، معاونت امور مسکن و ساختمان، دفتر برنامه ریزی اقتصاد مسکن، ۱۳۸۹

۳ ماجدی، حمید، زمین، مسأله اصلی توسعه شهری، مجموعه مقالات همایش زمین و توسعه شهری، انتشار ۱۳۸۷

۴ آیینی، محمد، موضوعات اقتصادی، مالی و مدیریتی در بهسازی و نوسازی بافت های فرسوده شهری، انتشار ۱۳۸۶

۵ کیاستی نیا، هومن، اصلاح الگوی مصرف ضامن طول عمر مفید ساختمان، مجله پیام ساختمان و تاسیسات، شماره ۷۹، انتشار ۱۳۸۸

۶ مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی، بررسی سیاست های مربوط به زمین شهری در ایران، اکونیوز، انتشار ۱۳۸۷

۷ ابراهیمی، علیرضا، راه طولانی استفاده بهینه از زمین شهری، روزنامه ایران، انتشار ۱۳۸۶

۸ نوریان، رشد افقی، دشمن توسعه پایدار شهر، سایت مردم سالاری، انتشار ۱۳۸۶

۹ هفته نامه نصیر بوشهر، طرح اصلاح الگوی مصرف از اراضی شهری، انتشار ۱۳۸۸

۱۰ آیینی، محمد، مدیریت تحول با اصلاح الگوی مصرف زمین شهری، سخنرانی در همایش مدیریت تحول با رویکرد مهندسی مأخذ: مرکز آمار ایران آمار جمعیتی سال ۱۳۸۵ 

 

 

   روزنامه کیهان) www.kayhannews.ir )

   محمد آیینی

 

             کارگاه آموزشی یک روزه

کاربرد تکنولوژی های نوین و مصالح جدید در معماری

باحضور : پروفسور محسن وفامهر

عضو هيأت علمي دانشكده معماری و شهرسازی و مديركل دفتر طرح های عمرانی دانشگاه علم و صنعت ايران 

 دارای ده عنوان كتاب، دوازده عنوان درس نامه  علمی ـ تخصصی، 55 عنوان مقاله  علمی، چهار عنوان اختراع ثبت شده در زمينه  مهندسی عمران و معماری

 مکان : مشهد - دانشگاه بین المللی امام رضا (ع) – خیابان اسرار

زمان : جمعه چهارم آذرماه 90 / ساعت 9صبح

 تلفن تماس و ثبت نام     ۸۴۲۲۶۳۵-۰۵۱۱

به کلیه شرکت کنندگان در این کارگاه گواهینامه حضور اعطا خواهد شد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پروفسور محسن وفامهر

 

AWT IMAGE

(جانباز 40 درصد، نويسنده، محقق و مخترع نمونه كشور)

دكتر محسن وفامهر در سال 1338 در محله ي نازي آباد تهران متولد شد. وي تحصيلات ابتدايي و راهنمايي را در مدارس نبوي اسلامي و دبيرستان ملي خاتم گذراند و سپس به اخذ ديپلم فني راه و ساختمان از هنرستان شماره ي 1 تهران (هنرستان نمونه شهيد بهشتي فعلي) نايل آمد. پس از اخذ درجه ي ليسانس مهندسي در رشته ي عمران، به دليل علاقه ي خاص وي به رشته معماري وشهرسازي، مجدداً از ابتدا در كنكور سراسري شركت نموده و با رتبه ي بيست و هفتم در رشته ي معماري دانشگاه علم و صنعت ايران پذيرفته شد و نهايتاً ليسانس و فوق ليسانس خود را در رشته ي مهندسي معماري با كسب عنوان دانشجوي نمونه كشور در سال 1375 به پايان رساند و متعاقباً در حاليكه به عنوان عضو هيأت علمي در دانشكده ي معماري و شهرسازي تدريس مي نمود.
ايشان از سال 1358 با حكم شهيد رجايي به كسوت معلمي نايل شده بود كه به پاس تلاش هيا ارزنده ي وي در امر تعليم و تربيت در سال 1365 به عنوان دبير فني و معلم نمونه در سطح استان تهران انتخاب گرديد و در سال 1373 نيز عنوان دبير فني و معلم نمونه ي كشوري را از آن خود ساخت و بالاخره در سال 1373 به عنوان جانباز نمونه در سطح كشور معرفي گرديد.
در سال 1379 نيز با رتبه ي پنجم به دوره ي دكتراي معماري راه يافت و در حالي دكتراي تخصصي معماري خود را به پايان رساند كه دو مرتبه به عنوان دانشجوي نمونه ي كشوري از سوي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري برگزيده شد و از وي تجليل شد.
ايشان همواره در مسند تعليم و تربيت نسل جوان همت گماشته و در راستاي آموزش دروس رشته هاي عمران و معماري به طراحي، نظارت و مديريت اجرايي پروژه هاي عمراني و معماري عام المنفعه از قبيل مسكن، مسجد، مدرسه، پناهگاه، اسكله، دانشكده و ... پرداخت و آثار نيكويي بر جاي گذاشت.
وي در سالهاي دفاع مقدس و در شرايط بحراني به طراحي و ساخت 45 روزه ي اسكله ي پل متحرك فاو اروندرود و نيز طراحي و اجراي 99 روزه پناهگاه هاي چندمنظوره پرداخت تا در حماسه ي دفاع مقدس به حيثيت و غرور ملي خدشه اي وارد نشود، در اين رابطه وي به افتخار 40درصد جانبازي نايل امد. ايشان همچنين در راستاي عمران و سازندگي كشور تاكنون ده ها پروژه ي عمراني و معماري از مرحله ي طراحي، نظارت تا اجرا را به منصه ظهور درآورده است. ايشان اكنون نيز عضو هيأت علمي دانشكده ي معماري و شهرسازي و مديركل دفتر طرح هاي عمراني دانشگاه علم و صنعت ايران است. ايشان داراي ده عنوان كتاب، دوازده عنوان درس نامه ي علمي ـ تخصصي، 55 عنوان مقاله ي علمي، چهار عنوان اختراع ثبت شده در زمينه ي مهندسي عمران و معماري است.

جناب آقای دکتر محسن وفا مهر چهارم آذرامسال در دانشگاه بین المللی امام رضا علیه السلام با دانشجویان معماری  دیداری یک روزه در کارگاه آموزشی ( کاربرد تکنولوژی های نوین و مصالح جدید در معماری ) خواهد داشت .

معرفی کتاب :

 پدیدآورنده : كامبیز جلالی

چکیده :

نگارنده در کتاب حاضر، در پی دستیابی به خلاقیت معماری با روشی نو است و بنیادهای خلاقیت را با استفاده از دو مضمون: «انتزاع» و «پیچیدگی» مطرح می‌کند. آنچه وی در این کتاب ارائه کرده، نتیجة باور بدین حقیقت است که خلاقیت نه تنها یک استعداد ویژه برای انسان نیست، بلکه توانایی طبیعی تک‌تک ذرات هستی است. در دیدگاه او خلاقیت، مهارتی است که می‌توان با فهم طبیعت آن را آموخت، توسعه داد و از آن لذت برد. نگارنده با این تأمل مهم‌ترین ابعاد خلاقیت را معرفی و راهکارهای رسیدن به خلاقیت معماری را بیان کرده است. لازم به ذکر است، در کتاب اسکسِ‌ها (تصاویر) ترسیم شده، ارتباطی پنهان با موضوع مورد بحث دارند."

      دیوارهای سبز یا باغ های عمودی ؟

هرروز که می گذرد انسان به مراتب بیش از گذشته به اهمیت اعتلای بصری و طبیعت گرایانه وجود خویش پی می برد و همه همت خود را مصروف فراخواندن همان مادری می کند که روزگاری او را از ساحت زیست موثر خود دور کرد : طبیعت

__________________________________________________

دو تقسیم بندی عمده برای دیوارهای سبز وجود دارد:

۱- نماهای سبز 2- دیوارهای اکسیژن ساز.

 

1-   نماهای سبز:در این سیستم گیاه بر روی سطح نما حرکت می کند.در این سیستم گیاه ، می پیچد و بالا از ساختمان بالا می رود  در حالیکه ریشه در زمین دارد(در یک بستر خاکی) .اخیرا برای نمای سبز ، سازه ای حمایت کننده هم در نظر می گیرند.

 

2-   دیوارهای اکسیژن ساز:خود به دو دسته سیستم های فعال و غیر فعال تقسیم می شوند:

الف.سیستم های فعال:

این سیستم ها جدید ترین نوع دیوارهای سبز می باشند.در این سیستم از هوای تولید شده توسط گیاهان در سیستم تهویه هوای ساختمان استفاده می شود.این دیوار ها بر مبنای علم تصفیه هوای بیولوژیکی با واسطه گیاهی و بر مبنای تحقیقاتی که در بیمارستان واترلو انجام شد پایه ریزی گردید .دیوارهای سبز با فیلتر بیولوژیکی، ظرفیت تصفیه هوا را افزایش می دهند.پوششهای طبیعی ، بنوعی موتورهای تصفیه کننده و پاک کننده هستند.

ب.دیوار سبز غیر فعال هیچ معنایی از حرکت هوا از ریشه ها به درون سیستم تهویه ساختمان ندارد.تاثیر سیستم غیر فعال بر روی کیفیت هوای ساختمان از نظر علمی سوالات زیادی را برانگیخته است.بعضی از دیوار های سبز پشت شیشه محافظت می شوند تا نسبت به آنچه در دیوارهای غیر فعال رخ می دهد، جریان هوای قابل پیش بینی  تری داشته باشند.در دیوار غیر فعال هیچ مکانیزمی برای گردش هوا وجود ندارد.در عوض آنها به صورت باز نگهداری می شوند تا بهبودی نسبی در گردش هوای آزاد ایجاد کنند.

 

دیوارهای اکسیژن ساز، سازه ای مستقل دارند که جدا از نمای اصلی ساختمان و در فاصله ای نزدیک به آن قرار می گیرد و توسط ساختمان مهار می گردد.جزییات مختلفی برای طراحی این دیوار ها وجود دارد،که این جزییات بیشتر مربوط به چگونگی نگهداری گیاه بر روی دیوار و شکل قالب های نگهدارنده سیستم است.

 دیوارهای سبز باعث کاهش دمای هوا ، ایزوله کردن دیوار و کاهش جذب انرژی خورشیدی و اشعات منعکس شده از خیابان و ساختمانهای دیگر در شهرمی شوند. آنها  باعث می شودتا  دمای مصالح تشکیل دهنده دیوار در این حالت از حالت طبیعی کمتر باشد و این تشعشع ثانویه در سطوح پوشیده شده با گیاه ذخیره می شوند.اگر چه این سطوح سبز تنها در حدود 4-5 درجه یا کمی بیشتر دما را پایین می آورند.

 

دیوارهای سبز با سیستم گردش مجدد آب به کار می روند و آلودگی آب سنگین را می کاهند : این کار را با جذب مواد مغذی غیر حلال در آب انجام می دهند.این مواد مغذی باکتریهای معدنی هستند که اجزای ارگانیک میکروسکوپی آنها را برای گیاهان آماده می کنند.

 

نورمن فاستر

از های تک تا اکوتک


در اروپا، بهينه سازي و كاهش مصرف سوخت و انرژي مساله ای مهم در طراحي هاي معماري به شمار مي رود. بر اساس همين خط مشي ها، معماري معاصر اروپا دستخوش تغييرات بنيادين شده و نظام مهندسي در اتحاديه اروپا به نظم و نسق تازه اي در بهينه سازي مصرف انرژي و پاك سازي محيط زيست، خو مي گيرد.

نورمن فاستر انگليسي، يكي از بزرگترين معماران حال حاضر جهان كه از پيشگامان رعايت استانداردهاي مصرف انرژي و دميدن وجه هنري و روح زيبايي شناسانه در كالبد معماري (در تعامل با محيط زيست) به شمار مي رود.

سر نورمن فاستر بزرگترین معمار بریتانیاست. وی جوایز متعدد و مهمی را کسب کرده و از وجهه ی بسیار خوبی در بین معماران معاصر جهان برخوردار است. بی تردید یکی از دلایل موفقیت او آرمان خواهی بی حد و حصر است. وی در 1935 در منچستر انگلیس در خانواده ای فقیر به دنیا آمد. او در سال 1999 به بالا ترین درجه ی معماری خود رسید و توانست جایزه  پریتزکر را که معادل نوبل در معماری می باشد دریافت کند . دفتر مهندسی وی در برلین، لندن و سنگاپور با بیش از 800 نفر کارمند مشغول به ادامه ی فعالیت است.
شهرت فاستر بیشتر به خاطر طرح گنبد مجلس ملی آلمان در برلین و برج مشهور سوئیس ری در لندن است.

پارلمان برلین Reichstag building رایشتاگ  

 نورمن فاستر یکی از معماران سبک اِکوتک است.

اصول اکوتک

 تهویه طبیعی با امکان جریان هوا از سقف،

تهویه مطبوع از طریق پالایش شبانه و دمیدن هوا از زیرکف،

کنترل نور ،

استفاده کردن از منابع طبیعی زیر زمینی،

 استفاده کردن از انرژی منابع طبیعی همچون گرما، نور خورشید، باد، انرژی گرمایی، آب باران
 در سال1993 طرح وی برای بازسازی رایشتاگ ( پارلمان جدید آلمان در برلین) به عنوان برنده انتخاب شد.

فاستر در طرح خود یک شیشه به جای گنبد تخریب شده ی پارلمان در جنگ جهانی دوم در نظر گرفت.
داخل گنبد دو رامپ مارپیچ قرار دارد که به سکوی فوقانی برای تماشای مناظر اطراف ختم می شود و مردم به این وسیله می توانند به صورت سمبلیک بر بالای سر نمایندگان خود صعود کنند وهم به ارتباط میان آنان با مردم پی ببرند.

در هنگام شب گنبد از طریق تالار مجلس روشن می شود و به صورت یک گوی نورانی می درخشد ؛ تا نمادی از قدرت و توانایی پارلمان باشد.

از نظر اقلیمی در تابستان تهویه ی طبیعی تالار از طریق گنبد شیشه ای صورت می گیرد و در زمستان هم هوای گرم تهویه شده از طریق گنبد شیشه ای بازیافت و دوباره استفاده می شود.

آینه های وسط گنبد، روشنایی طبیعی را به ارمغان می آورد و ضمناً تصویر مردم را برای نمایندگان منعکس می کند؛ تا شاید به این وسیله مفهوم حضور مردم درفضای تصمیم گیری پارلمان بهترنمایانده شود. 

 از موارد دیگر می توان پنجره های هوشمند برای تهویه هوا، استفاده از سوخت تجزیه شونده بیوگاز برای تولید انرژی پاک، حرارت تولید شده در یک مخزن طبیعی آب گرم در زیر ساختمان و آب سرد لایه های زیر زمینی برای سرمایش ساختمان را نام برد.

برج ( شرکت )سوییس رِی

 این برج 41 طبقه که به عنوان اولین برج اکولوژیکی لندن به شمار می رود، از نیمرخ شبیه به یک سیگار برگ عمودی است . دراصل استوانه ای است که از پایین تا نیمه به تدریج ضخیمتر، و در نیمه پس از رسیدن به حداکثر ضخامت به حداقل ممکن می رسد. این فرم علاوه بر آنکه بخوبی می تواند با شرایط ناشی از کوچک ومحدود بودن سایت سازگاری یابد، از مزایای دیگری نیز برخوردار است.
از جمله این که حجم آن به دلیل انحنای سطح، کمتر از برج های مکعبی شکل دید ساختمان های مجاور را محدود می کند و با آیین نامه های مربوط به سایه اندازی مطابقت دارد. همچنین انحنای سطح آن باعث کاهش انعکاس نور خورشید به ساختمان های مجاور شده و ضمناً تابش خورشید به داخل ساختمان به حداکثر خود می رسد.

بررسی دستاوردهای

مدرسه باوهاوسbauhause  

کشور آلمان برخلاف انگلستان و آمریکا از منابع غنی اولیه برخوردار نبود. بنابراین مجبور بود به دانش و خلاقیتِ منابع انسانی خود روی بیآورد. آلمانی ها براین اساس مجبور شدند تا به یک نظام نرم افزاری در هنر و معماری توجه کنند.

پیشینه نظری مکتب آلمان ، مکتب ورک werkbundبود : این مکتب اعتقاد به دمیدن روح تازه در محصولات بی جان و جامد ماشینی داشت. به همین خاطر آنان می خواستند که هنرمندان به طرف حرفه ای گری در صنعت بروند.

آلمانیها برای اعتلای هنرهای کاربردی کشورشان برنامه تازه ای ریختند.

 " هانری وان " ریاست مدرسه را به عهده داشت و بعد از وی " والترگروپیوس"  که خود معماری جوان اما پیشگام در معماری مدرن بود عهده دار سرپرستی باوهاوس شد.(1933- 1919)

سران مدرسه باوهاوس : والترگروپیوس . هانری وان دوولد. مارسل بروئر. یوهانس ایتن. پل کله . واسیلی کاندینسکی. موهولی ناگی

فلسفه اصلی باوهاوس

1-  پیوند هنر با صنعت بود ؛ که قبل ازآن اکسپرسیونیست ها این ایده را مطرح کرده بودند.

از نظر آنان هنرمندان و معماران باید ایده ها ، تکنیک ها ، مواد و فرمهای جدید را تجربه کنند تا بتوانند هنرو معماری خود را با عصر تحولات ماشینی هماهنگ کنند.

2- آلمان باید هنرمندان و معماران حرفه ای و عملکردی تربیت کند.

3- باید مباحث تئوریک به روشمندی در طراحی ختم شود.

پس وظیفه اصلی گروپیوس این بود که برای محصولات صنعتی آلمان در کارگاه های این مدرسه طرح های نو ومفید تهیه کند.

به اعتقاد باوهاوس " ماشین"  وسیله ای مدرن برای طرح است و این مدرسه می کوشید خود را با ماشین و تحولات عصر ماشین هماهنگ سازد.

هدف گروپیوس این بود که نوعی صنعتگر- معمار تربیت کند؛ یعنی کسی که ضمن کار و عمل معماری را بیاموزد و نه با کتاب و پشت میزنشستن. ازنظر او معماری در وادی عمل معنی پیدا می کرد ومطالعات نظری می توانست نقش پشتیبان را برعهده داشته باشد.

باوهاوس مرکب از چندین کارگاه برای کارهای دستی بود : کارگاه نجاری و.... بود.

 ساختار آموزشی در باوهاوس به سه بخش تقسیم می شد :

آموزش های پایه و بنیادی

آموزش های فرم شناسی

آموزش های کارگاهی و عملی

شاگردان در آغاز ورود به باوهاوس می بایستی در دوره (پیش درس) یا فورکورس به تحصیل مشغول شوند و شایستگی های لازم را برای ورود به فضای اصلی درس پیدا کنند.

" ایتن"  که برای دانشجویان هنر- رنگ شناسی و تاثیر روانی شکل ها را تدریس می کرد ، هدف فورکورس را این طورتعریف می کرد :

 آزاد شدن نیروی خلاقه کارآموز ،

شناختن مواد و مصالح طبیعی

آشنا شدن با خلاقیت های بصری

مدت کارآموزی 3 سال بود . در سیستم آموزش معماری آلمان به امتحان های متعدد و پیاپی در انتهای هر نیم سال یا هر سال اعتقادی نیست. شاگردان باید فقط از استاد یا دستیار او گواهی برای حضور در کلاس بالاتررا می گرفتند؛ که درست بر خلاف مدارس آمریکایی است و تقریبا هر هفته و هر ماه دانشجویان به اندازه آنچه خوانده اند  امتحان می دهند و اثری از رقابت و مسابقه (که در بوزار معمول است) نیست.

در دوره ای نه چندان طولانی عده ای باوهاوس را دشمن خود خواندند و از این مدرسه شکایت و شروع به کارشکنی کردند . جریانی بر علیه باوهاوس ایجاد شد تا جایی که عده ای از سرشناسان آلمان مانند انیشتین و میس وندرروهه رسما نامه ای در حمایت باوهاوس نوشتند .

گروپیوس این مدرسه را نقل مکان داد و برای استادان منازل مسکونی ساخت. این ساختمان ها به باوهاوس اعتبار داد ونماد آن شد .

برونو زِوی که تقلیلِ ساختمان را به عوامل عملکردی ، یکی از نشانه های بارز و ستودنی معماری مدرن بر می شمرد با طراحی پله ای فلزی ، روال معماری آجر و سنگ را برهم زد.گروپیوس این اقدام را جزء تزئینات خانه آورد و به زیبایی آن افزود.

طرح خود ساختمان ها و معماری داخلی آن و میز و صندلی و چراغ ها و مانند آن همه کار باوهاسیان بود .

بدین ترتیب برای استاد و شاگرد فرصتی پیش آمد که عملا در تحقق معماری مدرن سهیم باشند.

باوهاوس ، مدیریت را به هانس مایر معمار سوئیسی سپارد.

از برجسته ترین کارهای هانس مایر افزودن شهرسازی بر مدرسه باوهاوس ودعوت از استادان معروف زمان بود.

 اوهمچنین به جنبه های مهندسی صرف درمعماری توجه کرد. هانس مایر عقیده داشت که معماری باید سهمی در گسترش اندیشه های سوسیالیستی داشته باشد.

بدین ترتیب نوعی خشکی (دگماتیسم) بر باوهاوس چیره شد که مواجه با ناآرامی داخلی شد و باعث استعفای وی شد. هانس مایربر خلاف گروپیوس که به آمریکا رفت از شوروی سر در آورد.

سپس میس وندروهه به ریاست باوهاوس رسید. شهرت او باعث خرسندی دانشجویان شد.

تاریخچه آموزشی و پژوهشی مدرسه باوهاوس

√ دوره اول : 1925- 1919 :

اشیا مانند یک اثر هنری طراحی می شدند و از نظر عملکرد ضعف داشتند. برای همین هم با استقبال چندانی مواجه نشدند.

√ دوره دوم : 1932- 1925

مدرسه دسائو به وسیله گروپیوس تشکیل و بین کارخانجات آلمان و هنرمندان ارتباط ایجاد شد. دراین دوره طراحی تا حد امکان خودش را به نیازهای مصرف کنندگان نزدیک و نزدیکترکرد.

√ دوره سوم : 1932 تا پایان انحلال باوهاوس ( توسط نازی ها )

بین هنر ، تکنیک و اقتصاد رابطه های مفهومی و عملکردی پدید آمد.

 

- آنچه باوهاوس را شخصیتی علمی معرفی می کرد ساختار آموزشی  آن نبود بلکه وجود معلمانی بی نظیر و خبره بود که هر کدام از پیشگامان حرفه زمان خود بودند.

- بسیاری از استادان باوهاوس به آمریکا رفتند. این کشور در ابتدای قرن بیستم بشدت علاقه مند به تحول در ساختارمعماری خود بود. به همین خاطر از استادان نوگرای باهاوس استقبال کرد.

دستاوردهای مدرسه باوهاوس

* باوهاوس یکی از مراکز مهم سبک فونکسیونالیسم شد و به گسترش مدرنیسم بسیار کمک کرد.

* باوهاوس ، ترکیبی از ایده های خلاق و دانش کاربردی را می پسندید و رواج می داد.

* باوهاوس تا حد امکان نظام هنری را با نظام مهندسی آشتی داد.

مدرسه بوزار beauxe arte

- نخستین مدرسه هنر ومعماری که در قرن هفدهم تأسیس شد و در زمان اوج رواج مدرنیسم همچنان شیوه ای قدیمی خود را داشت.

دروس در بوزار دو بخش نظری وعملی داشت ومهمترین نکته کمپوزیسیون (ترکیب) و پرزانته وپرداخت بود. برای آنان چشم نوازبودن طرح اصل بود برخلاف باهاوس که کاربردی بودن ماکت اصل بود.

از نظر فلسفه معماری وایده این دو مدرسه در تقابل هم هستند :

باهاوس تاسیس شد تا تمام روشهای بوزار را نفی کند و به نیازهای جامعه مدرن پاسخ دهد.

مدرسه  بوزار برخلاف باوهاوس سنگین و صلب بود و به آسانی هر نظریه ای را نمی پذیرفت و تن به تجربه نمی داد. بااین همه استادان آن تألیفاتی داشتند که نشان از آگاهی کامل ایشان به تحولات زمانه خود بود .

استادان مدرسه بوزار معماری را در تعریف علمی اش می پذیرفتند تا تجربی علمی.

ویژگی مهم بوزار تدریس تندیسگری و مجسمه سازی در در کنار معماری بود. آنان درک تک بعدی معماری را برای توسعه آن کافی نمی دانستند.

تأکید اصلی بوزار بر طراحی معماری بود و دروس نظری صرفاً برای درک بهتر و آمادگی بیشتربرای طراحی بود.

در بوزار به ترکیب و ارائه پلان  در یک کمپوزسیون زیبا بسیار اهمیت داده می شد. از این رو توجه شاگردان آن معطوف به ترسیم گرافیکی از واقعیت می شد.

- ویژگی دیگر بوزار این بود که دانشجو در تمام طول دوره با یک استاد کرکسیون داشت .

- طرح های بوزار در سه قالب پروژه، دکورو اسکیس، ارائه می شد.

ضعف بارز بوزار این بود :

-  عدم حضور دانشجویان به هنگام قضاوت کارها

-  زمان کوتاه  قضاوت

- توفیق بیشتر آثار برجسته از حیث جنبه های بصری ؛ آنچه در معماری بوزار اهمیت بیشتری داشت آموزش بصری دانشجویان بود

-  ازنظر بوزار ، تأکید بر اسکیس و طرح آزاد به معمار امکان می دهد که ترکیب ها و متغیرهای مختلف و متنوع را به آسانی تجسم و ترسیم کنند. معمار در این مدرسه باید می توانست با ظرفیت های تخیلی وجودش به ترسیم و تجسیم ایده هایش بپردازد ودر این راه بی مهابا و محکم حرکت کند.

- بوزار عقیده داشت که معمار باید همیشه خود را در آتلیه احساس کند و به طراحی ایده های ناب روی بیاورد. از نظر آنها یگانه راه دور شدن از انجماد در معماری ، دادن فرصت پرواز به کبوتران تخیل آزاد است.

 

 

          فضا و سیمای شهر ازنظر لینچ

huntingdon_building_lynch090907_bdg2Nelev.jpg

شهر واقعیتی است که به دلیل برخی ابعادش از حوزه علوم اجتماعی و حتی علوم انسانی خارج می شود و می توان آن راصرفا در بعد فضایی اش مورد بررسی و تحلیل قرار داد.(فکوهی؛1383:203)
در این میان انسان شناسی نیز به دنبال ارایه تعربف خاصی از فضای شهری وفضای اچتماعی  و تاثیر متقابل و تعاملی این فضا و عامل انسانی است.

با اینکه تحقیقات در فضای شهری بیشتر معطوف به فیزیک فضای شهرو چگونگی آرایش آن و نقش آن درتسهیل امور شهری بوده است ، ولی می توان درکارهای اشخاصی چو ن لینچ وراپاپورت و..  عامل انسانی رانیز مشاهده کنیم.  لینچ یک معمارو طراح شهری بود که کار خودرا برنامه ریزی ظاهر شهر قرار داد. وی یکی ازبنیانگذاران ساختار ذهنی از شهر است یعنی دخالت ذهن درادراک شکل شهر ا را بسیا رمهم می داند .ازاین رو درکتاب خود "سیمای شهر" ابتدا سه حوزه درا مشخص می کند1)عوامل متحرک شهر2)عوامل ثابت شهر 3 ) ناظر (آدمیان). که از نظر او عوامل متحرک هر شهر خاصه مردم و فعالیت های آنان همانقدر در ایجاد تصویر هر شهر در ذهن ناظر موثرند که عوامل ثابت شهر .مهمترین مقهوم ازنظر او (مفهوم خوانایی ) است یعنی بتوان به آسانی اجزای شهری را شناخت و بتوان آن ها را در ذهن درقالبی به هم پیوسته به یکدیگر ارتباط داد. در وافع لینچ شکل شهر را مانند متنی فرض می کند که باید بتوان آن را خواند یا خوانایی را به آن برگرداند.این "خوانایی" باید به شهرنشینان کمک کند تا خود را درفضا باز یافته و در آن احساس ایمنی کرده و بتوانند کالبد خود ا درآن هدایت کنند. (همان ، 204)
مفهوم  مهم دیگر ازنظرلینچ" تصویر شهر" است که باید به ناطر احساس امنیت دهد و باعث بوجود آمدن رابطه موزون بین خود شخص و جهان خارج شود. اگر حتی شهر دارای تصاویری پیچیده هم باشد می تواند لذت بخش باشد ولی دو علمل حتما باید وجود داشته باشد.1) شخص هرگز نباید احساس کند تصور کلی درا از شکل محیط از دست داده 2)شکل آشفتگی خیابان و کوچه ها باید به شکلی باشد که بتوان آن را باز شناخت و درک  کرد.(لینچ؛1374،60) تصویر شهر رالینچ به سه قسمت تجزیه می کند 1 )علائم مشخصه یا هویت - بعنی عاملی که بتوان آن شهر را کاملا متمایز از دیگرشهرها کرد 2)بافت یا ساختار- تصویر هر شی ءباید رابطه فضایی و شکلی را با ناظر و اشیاءدیگر مشخص کند.3)معنی - هر شی ء باید برای ناظر معنی خاصی داشته باشد.رابطه ناظر با شی ءو سایر اشیا ءباید متقابل باشد و دارای مفهوم خاص .با توجه به این شه  جزء از تصویر شهرلینچ بیان می کند که چسم شهر باید نمایانی خاصی داشته باشد که تصویر بسیار روشن در ذهن ناظر بوجود بیاورد. وی فرم محیط رادربوجودآوردن تصویردرذهن مردم بسیارمهم می دانست درنتیچه بیان می کند که 5 عامل در بوجودآمدن سیمای شهر درذهن مردم قاعدتا یکسان نیست دخالت دارند.1)راه - عاملی که بااستفاده از آن حرکت بالفعل یا بالقوه می شود وباید خصوصیات "متمایز بودن ، بااستفاده ازنوع جنس سنگ فرشها ، چراغها ،باغ سازی ،ساختمان چشمگیر، روشن و واضح بودن  مسیرهای حرکت ، جهت قایل شدن برای راهها، کیفیت راه ، ناظرباید به سرعت از راه عبورکند،را داشته باشد.2) لبه – عامل خطی که به دید ناظر با راه تفاوت دارد.شکافی درامتداد دو قسمت پیوسته شهر سیمای لبه باید واجد خصوصیات مشخص و دو محله نزدیک را به هم پیوند دهد.3)گره – نقاط حساس شهر بیشتر محل مبدا و مقصد حرکت نظیر پایانه ها و...گره باید حدو مرزی داشته باشد و خاطره آن فراموش نشود.4) محله - قسمت های از شهر بزرگ یا کوچک که به سبب خصوصیات مشترک قابل شناخت باشد وسیمای درون آن متمایز با سایر محله های باشد ودرسرتاسر محله وجود داشته باشد پایان این خصوصیات پایان محله است ودرضمن بافت درون محله باید روشن باشد.5) نشانه ها- نقاط عطف درشهر هستند و عوامل تشخیص قسمت های مختلف در شهر که ناظر به درون آنها راهی پیدا نمی کند.مهمترین خصوصیت آن  بی نظیر بودن ،منحصربه فردبودن، فرمی واضح و روشن داشتن است .از نظرلینچ نشانه هادارای چهارنقش عمده درشهرهستند: ازتوده اطراف قابل تمیز هستند و به نظام شهری ثبات می بخشند به طورنمادین عمل می کنند و به حافظه یاری می دهند و به فواصل موجود در اطراف خود نوعی پیوستگی می دهند و خوانایی شهر را افزایش داده به آن هویت می بخشند. (تولایی ؛ 1386،112)
لینچ دراین کتاب مفهوم  "هویت" را در معنای بسیار ساده یعنی "مکان" تعریف می کند .هویت یعنی حدی که یک شخص می تواند یک مکان را به عنوان مکانی متمایز از سایر مکانها مورد شناسایی قراردهد به گونه ای که شخصیتی منحصربه فرد داشته باشد و هویت را به همراه ویژگی های دیگری نظیر ساختار، شفافیت، سازگاری و خوانایی عاملی می داند که معنی مکان را در نظر ناظر شکل می دهند. وی دوکارکرد برای "هویت" قائل است  1- به انسان قدرت تشخیص میدهد که بتواند شهررا بخواند و پیش بینی کند و به همین دلیل "خوانایی" از مهم ترین کارکردهای "هویت" است 2- عملکردعاطفی" هویت محیط"  است که حس ایمنی به فرد میدهد. نوع هویت یا حس مکان می تواند احساس تعلق به همراه داشته باشد و میان مردم و مکانها ارتباط برقرارکند و وحدت بوجود آورد. لینچ درپی طراحی مناست برای شهرها بود. به نظر او ترکیب بندی درطراحی شهری ایجاد وحدت بصری میان عناصرمتمایز شهر است تا بدین ترتیب تصاویر ذهنی یکپارچه و روشن، تقویت شود.و هدف طراحی شهری ایجاد یک تصویر ذهنی شهری قوی است. این تصویر ذهنی است که مبانی تعامل مردم رابا محیط فراهم می آورد. (تولایی ؛1386 :113)
ازاین رو وظیفه طراح شهری مشخص کردن ماهیت این تصاویر ذهنی است وبه همین دلیل روش وی اقتباس داده ها از طریق انجام مصاحبه ها و تکمیل پرسشنامه ها است که کاملا با روش تحقیق انسان شناسی مطابقت دارد تا دریابد مردم چگونه و چه عناصری از شکل شهر را به هم پیوند می دهند.  

نویسنده : زکیه دهقانی

منابع
1) تولایی ؛ نوین ،"شکل شهر منسجم"، نشر: امیرکبیر، تهران 1386
2) فکوهی ؛ ناصر، "انسان شناسی شهری "، نشر: نی ، تهران 1383
3) دانشپور؛ سید عبدالهادی ،" باز شناسی مفهوم هویت در فضای عمومی شهری "، تهران 1379
4) لینچ؛ کوین ،" سیمای شهر"، ترجمه: منوچهر مزینی ، نشر: دانشگاه تهران 1374

            شناخت شهر

در بعد جهاني براي شناخت شهر بيشتر بر تعدادجمعيت تاکيد شده است.

 با توجه به تعدد وکم وکاستي هاي مربوط به تعاريف شهر، تاکيد بر نقش (کارکرد) شهر ادر شناخت شهرو تمايز قائل شدن بين آن و روستا ما را بهتر هدايت مي کند.

در شناخت شهربه دو کارکرد بيشتر توجه مي شود؛ يکي اينکه شهرها کارکرد غير کشاورزي دارند و دوم اينکه اغلب شهرها به توليد و مبادله کالا مي پردازند؛ يعني اينکه فعاليت هاي غير کشاورزي بر اقتصاد شهرغلبه دارد.

اولين شهرها داراي نقش اداري- سياسي بوده اند. ليکن امروز، شهرها داراي کارکردهاي متنوعي بويژه کارکردهاي اقتصادي،صنعتي و خدماتي مي باشند.

از دو جنبه مي توان به انواع شهرها پرداخت: يکي از بعدکارکردي (فعاليت و نقش) و ديگر از بعد اندازه  یا جمعیت شهر ( کوچک و بزرگ بودن). شهرها مي تواننددر اندازه هاي گوناگون شکل بگيرند؛ کوچک، متوسط، بزرگ و بسيار بزرگ. Megalopolis metropolis

جمعیت شهر؛  البته تا حدودي بيانگر تنوع و تعداد فعاليت هاي حاکم برشهرو همچنين حيطه نفوذ ووسعت شهرخواهد بود.

تعريف کارکردي شهر( نوع فعالیت غالب برشهر)

بر اساس فعاليتي است که ساير فعاليت هاي دیگر شهررا تحت شعاع خودقرارداده وشهربر اساس آن نوع فعاليت خاص شناخته مي شود: مانند شهرهاي فستيوال و کنگره اي، شهرهاي فرهنگي، ، شهرهاي درماني و آسايشگاهي، شهرهاي بازنشستگان،شهرهاي صنعتي، شهرهاي تجاري، شهرهاي اداري-سياسي،شهرهاي صنعتي، شهرهای خدماتي و ... شهرهاي مذهبي و زيارتگاهي.

تعريف عددي شهر

ساده‌ترين تعريف، تعريف عددي شهراست بلحاظ اينكه در اين تعريف وجه تمايزشهر وروستا، تعداد جمعيت آنست. البته در تعريف سطح جمعيتي بين انواع شهرها توافق و تعریف یکسانی وجودندارد.

پدیده هایی که در شهر وجود دارد با پدیده های روستا بسیار متفاوت است ؛ پس می توان گفت که پدیدارشناسی شهری نیز با پدیدارشناسی روستایی تفاوت دارد: از آن جمله جمعيت نسبتاًمتراكم، وجود راهها و معابر ، مراكز كار و تجارت، ساختمانهاي مرتفع ، امكانات رفاهي و آموزشي ، وجود وسائل نقليه فراوان.

 تعريف تاريخي شهر

برخي ازصاحبنظران تنها مراكزي را كه از قديم نام شهر داشته‌اند شهر مي‌دانند.

تعريف حقوقي شهر

در دوره‌هاي گذشته شهرها داراي امتيازات حقوقی بودند كه در روستاها وجود نداشت. بمانند بسياري از شهرهاي قرون وسطا كه حق داشتند براي خود بازار داشته باشند يا به خدمات نظامي بپردازند.

شهر جايي است كه درآن نوع مسكن، رفتارساکنان ، درآمد مردم ، سيماي شهر و پوشاك باشندگان آن با روستا متفاوت است.

تعریف سيستمي شهر

سیستم ؛ مجموعه های به هم پیوسته ای است که بین آنها ارتباط بنیادی و هدفمندانه ای برقرار است .

ساختارِ شهر دارای سیستم :

 1- حد نهايي شهر ؛ كه در واقع آنرا حد محدودة قانوني و خدماتي شهرداري مي‌توان به حساب آورد.

2- عوامل سازنده سيستم شهر؛  شامل ساكنان شهر و اماكن وساختمانها و ...

3- ذخاير انسانی و مالی شهر ؛  مثل بانكها ، مراكز تجاری، مراکز اجرايي ، قوانين و ..

4- شبكه ارتباطي شهر ؛ شامل ارتباطات بي‌سيم، با سيم، ارتباطات مكاتبه‌اي، خیابان ها، بزرگراه ها و..

نظام شهر

الف / نظم عملکردی یا سلسله مراتب عملکردی

هر گونه نظم عملكردي يا سلسله مراتب عملكردي در خصوص چگونگي توزيع استفاد‌ه‌هاي زمين در شهراست. هر كدام با توجه به درجه خدمات رساني در موقعيت خاصي از شهر قرار مي‌گيرند.

  دانشگاه  ـــــــــ       دبيرستان ــــــــ       راهنمايي ـــــــــــ  دبستان

منطقه يا شهر ـــــــ     ناحيه ــــــــــ          کوی  ـــــــــــــــ  محله

 ب / نظم ارتباطی یا سلسله مراتب ارتباطی

– 1آزاد راه ها: كه عملكرد اصلي آنها بحداكثر رساندن حركت و حذف دسترسي پيراموني است تا ارتباط سريع ميان شهر ِمادر با حومة آن را برقرار سازد.

2- بزرگراه هاي درون شهري : كه وظيفه اصلي آنها بحداكثر رساندن حركت درون شهري و حذف دسترسي پيراموني است تا ارتباط سريع ميان ناحيه‌هاي اصلي مادر شهر را تامين كند.

3- شاه راه ها  : که وظيفه اصلي آنها تامين همزمان حداكثر حركت و دسترسي است و کاربری بسیاری در نقل و انتقالات درون شهری دارد.

4- جمع كننده يا تغذيه كننده‌ها : که نقش اصلي آنها برقراري حركت و دسترسي نسبي ميان شاه راه ها و كاربريهاي فرعي و شبكه‌هاي محلي دارد.

5- راه های محلی (گذر): راه هایی که از بین محلات عبور می کنند و خطوط اتصال فضاهاي جمعي محسوب می شوند. نقش این راهها برقراری حداقل حركت و حداكثر افزايش دسترسي بین کاربری های جزیی و مناطق مسکونی ( نواحی مولد سفر ) است.

6- شبكه‌هاي پياده : که نقش اصلي آنها حذف کامل حركت سواره و تامين حداكثر دسترسي پياده است.

7- واشدگاه: ( در مقیاس محله ) گره حاصل از تقاطع چند مسیر است.

 

چالشی بر تجارب باززنده سازی مراکز تاریخی وکهن شهری

در ایران و جهان

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شهر محل ایجاد روابط اجتماعی بین انسانها است و مراکز شهری به عنوان مهمترین نقاط شهری اند که شناسایی شهر با شناسایی این مراکز، اهمیت می یابد. از جمله این مراکز، مراکز تاریخی و کهن شهرند که نقش مهمی در جذب توریست و سرمایه به شهر دارند.
چکیده مقاله :
شهر محل ایجاد روابط اجتماعی بین انسانها است و مراکز شهری به عنوان مهمترین نقاط شهری اند که شناسایی شهر با شناسایی این مراکز، اهمیت می یابد. از جمله این مراکز، مراکز تاریخی و کهن شهرند که نقش مهمی در جذب توریست و سرمایه به شهر دارند.

رشد روزافزون جمعیت شهرها و به تبع آن نیازجوامع به عناصر جدید شهری ومتناسب با جامعه مدرن،فضای شهری را دستخوش تغییراتی نموده است.این تغییرات در بافت جدید شهری در قالب مدرنیسم ودر بافت قدیمی در قالب فرسودگی نمود یافته است.

بنابراین جلوگیری از فرسودگی1 مراکزتاریخی و کهن شهری و احیای مجدد آن به منظور رفع آشفتگیهای اجتماعی- فرهنگی و کالبدی- بصری، ضرورت و اهمیت بررسی موضوع را ایجاب می نماید.

پژوهشگر در این مقاله به بررسی و مقایسه نمونه های موردی از تجارب باززنده سازی مراکز تاریخی شهر در جهان (برلین آلمان و دمشق سوریه) و ایران (مرکز تاریخی شهر یزد و محله سیروس تهران)، با تاکید بر پتانسیلهای موجود، ایجاد خوانایی2و سرزندگی3، کاستن از اغتشاش و آشفتگیها در راستای ارتقای سطح کیفی زندگی و نهایتا جذب توریست و سرمایه می پردازد.


واژه های کلیدی:
باززنده سازی4، مرکز تاریخی شهر، پویایی5 طرح، جذب توریست، پتانسیلهای موجود، آشفتگی واغتشاش ، توسعه پایدار،مشارکت مردمی

مقدمه :
یکی از مفاهیمی که امروزه در دانش شهرسازی نقش محوری یافته، واژه باززنده سازی است. از آنجایی که شکل گیری اغلب شهرها به دور یک یا چند هسته تاریخی بوده و همین هسته تاریخی است که هویت شهر را تا به امروز رقم می زده است،احیاء و مرمت آن امری اجتناب ناپذیر است.

این مراکزهنوز هم در بسیاری از شهرها، قلب اقتصادی شهر و محل معیشت و سکونت شهروندان می باشند. بنابر این اولین و ضروری ترین اقدام در مواجهه با موضوع مرکزتاریخی شهر، درک اهمیت و ضرورت باززنده سازی آن و بر همین اساس اتخاذ رویکردی موثر برای هدایت تحولات آتی آن است.

• فرسودگی
فرسودگی یکی از مهمترین مشکلات امروزی فضای کهن شهری است که منجر به بی سازمانی،عدم تعادل،بی قوارگی،زدودن خاطرات جمعی وافول حیات شهری آن می گردد.
فرسایش یا فرسودگی در کالبد یا عملکرد فضایشهری ویا در یکی از آنها نمودمی یابد که در حالات زیر قابل بررسی است:

1. حالت اول: فرسودگی در عملکرد بوده و شکل و کالبد،سالم است
2. حالت دوم: فرسودگی درشکل وکالبد بوده و عملکرد، سالم است
3. حالت سوم: هم کالبد و هم عملکرد فضا دچار فرسودگی است

• باززنده سازی
باززنده سازی یعنی دخالت آگاهانه در فضای شهری برای جلوگیری از فرسایش و خلق فضای شهری جدید با حفظ ویژگیهای اصیل و اصلی فضا. این واژه به مجموعه اقداماتی اطلاق می شود که با حداقل مداخله در کالبد، با تاکید بر تغییر کالبدها به منظور حذف و کاهش فرسودگی عملکردی، کالبدی و بصری انجام می گیرد.(مهرعلیزاده،15:1371) و در قالب سه رویکرد زیر نمود می یابد:

1. بهسازی
هنگامی که عملکرد فضای شهری دچار فرسودگی بوده و کالبد فضا سالم است، عمل بهسازی برای رهایی عملکرد شهری ازفرسودگی ،انجام می گیرد.این عمل سعی بر آن دارد تا با حذف یا به حداقل رساندن فرسایش در فعالیت و بدون دخالت کالبدی از فرسایش فضا جلوگیری کند.

2. نوسازی
در این حالت، شکل و کالبد فضا با وجود فعالیت مناسب دچار فرسودگی شده است و عمل نوسازی برای حذف فرسایش در کالبد وآسیب شناسی عوامل اصلی فرسودگی ،از فرسایش فضای شهری جلوگیری می کند.

3. بازسازی
بازسازی هنگامی ضرورت می یابد که هم کالبد و هم عملکرد فضا دچار فرسودگی است. در این حالت، شهر با مساله مخروبه ها و متروکه ها مواجه شده است که تخریب و ساخت مجدد را در فضای شهری با تاکید بر هویت تاریخی آن، به منظور کاهش علائم فرسودگی ملزوم می دارد.(حناچی،5:1384)

احیای بافت تاریخی شهر در راستای خلق فضاهای متناسب با نیازهای امروزی، ایجاد حیات و سرزندگی، معضلات اجتماعی- فرهنگی و کالبدی- بصری است.

حالتها نوع فرسودگی نوع باززنده سازی مدت زمان اقدام نحوه تغییرات مقباس:

اول عملکرد بهسازی کوتاه مدت
(5-0) سال تغییر،تدقیق کاربری، تاکید بر شکل بنا در حد زیر محله ئو کوی

دوم کالبد نوسازی میان مدت
(15-0) سال تاکید بر کاربری، تغییر در شکل بنا در حد محله و برزن

سوم عملکرد و کالبد بازسازی بلند مدت
(25-0) سال تنظیم کاربری،تعریف شکل بنا در مقیاس شهر یا بخشی از شهر




• مرکز تاریخی شهر6:
مرکز تاریخی شهر ، مکانی است برای بروز و حضور حیات مدنی که در عرصه های مختلف تاریخ شکل گرفته و همین ویژگی باعث نقش مرکزیت آن شده است.(حبیبی،12:1381)

• ضرورت احیای مراکز تاریخی شهر:
هسته و مرکز تاریخی هر شهر، کانون اولیه، قلب تپنده و موتور توسعه شهر است که بخش اصلی هویت و شخصیت شهر را تشکیل می دهد.حیات و مرگ شهرها را از ویژگیهای مرکز آن، می توان تشخیص داد؛ بنابراین احیای این مراکز، به گونه ای که بتواند علایم حیاتی را به آن بازگرداند، امری ضروری و اجتناب ناپذیر است.

توسعه های شهری جدید در کنار بی توجهی به مراکز تاریخی شهر،دگرگونی فرم و ساختار این مراکزو خالی شدن مراکز شهری از سکنه به علت فرسودگی شدید، به منزله بی توجهی
به هویت شهری است؛ چرا که مراکز شهری همواره باید نمودی از هویت7، تاریخ، فرهنگ و حیات شهری باشند.

حیات شهری، همانگونه که بیش از چند سده در مراکز شهری جریان داشته، همچنان می تواند جریان داشته باشد، مشروط بر اینکه با احیای ارزشمند ، برنامه ریزی و طراحی شهری مناسب که بر پایه شناخت درست از سازمان فضایی آن است بتوان مراکز تاریخی شهر را همچنان زنده و پویا نگاه داشت.

از نظر بصری مرکز شهر باید شامل نشانه های شاخص با سیمایی باشد که علاوه بر بیان هویت شهر، فرسودگی و اغتشاش8 بصری نداشته باشد، از لحاظ کارکردی باید برای تمام طبقات اجتماعی طراحی شود و از لحاظ اجتماعی نیز فضای مرکز تاریخی شهر باید شبانه روزی (قابل استفاده در شب) باشد.

• اهمیت مراکز تاریخی شهر
مراکز تاریخی شهر، در بدن شهر حکم قلبی را دارد که شادابی آن باعث نشاط شهر و افسردگی آن، انحطاط شهر را رقم می زند.

مرکز تاریخی شهر همان هسته اولیه و بافت تاریخی شهر است که شناسنامه پیدایش و رشد و دگرگونی شهر تا به امروز بوده و نشان دهنده روال و شیوه زندگی ساکنان اولیه شهر می باشد.ویژگیهای عمده ای که اهمیت مراکز تاریخی شهر را بیان می کند، می توان در موارد زیر بیان نمود:

1) شامل غنی ترین ارزشهای کالبدی، فرهنگی و تاریخی از هویت شهراند
2) بهترین محدوده برای تمرکز خدمات برتر اداری، سیاسی، اقتصادی و تجاری اند
3) سرمایه ای عظیم از ابتدایی ترین ساختمانها و راهها را شامل می شوند
4) قطب جاذب توریستها9، بازدید کنندگان و نتیجتا سرمایه10 به شهر می باشند


• تجارب کشورهای جهان در احیای مراکزتاریخی شهر

+ برلین11 از کشور آلمان
بافت قدیم و مرکزی شهر برلین، کروزبرگ است. کروزبرگ از جمله قسمتهای مرکزی شهر برلین است که از بافتی کاملا تاریخی و کهن برخوردار می باشد.این بافت به دلیل تقسیمات سیاسی، به صورت حاشیه ای از برلین غربی در آمده و به مدت چند دهه پس از جنگ، مورد غفلت قرار گرفت و بخش شرقی آن، با ساختمانهای مخروبه، با ساکنان محروم و کسانی که  شغلهایشان را در شرکتهای کوچک از دست داده بودند، برای برلین غربی معضلی شده بود.زخمهای باقیمانده از زمان جنگ، بیشتر از سایر شهرهای آلمان در کروزبرگ بر جای مانده و مناطق متروکه و مخروبه به بستر نا آرامی های اجتماعی تبدیل شده بود. (مهندسین مشاور پلشیر،56:1379)



با توجه به این نارسایی ها، رهنمودهای ساماندهی شهری کروزبرگ در بهار سال 1982 توسط کمیته سیاسی شهر، مطرح و در ماه مارس 1983 نیز توسط مجلس برلین به تصویب رسید. بر اساس این رهنمودها، دوازده اصل عمده ساماندهی


شهری مطرح شدند که عبارتند از:

1. مشارکت ساکنان، تجار و کسبه حاضر در امر برنامه ریزی و نوسازی شهری و حفظ ساختمانهای با ارزش

2. هماهنگی و توافق برنامه ریزان، ساکنان، تجار و کسبه در اهداف و اقدامات نوسازی و برنامه ریزی اجتماعی

3. حفظ مشخصه های ویژه شهر قدیم و بر انگیخته کردن اعتماد و اطمینان مردم به بازسازی و نوسازی بناها، مجموعه ها و بافتهای فرسوده و تخریبی

4. توسعه الگوهای جدید زندگی متناسب با تغییرات دقیق در قطعات تفکیکی زمین

5. اجرا و گسترش نوسازی واحدهای مسکونی و ساختمانی به مرور زمان

6. بهبود موقعیت ساختاری بافت قدیم با حداقل تخریب و استفاده وسیع از گیاه و آب در بناها

7. استفاده از امکانات بالقوه بافت مانند خیابانها، میدانها و نواحی سرسبز

8. تعیین حدود مشارکت و حقوق مادی ساکنانی که در اثر اجرای طرح دچار خسارت می شوند

9. آشکار ساختن و روشن سازی تصمیمات ساماندهی شهری برای ساکنین از طریق نظرخواهی های مستمر

10. افزایش ضمانتهای مالی و اعتبارات سریع و مستقیم برای نوسازی های شهری

11. تعریف و توسعه سیاستهای جدید اجرایی و ایجاد تقسیمات کاری مشخص در دفاتر بازسازی و ساماندهی شهری

12. ضمانت روند نوسازی شهری پس از سالهای 1984 (کرمی پور،16:1385)

هدف از طرح ساماندهی شهری برلین و به خصوص محله کروزبرگ، یافتن راه حلی برای ایجاد شرایط مطلوب زندگی انسانی در شهر و ایجاد هماهنگی میان زندگی قدیم و جدید است.


+ دمشق12 از کشور سوریه
مرکز شهر دمشق بر روی شهر رومی بنا و طی قرون متمادی دستخوش تفییر و تحولات بسیاری شده است.این مرکز مهمترین و متراکم ترین مرکز تاریخی و تجاری سوریه است.مسأله اساسی در احیای این مرکز این بود که آیا باید بازار کهن را به حال خود گذاشت و در منطقه وسیع و مدرن شهر، مرکز تجاری جدیدی ساخت؟این اقدام باعث می شد که بازار و بناهای تاریخی اطراف آن همانند یک موزه و صرفا برای بازدید عموم باشند و اهمیت تجاری آن تضعیف شود.

بر همین اساس رویکرد جدیدی اتخاذ شد که اهم اهداف آن عبارتند از:

• توجه به نقش تاریخی- فرهنگی شهر کهن و ارتقاء کیفی و کمی آن
• احیای این مرکز بر مبنای حفظ خصوصیات شهر کهن
• تثبیت جمعیت مرکزو جلوگیری از فرار جمعیت به علت فرسودگی شدید بافت

راهبردهای13 عمده در باززنده سازی مرکزتاریخی شهر دمشق عبارتند از:

1) احیاء، حفاظت14 و بازسازی15 تمام یادمانهای تاریخی با الگو برداری از معماری شام قدیم
2) برقراری ارتباط بین بخش قدیمی شهر با توسعه های جدید
3) بهره گیری از فضاهای مخروبه و بی ارزش برای ایجاد فضاهای مورد نیاز
4) ساماندهی معابر پیاده و سواره در ارتباط با مرکز تاریخی
علی رغم وجود مشکلات عمده در راه اجرای این برنامه ، مشارکتی بودن آن و اقدامات موثر


برای احیاء، روند تکامل طرح را تسریع نمود.

• تجارب ایران در باززنده سازی مراکز تاریخی شهر

+ محله سیروس(چالمیدان) تهران
این طرح در سال 1381 توسط مهندسین مشاور تحت نظارت سازمان عمران و بهسازی شهری تهیه گردید. محله سیروس که در تهران قدیم، چاله میدان خوانده می شد، یکی از پنج محله اصلی شکل دهنده شهر بود و محل سکونت اقشار متوسط جامعه محسوب می شد. محله چاله میدان در همجواری محله بازار، عناصر و محورهای ارگانیکی مشترکی با آن داشت.مثل بازار نایب السلطنه، میدان امین السلطان و تیمچه ها و راسته هایی چند که با مداخله های بعدی و به ویژه احداث خیابانهای اصلی در مرکز شهر این پیوندها قطع شد.

امروزه محله سیروس با وسعت 40 هکتار و جمعیتی حدود 8000 نفر با مشکلات زیادی مانند: فرسودگی بناها و بافت، کمبود امکانات و تجهیزات زیرساختی، نارسایی خدمات شهری، عدم کیفیت محیطی، رکود فعالیتها و نا هنجاریهای اجتماعی روبروست.

طرح ویژه محله سیروس با رویکردی مشارکتی، ساماندهی، بهسازی و نوسازی ، این محله را هدف خود قرار داده تا در یک فرآیند تدریجی منزلت این محله مرکزی شهر را به آن بازگرداند. این طرح مشارکتی بوده و برای بهبود کیفی محله سعی دارد تا در همه سطوح برنامه ریزی، طراحی، اجرا، بهره برداری و مدیریت از فکر و منابع انسانی و مالی مردم و نهادهای دست اندر کار استفاده کند.به این اهداف اصلی به شرح زیر تدوین شده اند:

1. اتکای اصلی طرح به روشهای مشارکتی است

2. ساماندهی محیطی، بهبود زیر ساختها توسط بخش دولتی و عمومی، سرمایه گذاری نوسازی و بازسازی بناها با بخش خصوصی و مردم

3. حفظ و تقویت عناصر اصلی بافت که از گذشته به جا مانده است

4. بهبود کیفیت محیط زندگی و کار مردم بر پایه توسعه پایدار

5. مداخلات کوچک مقیاس، تدریجی و سنجیده پیش رود تا ارزیابی آنها باعث بهبود اقدامات آتی گردد

6. ملاحظات باید یکپارچه و همه جانبه باشد تا تاثیرات مثبت یکدیگر را تقویت کند

راهبردهای عمده برای عملی نمودن اهداف:
o راهبردهای ساماندهی و کالبدی شامل :

- ارتقای جایگاه و کیفیت محیط محله در همجواری با بازار از طریق هدایت مداخله ها در دو سطح بیرونی (لبه های شهری) و سطح درونی(ساختار مسکونی)

- تاکید بر تقاطعها و گره16 های شهری

- احداث گذرهای پشتیبان به منظورتامین دسترسی خدماتی واحدهای فعالیتی حاشیه ها بر روی گذرهای موجود و تاکید بر عدم تداخل آنها با شبکه داخلی محلی

- برقراری پیوند کالبدی – فضایی و ارتباطی میان محله سیروس و بلوکهای پیرامونی (بازار،امامزاده یحیی،امین السلطان)

- ایجاد ورودی ها و دروازه های شاخص سواره و پیاده از خیابان اصلی به درون محله برای افزایش نفوذ پذیری بافت مسکونی

- ساماندهی محیطی گذرهای فرعی محله در پیوندی با فضاهای عمومی به منظور افزایش نفوذپذیری بافت مسکونی و ارتقای کیفیت محیطی

- تعیین گستره های مناسب برای تجمیع قطعات ملکی فرسوده به منظور ساخت مجموعه های مسکونی مشارکتی و ارائه الگوی مطلوب سکونت

+ راهبردهای اصلاح کارکردی محله و جبران کمبود خدمات
- ایجاد سازگاری17 فعالیتها در شان محیط

- ایجاد فضاهای عمومی در امتداد نقاط کانونی گذرهای فرعی

- تجهیز محورهای اصلی18 به خدمات مورد نیاز محله و ایجاد فضاهای سبز و باز خدماتی در نقاط کانونی مسیرها

- تکمیل کلیه شبکه های زیرساختی محله

- ایجاد پارکها و پارکینگهای کوچک محله ای در امتداد محورهای فرعی

- احداث ساختمانهای آموزشی، فرهنگی، ورزشی و تفریحی مورد نیاز مردم محله در امتداد محورهای اصلی

- ساماندهی محیطی معابر محله (کرمی پور،20:1385)


+ مرکز تاریخی شهر یزد
اولین اقدام برای باززنده سازی بافت تاریخی و مرکزی شهر یزد ، ساماندهی هسته درونی آن است که در سال 1365 به تصمیم وزارت مسکن و شهرسازی آغاز شد. مطالعات نشان می داد در حالی که هسته درونی، با ارزشترین آثار معماری ایران را در بر دارد، پرمسأله ترین بخش شهر نیز می باشد. به گفته برخی از ساکنان بافت قدیم شهر یزد،آنهایی که خانه های خود راترک و به قسمتهای جدید نقل مکان کرده اند، در صورت احیای بافت و ایجاد تسهیلات شهری تمایل دارند به محله های قدیمی خود بازگردند زیرا بخشهای جدید، روح و فضای دلنشین بافت قدیمی را ندارد. (توسلی،14:1368)

برهمین اساس، مسائل و مشکلات اصلی بافت، در موارد زیر مطرح شد:

+ تخلیه تدریجی بافت از ساکنانی که توانایی سکونت درسایر محلات شهر را دارند
+ تعطیل شدن تدریجی مراکزتولید سنتی که زمانی از عناصر فعال و شاخص بخش قدیمی بودند مثل صباغی و عصاری
+ ناتوانی طرحهای شهری(جامع و تفصیلی) در پاسخ به مسائل
+ فرسودگی شدید بناها و فضاهای قدیمی شامل خانه ها، کاروانسراهاو خندق
+ ضعف دسترسی سواره به مثابه عمده ترین مشکل
+ تاثیر عوامل فوق بر پایین آمدن کیفیت محیط زیست شهری

به دنبال شناخت مسائل و مشکلات،اهداف زیر به عنوان هدفهای اصلی مطرح گردید:

+ حفظ ابنیه موجود و جلوگیری از تخریب بناها و مجموعه های تاریخی
+ فعال نمودن هسته درونی با ایجاد فضاها و فعالیتهای جدید و نه صرفا مرمت چند بنا
+ ایجاد هماهنگی در بدنه های تاریخی با آگاهی یافتن از اصول و قواعد شکل دهنده فضاهای گذشته
+ بهره گیری از بخشهای مخروبه و فرسوده برای احداث کاربریهای مورد نیاز با حداقل تخریب

• مقایسه تجارب احیا در جهان و ایران
بررسی و مقایسه تجارب کشورهای جهان با ایران، نشان می دهد که جای تعدادی از اصول احیای مراکز تاریخی جهان، در ایران خالی است.این اصول، موارد زیر را شامل می شود:

1- اجرای عملیات بر مبنای ارتباط مرکز شهر با پیشینه تاریخی شهر(پیوسته بودن جزء با کل)

2- متنوع بودن اقدامات احیاء و هدفمند بودن آنها درراستای بازگرداندن سرزندگی مراکز شهر به آن

3- بهره گیری از مشارکت مردم در تمام مراحل احیاء

4- ایجاد سازمانی که ضمانت تداوم و پویایی طرح را در گذر زمان فراهم کند

آنچه به عنوان نقص اصلی این طرحها مطرح شده است، این است که تنها دریک مقطع و بازه زمانی رواج می یابد و پس از مدتی از رونق می افتد و با گذشت زمان، اغتشاش و آشفتگی دوباره این مراکز را فرا می گیرد.

اصولا فرسایش امری طبیعی است که در تمام پدیده های جهان مصداق دارد،اما جلوگیری از این فرسایش و کاهش آن به منظور افزایش عمر فضای شهری میسر است.این امر نیز وجود یک سازمان ناظر بر بافت کهن فضای شهری را می طلبد که از طرفی با حمایت دولت و سازمان میراث فرهنگی و از سوی دیگر با ایجاد زمینه ای برای مشارکت مردم و گروههای ذینفع و ذینفوذ،همواره بتواند ضمانتی بر اجرای مناسب طرحها وپایداری،پویایی و تداوم آن در آینده باشد.


• نتیجه گیری و بحث
از یافته های تحقیق چنین بر می آید که اولین و موثرترین اقدام برای احیای مراکز تاریخی شهر، شناخت کامل،درک اهمیت و هدایت و کنترل تحولات آن در گذر زمان است. هدایتی که متضمن پویایی این مراکزدر راستای نیل به توسعه پایدار19 شهری، باز گرداندن منزلت و جایگاه از دست رفته به آن بر اساس زمینه های تاریخی و یادمانهای موجود باشد.

هنگامی می توان از یک الگوی مناسب ،برای استفاده نسلهای کنونی و آینده بهره برد که ازاصول مدرنیته با توجه به آداب و رسوم فرهنگی و سنتهای دیرین استفاده شود و ضمن حفظ نماد شهرسازی و معماری اصیل، دربردارنده سرزندگی و پویایی باشد.

آنچه باید همواره مورد توجه قرار گیرد این است که تا کنون هیچ استاندارد تنظیم شده ای در زمینه احیاء و مرمت مرکز تاریخی شهر، وجود نداشته است.همچنین،مراکز تاریخی شهر بسته به فرهنگ، تاریخ،آداب و رسوم و شیوه های زندگی هر شهر متفاوتند.

بنابراین تحقق باززنده سازی بافت تاریخی و کهن شهر، نیازمند تشخیص صحیح و بهره گیری مناسب از امتیازها و پتانسیلهای20 موجود در آن است تا از طرفی برای ساکنان، شرایط مطلوب زندگی را فراهم کند و از سوی دیگراکوتوریستها21 و جهانگردان خارجی و بازدیدکنندگان داخلی بتوانند از وضوح و سادگی آن به هویت شهروندان و بومیان سرزمین پی برده و نمادی از مواریث فرهنگی و اجتماعی گذشته را درک نمایند.





• پی نوشت:
1. Blight
2. Legibility
3. Vitality
4. Reconstruction
5. Dynamic
6. Historical Center Of City
7. Identity
8. Turbulence
9. Tourist
10. Capital
11. Berlin
12. Damascus
13. Strategy
14. Conservation
15. Renovation
16. Node
17. Harmony
18. Basic Axis
19. Sustainable Development
20. Potential
21. Ecotourist


• منابع:
1. بنتلی، ای ین و دیگران،" محیطهای پاسخده"، ترجمه مصطفی بهزادفر،انتشارات دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، 1385
2. توسلی، محمود،"طراحی شهری در بافت قدیم شهر یزد"،انتشارات مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی ومعماری ایران،تهران،1368
3. توسلی، محمود،" قواعد و معیارهای طراحی فضای شهری "،انتشارات مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی ومعماری ایران،تهران،1376
4. حبیبی، سید محسن و ملیحه مقصودی،" مرمت شهری:تعاریف،نظریه ها،تجارب،منشورها و قطعنامه های جهانی،روشها و اقدامات شهری"،انتشارات دانشگاه تهران،1381
5. حناچی، پیروز،"سخن نخست"،فصلنامه آبادی،سال پانزدهم،شماره 49،زمستان 1384
6. خادم زاده، محمدحسن و کاظم مندگاری،" تغییر و تداوم در شهر تاریخی یزد "، فصلنامه آبادی، سال چهاردهم،شماره 45، زمستان 1383
7. سعیدی رضوانی، نوید،" قلب شهر، شناخت و دخالت "،ماهنامه شهرداریها،سال سوم، شماره 1380،34
8. سیف الدینی، فرانک، " زبان تخصصی برنامه ریزی شهری "،انتشارات آییژ،تهران،1383
9. کرمی پور، عارفه،" ساماندهی محدوده پیرامونی مسجد جامع شهر قزوین"، رساله کارشناسی شهرسازی، دانشگاه تهران، تیر 1385
10. کیانی،یوسف،"شهرهای ایران"،انتشارات جهاد دانشگاهی،تهران،1368
11. مهرعلیزاده، سارا،" بهسازی حوزه های فرسوده شهری با تکیه بر مطالعه موردی محله کهنه بازار در شهر تبریز"،پایان نامه کارشناسی ارشد معماری، دانشگاه شهید یهشتی، 1381
12. مهندسین مشاور پلشیر، آروین معماری، 1379

13. Klebba, Jennifer, Garrett, Mind.ed, Radle, Bryan.T (2001)," Downtown Redevelopment in Selected Oregon coastal communities: some lessons from practice" Brayed, Michal .A. New York

14. Nasr, Joe & Volait, Mercedes (2001)," Urbanism, Imported or Exported? ",Willey Academy

15. Rada,Deborah,R(1999)," Transformational Leadership and Urban Renewal ",Journal of leadership studies, center for graduate studies

 مولف و پژوهشگر : عارفه کرمی پور

     شوالیه سفید سرزمین ِپست مدرن

ریچارد میر متولد 1934 نیوجرسی در دانشگاه کرنل در رشته ی معماری تحصیل کرد. ریچارد میر ملقب به شوالیه ی سفید پست مدرنیسم پیش از تاسیس دفتر کار خود در نیو یورک در سال 1963 با سام و مارسل بروئر همکاری می کرد.

وی ابتدا در زمینه ی ساختمان سازی برای طبقه ی مرفه کار کرد. او همچنین مطالعات وسیعی در زمینه ی ساختمان های عمومی انجام داد و در سال 1969 به عضویت گروه پنج نیویورک (در MOMA) درآمد. سفید های گروه پنج (ریچارد میر٬ پیتر آیزنمن٬ مایکل گریوز٬ جان هجداک٬ چارلز گواتمی) نوع خاصی از زیبایی شناسی مدرن را ایجاد کردند. میر در کارهایش همواره رنگ سفید بکار می برد و از همین رو گروه ﺁنان به نام مستعار معماران سپید نامیده می شوند.

در میان معماران هم عصر خودش به مفاهیم رنگی بیش از پیش وفادار و متعهد بود و به نحوی هوشمندانه فضاهای عمومی و خصوصی را در بافت شهری آشتی داد. از همین رو لحن فرهنگ معماری او بسیار صادقانه است.

خانه های سفید میر٬ در زمینه ای از فضاهای سبز با لایه بندی های افقی وعمودی به چشم می خورد. مزیت کارهای میر از نظر اجتماعی این است که ساختمان های او٬ به سرعت قابل شناسایی است. وی در آفریدن تندیس در فضا هم دستی چیره دارد.

پنج عامل محوطه٬ برنامه، رفت و آمد (سیرکولاسیون)٬ ورودی و سازه است که در تحلیل معماری به او کمک می کند.

 

در هر سیستم ساختی، عنصری هست كه نسبت به بقیه عناصر مشخص تر و ممتازتراست. این عنصر واحد ویگانه ، همان كل است که در مقابل سایر عناصر و اجزا(كثیر) قرار می گیرد. كل به واحد بودنش شناخته می شود و عامل اتحاد اجزاء و تشكیل سیستم است. كل درهر اثرهنری و معماری یک وظیفه نهایی برعهده دارد وآن به وحدت رساندن اجزاء است . کل یک بنا مانند مغزاست در بدن انسان ؛ یعنی همان عنصر همیشه واحدی که حاكم برعملكرد منظم بدن است ورهبروعامل هماهنگی میان بخش ها می باشد.
توجه به این نقش ، اساس متدولوژی طراحی معماری است. مصداق این چنین نظری را در قالب هنرهای مختلف و حتی معماری می توان یافت . مفاهیمی چون نقطه عطف یا عنصر حاكم در تركیب، محور اصلی در یك مجموعه معماری و قطب در یك بنای معماری هر كدام نمودهای نیاز یك مفهوم كلی هستند و جزء لاینفك معماری می باشند.

    دبی ؛ سرزمین حماقت های معماری

 

به گواه آمار، دبی در دهه اخیر، دارای بیشترین حجم سرمایه‌گذاری‌ها در ساخت و سازهای عمرانی بوده است. ساختن شهری رؤیایی در ساحل خلیج ‌فارس، به هدف جاه‌ طلبانه شیوخ این شهر تبدیل شده بود که به ناگاه در پی گسترش بحران اقتصادی جهانی، همه رؤیاها به باد رفت و آنچه بیش از پیش در چشم ناظران جلوه می‌کند، ساختمان‌هایی نیمه‌کاره است که نشان ‌دهنده ورشکستگی عظیم در بزرگ ترین صنعت این شهر است.

دو سال پیش، هنگامی که از پنجره هواپیما دبی را تماشا می‌کردم، برج‌هایی را دیدم که در گرمای سوزان کویر این منطقه سر به فلک کشیده بودند و آب و انرژی فراوانی را مصروف خود ساخته بودند. مشهور بود که یک چهارم کلیه جرثقیل‌های عظیم جهان، تنها در این شهر به ساخت و ساز مشغول بودند. صحنه عجیبی بود. با بالا رفتن قیمت‌ها، ساختمان‌ها سر به فلک می‌کشند و با کاهش قیمت‌ها از تکاپو می‌افتند و این برای دبی کاملاً صادق است. این شهر را می‌توان به مثابه انبوهی از برج‌ها برشمرد که مردم نیز مثل مورچه‌هایی در آن تردد دارند. اما به ناگاه در پاییز گذشته، بازار شرایطی تلخ را تجربه کرد. تنها در هتل آتلانتیس، مبلغ یک و نیم میلیارد دلار هزینه شد؛ هتلی که مجهز به استخر کوسه است و سالن غذاخوری آن بیست میلیون دلار هزینه در برداشت. هرگاه که سازنده بلندترین برج جهان یعنی برج دبی به دیدار شیخ محمد المکتوم حاکم دبی می‌رفت، به او گفته می‌شد که طبقات بیشتری به این برج بیفزاید تا کسی جرأت ساختن برجی بدین اندازه را به خود ندهد.

هم ‌اکنون بازار بورس دبی در مقایسه با سال 2005، هفتاد درصد افت داشته است و نیمی از ساخت و سازها متوقف شده است و این در حالی است که هشتاد درصد سکنه این کشورها را مهاجرینی تشکیل می‌دهد که برای کسب پول نقد به این کشور آمده‌اند و نبود آن (پول نقد) سبب شده تا شاهد ماشین‌های گران بهایی باشیم که در خیابان‌ها و فرودگاه رها شده‌اند. صاحبان آنها از بیم حبس از این کشور گریخته‌اند.

به نظر من، دبی روزی به نمادی از حماقت معماری تبدیل می‌شود . این شهر که بر پایه سود نفت، قاچاق، تسلیحات و کمک‌های غربی‌ها پا گرفته است، شیخ خیلی احمقی هم ندارد؛ شیخی که به خوبی فهمیده بود که این شهر نمی‌تواند تنها بر پایه یک محصول دوام بیاورد مگر آنکه آن محصول پول باشد و از این رو به جای حفر چاه‌های نفت در این منطقه، به حفر چاه‌های پول روی آورد. چاه پول او متشکل از بندری عظیم به همراه فرودگاهی بزرگ، بازار بورس، مراکز خرید و فروشگاه‌هایی مجلل بود؛ و به حق دبی ظاهری زیبا و خیره‌ کننده یافت.

کم‌کم مردم به این شهر هجوم آوردند و رونق گرفت، اما اینک با کساد شدن اوضاع، شرایط به نحوی است که آن را مقروض‌ترین شهر جهان می‌نامند.

به راستی اگر در بزرگ‌ترین برج دنیا کسی سکونت نکند، چه می‌شود؟ تکلیف هزاران ویلا و مجتمع مسکونی در ساحل این شهر چه خواهد شد؟ چه بر سر جزیره مصنوعی می‌آید. هیچ! در گرمای سوزان این منطقه متروکه رها خواهند شد. برآوردها بیانگر آن است که عمده سرمایه‌گذاری‌ها متوقف شده است. تنها در شش ماه گذشته، ارزش سرمایه ‌گذاری‌ها در این شهر، شصت درصد کاهش یافته است و در صورت تداوم این روند، اثری از سکنه، مغازه‌ها، خدمات و در یک کلام، زندگی اجتماعی باقی نخواهد ماند.

اگر هم این ساختمان‌ها به همین شکل نیمه‌ کاره باقی بماند، نه تنها جاذبه‌ای برای گردشگران ندارد، که آنها را از این شهر می‌راند. برج‌های دبی را می‌توان مظهر حماقت و طمع‌ ورزی برشمرد که هزینه نگهداری و خدمات آنها چیزی جز سقوط آنها را به همراه ندارد. چیزی نخواهد گذشت که شن آنها را فرا بگیرد و زیرزمین‌های آن به سکونت‌گاه حیوانات منطقه تبدیل شود.   www.bashgah.net  

 

 

 

 

 

از رعد ( ذهنی ) تا روایت (عینی ) 

آیا عوامل موثر بر کانسپت در طراحی رامی شناسیم ؟  

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

هدف – تحلیل سایت و مکان یابی ساختمان – عوامل فرهنگی اجتماعی- عوامل جغرافیایی- شرایط آب و هوایی – برنامه فیزیکی طرح – خواسته کار فرما – مقیاس و تناسبات – بررسی مصالح و تکنولوژی ساخت بنا – ابعاد انسانی و فضاهای معماری (حریم  ها) و الزامات تاسیساتی

روش های مختلف طراحی معماری:

۱- روش طراحی فرم گرا که برای طراحی بناهایی مثل سینما، تئاتر، موزه، فرهنگسرا و تا حدودی مذهبی می توانیم از چنین سبک و سیاقی استفاده کنیم.
۲- روش طراحی عملکرد گرا که برای طراحی ساختمان هایی مثل بیمارستان، مدرسه ها و برج های مسکونی مورد استفاده قرار می گیرد.

فرم و معنا در آفرینش معماری:

آفرینش معماری همواره با دو مقوله اساسی سر و کار داشته است: فرم یا شکل و مفهوم یا معنا. این دو مقوله که به ترتیب جنبه های صوری و معنایی معماری را تشکیل میدهند که از بحث انگیزترین مقولات در طول تاریخ معماری بخصوص معماری معاصر بوده اند.


آفرینش فرم در معماری:

فرم یکی از مقوله های اساسی آفرینش معماری به شمار می آید. در واقع سنگین ترین وظیفه ای که برای معمار میتوان قائل شد، آفرینش فرم است، چرا که معمار بایستی در این مرحله با به کار گرفتن ماده زیبایی بیافریند، یعنی سخت ترین موجودیت را برای انتقال ظریف ترین معناها بکار گیرد.

 برای معماران که از دیدگاه آفرینشی در فضای معماری به فرم می نگرند، آفرینش فرم از اهمیتی بسیار برخوردار است، زیرا معمار در آفربنش فضا آنچه را میخواهد بگوید، با استفاده از فرم ابراز میکند، همچنان که موسیقی سازان، نقاشان، شاعران و فیلمسازان نیز هریک به زبان و بیان خاص خود آنچه را در دل دارند، از طریق صوتها، کلامها و رنگها به مخاطبان خودشان انتقال میدهند. فرم چه در موسیقی، چه در معماری و چه در شعر، بعدهای ذهنی را می نمایاند و تنها راه ممکن برای انتقال مفهومی خاص از سوی آفریننده اثر به استفادهکننده و مخاطب است.


تشخیص فرم:

خصوصیت عملکردی فضا، به دنبال صفت های فرمال فضا می آیند و وقتی ما اتاق را ساختیم، خود به خود عملکرد را تعیین کرده ایم. بنابراین در معماری، یعنی در ساختن فضاها، ما به منظور دستیابی به فانکشن باید از فرم شروع کنیم.
فرم و فضای معماری:

عناصر فرم و فضا همراه یکدیگر واقعیت معماری را تشکیل می‌دهند. وقتی فضا توسط عناصر تشکیل دهنده فرم شروع به حبس شدن، محصور شدن، شکل گرفتن و سازماندهی شدن می‌کند، معماری بوجود می‌آید.

برگرفته شده از سایت : http://daneshgahebozorgmehr.mihanblog.com

 

چاتال هویوک ؛

نماد اولین کوشش انسان برای زندگی شهری

CATAL HUYUK.

 شاید مهمتر از کشفیات اریحا، کشف چاتال هویوک و حاجیلار در آناتولی (ترکیه) باشد. تاریخ آن از 6500 تا 5700 پیش از میلاد است. آثار موجود در محلی به وسعت 13 هزار متر مربع ( که فقط 4000 متر مربع آن حفاری شده) قرار داشته ، که یک فرهنگ نوسنگی به شمار می رود.

 در کنار اریحا، چاتال هویوک را یکی از نخستین تلاش های بشر برای پی ریزی زندگی شهری دانسته اند . نظم موجود در نقشه شهر، نشان می دهد که آن را طبق نقشه ای نظری یا غیر تجربی تنظیم و ایجاد کرده اند . ویژگی این است که هیچ خیابان یا کوچه ای ندارد. خانه ها به یکدیگر چسبیده اند و از پشت بام به یکدیگر راه دارند. این طرز خانه سازی با آنکه ممکن است امروز عملاً کار غیر ممکنی به نظر آید ، دارای امتیازاتی است ، اینگونه ساختمان ها که حائل یکدیگر بودند استحکامی بیش از ساختمان های تک ایستاده پیدا می کردند. چون دور تا دور شهر را حلقه پیوسته ای از ساختمان هایی با دیوارهای یکسره و رو به دهکده محاصره کرده بنابراین دفاع از آن بسیار آسان بود. بدین ترتیب ، اگر دشمنی قادر بود ، دیوار بیرونی را بشکند و از آن عبور نماید ، به جای آنکه داخل شهر شود. داخل اتاقی می شد ، که مدافعانش روی پشت بام منتظرش ایستاده بودند .

 View Image

در بعضی نقاط فضای باز حیاطی در میان انبوه متراکم ساختمان ها ایجاد می گردد ، که به عنوان محل جمع آوری زباله مورد استفاده قرار می گرفت . خانه ها به اندازه های مختلف ولی با نقشه ای واحد ساخته می شدند، و دیوارهایشان از خشت خام بوده و با کلافهای محکم چوبی تقویت می شدند. دیوارها و کف اتاقها را گچکاری و رنگ آمیزی می کردند و از سکوهای کنار دیوار، برای خوابیدن ، کارکردن و غذا خوردن استفاده می کردند.

 نقاشی بدست آمده برروی یکی از زیارتگاههای چاتال هویوک ، حاکی از آن است که این شهر ، بر اساس نقشه قبلی ساخته شده است. زیرا در آن نقشه ، شهری با خانه های چهارگوش که تقریباً کنارهم ساخته شده اند، نشان داده شده است ؛ که این شهر به احتمال زیاد ، همان چاتال هویوک است.

  در پشت شهر، البته کمی دورتر و با قیاسی کوچکتر ، کوهی با دو قله دیده می شود ، خطها و نقطه هائیکه از قله بلندتر خارج می شوند ، به معنی فوران مواد آتشفشانی است این کوه شناسایی شده ، در منطقه ای بنام کوه شناسایی شده ، در منطقه ای بنام کوه حسن داغ ، معروف است. و با ارتفاع 3180 متر که از چاتال هویوک دیده می شود. در داخل برخی از معابد ، شاخهایی کار گذاشته بوده اند ، که در هنگام حفاری کشف گردید.

 

معماری فارغ از زمان و مكان

آقای مهندس محمد بهشتی در مورد این پرسش که آیا معماری می تواند رها و جدا از مولفه های زمان و مکان باشد یا خیر عقیده دارند که :

این سؤال از اساس در مورد هیچ‌یك از علوم مطرح نمی‌شود و این بدان معناست كه شاید ماهیت و هویت بسیاری از علوم بر همگان پوشیده نباشد. اما درخصوص معماری و بسیاری از رشته‌های هنر، در وهله اول چیستی و موضوعیت آن‌ها، حتی از سوی دانشجویان همان رشته نیز مورد سؤال است. برای مثال، همه كمابیش می‌دانند كه فیزیك به چه مقوله‌ای می‌پردازد و یا علم شیمی از چه سخن می‌گوید، ولی دانشجوی معماری همواره باید جستجوگر این معنای بنیادین باشد.

 به چه چیز یك بنا، معماری آن می‌گویند؟ آن‌چه می‌خواهم در این‌جا ارائه كنم، حاصل تجربه‌ای است كه شاید برای همه معمارها فرصت به‌دست آوردنش فراهم نیاید و در این فرصت، در واقع نگاهی ژرف در طول بیست سال به سینما و عمیق‌تر دیدن معماری از زاویه سینماست. در عالم سینما اصطلاحی وجود دارد كه »ماسكه« نام دارد و زمانی به‌كار می‌رود كه سوژه پشت چیزی پنهان شده و برای دیدنش باید دوربین را جابه‌جا كرد و زاویه مطلوب‌تری انتخاب نمود تا سوژه از حالت »ماسكه« خارج شود. باتوجه به این كیفیت در سینما، به این نتیجه رسیدم كه می‌شود به راه‌هایی رسید كه موضوع معماری از حالت ماسكه خارج شود. اگر صرفاً از دریچه معماری نگاه كنیم، زوایایی كه پیش رو خواهیم داشت "ماسكه" است و باید از زوایای دیگری وارد شد.

 یك بنا، چه مراتبی می‌تواند داشته باشد؟ مرتبه اول، ساده‌ترین و ابتدایی‌ترین صورت بنا، یعنی "سرپناه" است. انسان از لحاظ جسمانی، موجودی بسیار حساس است و تاب مقاومت در مقابل عوارض محیطی چون سرما و گرما و ... را ندارد، بنابراین ساخت سرپناه او را از این عوارض طبیعی مصون می‌دارد.

 

در این مرتبه، بنا تنها یك چهاردیواری است كه انسان در همان به همه امور خود می‌پردازد و دیگر تفكیكی وجود ندارد. یعنی برای مثال، اتاق نشیمن، آشپزخانه، اتاق خواب و انواع و اقسام عملكردهایی كه در یك نسبت موزون در كنار هم، یك بنای خوب را ایجاد می‌كنند، وجود ندارد. در مرتبه سرپناه در مورد نوع استفاده از مصالح ساختمانی نیز چنین است كه عموماً مصالح را در طبیعی‌ترین صورتی كه می‌تواند مورد استفاده قرار بگیرد به‌كار می‌گیرند، مثلاً سنگ‌ها را به همان صورت طبیعی بر روی هم می‌چینند و سرپناهی به‌وجود می‌آورند. از تنه‌های درخت بی‌هیچ تغییر و تصرفی استفاده می‌كنند.

 خاك را در طبیعی‌ترین حالت فقط با آب مخلوط می‌كنند و سرپناهی گلی به وجود می‌آورند. در روستاها نمونه چنین سرپناه‌هایی را می‌توانیم ببینیم كه مصالح آن از اطراف محل خود بنا به دست آمده است. نكته دیگر این‌كه قواعد و معادلات علمی در این مرحله جایی ندارد و در واقع فیزیك، شیمی و مكانیك نقشی در ساخت سرپناه ایفا نمی‌كنند. گاه دیوار از حد لزوم ضخیم‌تر است یا سقف با تیرهای قطورتر یا نازك‌تر از حد پوشیده شده است. به همین جهت می‌بینیم كه برخی از آن‌ها در طول قرون در اعصار به‌جای مانده‌اند و برخی زود از میان رفته‌اند.

 نكته دیگر این‌كه سرپناه به نسبت محیط اطراف و منطبق با شرایط طبیعی آن ساخته می‌شود. برای مثال در شرایط سرمای شدید محیط، سرپناه بدون كوچك‌ترین روزنه ایجاد می‌شود. در صورت گرما و تابش شدید، آفتاب، نورگیر و روزن، سرپناه، بسیار كوچك است. سرپناه در محل بادهای قوی و توفنده، پشت به باد ساخته می‌شود و... همه موارد یاد شده حكایت از آن دارد انسان در این مرحله یا در زمانی كه بنا را تنها به این مثابه سرپناه می‌شناسد، درصدد برقراری مناسبات مسالمت‌آمیز با طبیعت یا تحت كنترل درآوردن آن نیست، به همین جهت سرپناه‌ها در همه نقاط جهان شباهت‌های بسیاری با هم دارند چراكه پاسخ‌گوی نیازها و وجه مشترك همه انسان‌ها در همه نقاط كره زمین هستند و آن وجه، فیزیك انسان است كه در مقابل عوارض طبیعی، واكنش مشابه نشان می‌دهد. اگر تفاوتی در سرپناه‌های جهان دیده می‌شود، بیشتر به نوع مصالح موجود در محیط و یا نوع تهدیدهای محیطی بستگی دارد.

 مرتبه دوم، مرتبه ساختمان‌سازی است. در این مرحله، انسان به جهت تمكنی كه یافته است، این امكان را می‌یابد كه با تدبیر و درایت، فضای مطلوب و مطبوع‌تری را برای زندگی بسازد. در این‌جاست كه به یك‌باره بنا پیشرفت می‌كند. برخلاف مرحله سرپناهی كه مصالح با كمترین تصرف به كار می‌رفت، در این مرحله نهایت تغییر و تصرف در آن صورت می‌گیرد كه مقاوم‌تر، زیباتر و با صرفه‌تر شود.

 در این مرحله، یافته‌های فیزیك، شیمی و مكانیك و دیگر علوم نیز به‌كمك انسان می‌آیند و بنا را مقاوم‌تر می‌كنند. سپس تفكیك‌هایی به جهت عملكرد در فضای بنا به‌وجود می‌آید، دیگر جای خواب و خوراك و نگهداری احشام و انسان در یك چهار دیواری نیست، بلكه به نسبت استفاده و عملكردهای متفاوت، قسمت‌های مجزایی در بنا به وجود می‌آید، انسان در این مرحله با طبیعت مناسبات مسالمت‌آمیزی برقرار می‌سازد و تناسب موزونی ایجاد می‌كند از باد شدید، استفاده مفیدی می‌برد (ساخت بادگیر)، از تابش خورشید، حداكثر  روشنایی جریان مناسب هوا را می‌گیرد و از دیگر مظاهر طبیعی بیشترین بهره را می‌جوید. در نهایت، در مرتبه ساختمان‌سازی، یك بنا به مثابه ماشین بسیار دقیقی می‌تواند تمام نیازها و حوایج كسانی را كه از آن استفاده می‌كنند مرتفع سازد. نیازهای جسمی انسان و مناسبات اجتماعی و اقتصادی وی در نوع ساختمان‌سازی تأثیر می‌گذارد.

 بنابراین، به سبب تفاوت گوناگونی حوایج انسان‌ها به نسبت زمان، مكان مناسبات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی آنها، كیفیت ظهور نیازهایشان متفاوت است و درنتیجه ساختمان‌سازی نیز با همین شرایط انطباق می‌یابد. اما همه‌این مسائل هنوز در حیطه معماری نیست. یعنی ممكن است این بناها دقیق، درست، مقرون به صرفه و كاملاً منطبق بر یافته‌های علمی باشند و نیازهای انسان را كاملاً مرتفع سازند ولی فاقد معماری باشند. اگر بگوییم معماری اقلیم گرم و خشك، غلط است، بهتر است بگوییم" ساختمان‌سازی اقلیم گرم و خشك" از این جهت كه اقلیم با ساختمان‌سازی نسبت دارد نه با معماری. درمورد عملكرد هم همین‌طور است. ساختمان با نوع حوایج بشری كه به نسبت زمان و مكان متفاوت است، نسبت دارد و این دستگاه باید نسبت به متغیرهایی كه برایش وجود دارد، منعطف باشد. یعنی مرتبه ساختمان‌سازی، نسبت به شرایط زمان و مكان منفعل است.

 در مرتبه سرپناه‌سازی، مخاطب، نازل‌ترین وجه وجود انسان، یعنی نیازهای غریزی اوست. یعنی سرپناه فقط شایسته این شأن از وجود انسان است. در حالی‌كه بشر شئون دیگری نیز دارد كه در این مرحله فضای متناسب با آن‌ها در اختیار وی قرار نمی‌گیرد.

 در مرتبه ساختمان‌‌سازی، كدام وجه انسان مخاطب قرار می‌گیرد؟ با كمی تأمل در می‌یابیم كه به وجه انسان، كه اهل عقل و مدنی‌الطبع است و به‌طور اجتماعی زندگی می‌كند توجه می‌شود. اما وجود انسان به همین مراتب ختم نمی‌گردد و مراحل متعالی‌تری نیز دارد.

 انسان در مرتبه والاتر از موجود مدنی‌الطبع، موجودی باطبع همدلانه است، مرتبه‌ای متعالی كه در مباحث اعتقادی و ادبیات كشور ما، به روشنی بیان شده است. حقیقت وجودی انسان، چیزی است كه به زمان و مكان تعلق ندارد. به عالمی كه مااكنون درك می‌كنیم متعلق نیست بلكه از مكانی دیگر است. آیه "انالله" یعنی ما از او هستیم و از او آمده‌ایم و "انا الیه راجعون" یعنی دوباره به سوی او باز می‌گردیم

 اگر انسان از نزد كسی یا جایی آمده و بدان‌جا تعلق داشته باشد و قرار باشد باز هم به همان مكان رجعت كند، یعنی در این‌جا غریب است و در غربت به سر می‌برد. در حقیقت در آیه "انالله و انا الیه راجعون" به انسان گوشزده شده است كه وطنش جای دیگری است و اهل این دنیا نیست و قرار است كه دوباره به همان وطن مراجعت كند و از همین روست كه پیامبر می‌فرمایند: " حب‌الوطن من‌الایمان" دوست داشتن و حب این وطن، از ایمان است به قول مولانا:

 

این وطن، مصر و عراق و شـام نیست

این وطن جایی است كو را نام نیست

و حافظ نیز همین مضمون را دارد:

من ملك بودم و فردوس برین جایم بود

آدم آورد در این دیــــــر خراب آبادم

همه‌ این‌ها شكوه دوری از وطن است و همه پیامبران نیز تعلق انسان را به جهانی دیگر به وی گوشزد كرده‌اند. بدین سبب انسان معتقد، همواره به‌دنبال نشانه‌هایی است كه تعلق او را به جهانی دیگر به اثبات برساند.

 از نشانه‌های تعلق انسان به جهانی دیگر این است كه، همواره آرزوی چیزهایی در دل می‌پرورد كه در این جهان ندیده است. پس او چنین تجربه‌ای را از كجا آورده است؟ چرا انسان اگر میل به زیبایی دارد، زیبایی مطلق است و اگر ثروت طلب می‌كند در نهایت آن‌هم، هنوز گمشده‌ای دارد. یعنی انسان در جستجوی زیبایی، علم، عزت، قدرت، ثروت و غنا به مفهوم مطلق است.

 این‌جا جهان نسبیات است و چیزی به مفهوم مطلق در این‌ جهان وجود ندارد. پس حتماً انسان این مطلق‌ها را در جای دیگری تجربه كرده‌ است، حال، این موجود عجیب و غریب كه انسان نام گرفته، چون روزگاری انس با حقیقت و خداوند داشته و اكنون از آن‌جا دور افتاده است، دچار نسیان شده و موطن خویش را فراموش، مانند شاهزاده‌ای كه تاج و تخت از كف داده و از دیار خویش رانده شده است. تمایلات، رفتار و منش او شهزاده‌وار است، اما در این دیار جز پوستینی كهنه چیزی ندارد. پس پاسخ این میل درونی را و این درد و دوری از وطن را در كجا باید جست؟ از این زمان، به حوزه بحث معماری وارد می‌شویم. معماری یعنی پاسخ به نیازی كه به عالم دیگر مربوط است و در این جهان محملی ندارد.

 مخاطب معماری، شأنی دیگر از وجود انسان است، شأنی كه سیر به باطن عالم می‌كند. این عالم را وطن خویش نمی‌بیند و روبه سوی وطنی حقیقی دارد. این حالت در وجود انسان منشأ ظهورنیازهایی است كه با نیازهای طبیعی و معمولی وی متفاوت است. كوتاه‌ سخن این‌كه انسان در مرتبه معماری شأنی متفاوت با انسان در مرحله ساختمان‌سازی و سرپناه‌سازی دارد و تبعاً نیازها و راه‌حل‌هایش هم متفاوت‌اند.

 البته مرتبه‌های ساختمان‌سازی و معماری كاملاً جدای هم نیستند، بلكه مراتب طولی دارند. یعنی اگر بنایی معماری داشته باشد، حتماً از لحاظ ساختمان‌سازی نیز بنای دقیقی است. در معماری (مثلاً معماری ایران) می‌بینیم كه برای فرد، شاكله‌ای درنظر گرفته شده كه اساساً معماری برای پاسخ به آن وارد صحنه می‌شود، و الا مرتبه ساختمان‌سازی كفایت می‌كرد.

انسان به نسبت تمكن و بهره‌مندی از جنبه‌های گوناگون مثل اقتصاد، علم، آرامش سیاسی و ... ، فرصت بیشتری برای تأمل در این مرتبه خواهد داشت. یعنی در دوران‌هایی كه بشر به آشوب‌های سیاسی، اجتماعی مبتلا بوده است، آثار معماری زیادی پدید نیامده است. آن شاكله، مانند گلی است كه در شرایط زیست‌محیطی ویژه‌ای رشد می‌كند و اگر شرایط فراهم نباشد به شكل بذر باقی می‌ماند.

 

برمبنای آن‌چه تاكنون ارائه شد،‌ مباحثی چون اقلیم، مصالح و عملكرد درحوزه معماری نیست. یعنی می‌توان با تفكری واحد در اقلیم‌های گوناگون با مصالح مختلف، بناهایی ساخت كه همگی در یك دستگاه نواخته شده باشند، یعنی حكایت از یك معماری بكنند. مثلاً در میدان نقش جهان، بناهایی چون مسجد شیخ‌لطف‌الله، عالی‌قاپو و سردر قیصریه، از لحاظ عملكرد و مصالح با یكدیگر كاملاً تفاوت دارند. اما در مرتبه معماری همه از یك خانواده‌اند، نغمه‌هایی هستند در یك دستگاه موسیقی.

 امروزه بسیاری بر این باورند كه در آستانه قرن بیست و یكم دنیا متحول شده است و عصر ارتباطات، ویژگی‌های بسیار متفاوتی با گذشته دارد، گویی انسان تغییر ماهیت داده است و دیگر انسان دیروز نیست. به همین دلیل است كه انسان با دیدن دستاوردهای گذشتگان (اهرام مصر، شاهكارهای دوره صفویه در اصفهان و...) متعجب می‌شود، زیرا به سبب تكنولوژی جدید خود را توانمندتر از انسان اعصار گذشته می‌بیند و فكر می‌كند حقیقت وجودی او با انسان‌های پیشین متفاوت است. ولی آیا واقعاً چنین است؟

 

معماری، به اعتبار مباحثی كه عنوان شد، در حبس زمان و مكان درنمی‌آید، آن‌چه در حبس زمان و مكان است، مرتبه ساختمان‌سازی است. البته هر ساختمان حاصل معماری، بالاخره ساختمان است و باید به عملكردی پاسخ دهد و فقط از این حیث در زمان و مكان محبوس می‌شود. وقتی می‌گوییم معماری در حبس زمان و مكان نیست، یعنی با مكانی از وجود ما نسبت دارد كه آن هم در زمان و مكان نمی‌گنجد واز این جهت با مردم روزگاران گذشته اشتراك وجهی داریم و آن همان شأن یاد شده است.

 

ذكر مثال‌هایی در این‌باره راه‌گشا خواهد بود. برای نمونه سخاوت، یك صفت حسنه انسانی است و مقبول همه است. حال چون در اذهان ما این صفت با نام حاتم طایی گره خورده است، بدان معنا نیست كه هر كس خواست بخشش و انفاقی كند باید به یك قرن پیش از اسلام باز گردد و همان اعمال حاتم را انجام دهد. در زمان و مكان ما هم می‌تواند سخاوت داشت و البته با انجام این عمل به یاد حاتم طایی هم افتاد. یا مثلاً شجاعت نیز چنین است. یعنی حقیقتی است فارغ از زمان و مكان. پس دیدیم كه مفاهیمی چون سخاوت و شجاعت فی‌نفسه از زمان و مكان آزاد هستند، اما در لباس زمان و مكان ظهور می‌كنند.

 

در وجود انسان،‌ آن بخش كه متناسب با شرایط زمان و مكان است تغییر می‌كند، اما آن بخش دیگر كه از حبس زمان و مكان آزاد است،‌ تغییر نمی‌كند. معماری با همین بخش وجود انسان تناسب دارد. پس معماری آن شأن از بناست كه مشمول زمان و مكان نیست ولی در لباس زمان و مكان ظهور یافته است. شاید با این دید بتوانیم از معماری گذشته كشور خودمان در برابر اتهاماتی كه ما درس خوانده‌‌های معماری به آن وارد می‌كنیم، دفاع كنیم.

 

 

 

اسکیس :

   انجماد سریع یک ایده در حال عبور شتابان از ذهن

همانگونه كه جهت ارايه يك متن ادبي از قلم و سخن استفاده مي كنيم و ارايه خوب آن بر حسب اينكه چگونه از كلمات بهره بگيريم و فكر را در قالب آن جاي دهيم مشخص خواهد شد در معماري نيز وسيله ارايه / ترسيم وطراحي مي باشد كه بر حسب مهارتمان در نوع ترسيم مي توانيم محتوا و مفاهيم فكري معمارانه را در قالب يك طرح معماري به بيننده منتقل كنيم .

مسلم است كه هر چه نحوه ارايه بهتر و قويتر باشد يعني مفهوم و خواسته مان را بهتر معرفي و ارايه نماييم بيننده و سفارش دهنده راغب تر خواهد شد و اگر موضوعي به صورت مسابقه در بين عده ای از معماران برگزار شود و ضوابط درست در انتخاب آن به كار رود معمولا هييت قضاوت كننده به آن توجه بيشتري خواهند كرد كه كار را با ارايه معمارانه و كيفيتي بهتر و جذابيت خاص آن عرضه كرده باشد .

فلسفه اسكيس در معماري و برگزاري برنامه آموزشي براي آن بر اساس همين نگرش مي باشد . چون اگر يك معمار خوب و درست فكر كند و قادر نباشد افكارش را به نحو شايسته و صحيح منتقل نمايد در اجتماع حرفه اي موفق نخواهد بود .

اصول اوليه اسكيس در دروس پايه اي معماري گنجانده شده است . طراحي دست آزاد و هندسه و پرسپكتيو عوامل اوليه جهت تمرين و بدست آوردن مهارت اوليه مي باشد .

حال ببينيم اسكيس چيست و چگونه مي توان به مهارت هاي قابل قبول در آن دست يافت .

اريه فكر اوليه اي كه بتواند مفاهيم اصلي كار را نما يش دهد را اسكيس مي گويند بنابراين نه تنها در معماري بلكه در تمامي رشته هاي هنرهاي تجسمي نيز اريه اسكيس از اهميت خاصي برخوردار مي باشد ولي بهتر است هر رشته از وسايل تخصصي خود در اريه آن بهره ببرند .

يك نقاش مي تواند انواع رنگها قلم موها و وسايل ترسيم را در اسكيس خود به كار ببرد در صورتي كه يك معمار لزوما نيازي به آن سبكها و وسايل آن نقاش نخواهد داشت ولي آنچه بديهي است اينكه مدت زمان طراحي و ارايه يك اسكيس بر حسب ابزار بكار رفته مي تواند متفاوت باشد . در هر صورت يك معمار موظف خواهد بود كه در مدت زمان ارايه اسكيس را تقليل دهد و مهارت خود را به يك حداقل قابل قبول زماني و كيفي برساند .

به همين منظور است كه در دانشكده معماري اسكيس را به صورت مسابقه با يك مدت زمان محدود برگزار مي كنند .

مهمترين عامل در دستيابي به مهارتهاي لازم و ارايه اسكيس موفق علاقه توام با كوشش و تمرين مداوم است .

اين دو عامل كمبود استعداد فرد را جبران مي كند . اگر چه استعداد عامل مهمي است كه پيشرفت انسان در هر زمينه ايي كه از آن برخوردار باشد در زمان كوتاهتر از حد طبيعي تضمين مي كندولي كمبود آن با دو عامل ذكر شده فوق جبران پذير است . تمرين در طراحي به خصوص طراحي دست آزاد قاعدتا بايد قبل از شروع تحصيل در معماري آغاز كرد و اگر كسي پس از قبولي در رشته معماري تمرين در اين زمينه را آغاز كند و آنرا جدي بگيرد به سرعت از مواهب آن بهره مي گيرد .

عامل ديگري كه در مراحل اوليه ياري دهنده دانشجو در يادگيري اسكيس مي باشد مطالعه و مشاهده كارهاي خوب و تقليد از تكنيك و روشهاي بكار گرفته شده آنهاست .

مسلما در مراحل پيشرفته اين روش كاربرد خوبي نخوهد داشت چون يك معمار پس از طي تجربه هاي گوناگون بايد خود به روش خاصي با كيفيت مطلوب دست يابد و به اصطلاح صاحب سبك شود . بنابر اين نحوه ارايه كارهايش نيز بايد شناسنامه داشته باشد.

منبع این مقاله : سايت بزرگ معمار ايراني

آنتونی گائودی :

مشتری من صبرش زیاد است

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ  

 

آنتوني گائودي، معمار مشهور اهل ناحيه كاتالونياي كشور اسپانيا، از جمله بزرگترين معماران جهان در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم است و به خاطر سبك معماري مدرن و به شدت شخصي‌اش شهرت فراواني دارد. از جمله آثار معماري فراواني كه گائودي در طول زندگي خويش خلق كرد، هفت اثر كه همگي در بارسلون يا حومه آن قرار دارند، تحت عنوان واحد «آثار آنتوني گائودي» از سال 1984 در فهرست ميراث جهاني يونسكو ثبت شده‌اند.

گائودي در سال 1852 ميلادي در ناحيه توراگونا در ايالت كاتالونياي اسپانيا متولد شد. هر چند محل تولد گائودي به روشني مشخص نيست و در اين مورد ميان مورخان اختلاف نظر وجود دارد، اما مسلم است كه او يك روز پس از تولد در كليساي رئوس غسل تعميد يافت. پدر گائودي آهنگر بود و او كوچك‌ترين فرزند در ميان پنج فرزند خانواده بود.

گائودي از همان نخستين سال‌هاي كودكي به خاطر ابتلاء به بيماري رماتيسم قادر به بازي با ديگر كودكان همسال خود نبود و به خاطر درد شديد پاهايش، هر بار كه قصد خروج از خانه را داشت بايد از قاطر استفاده مي‌كرد. اين بيماري همچنين موجب مي‌شد تا او قادر به حضور در بسياري از كلاس‌هايش نباشد و گائودي به اين ترتيب از همان نخستين سال‌هاي كودكي فرصت مشاهده و تعمق در طبيعت و طراحي‌هاي طبيعي را پيدا كرد. به گمان كارشناسان تاريخ هنر، برخورد نزديك گائودي با طبيعت در اين سال‌ها به شكل‌گيري دو ويژگي مهم او كه بعدها نقش كليدي در آثارش ايفا كرد ــ يعني مشاهده و تحليل طبيعت ــ كمك فراواني كرد.

گائودي از همان نخستين سال‌هاي تحصيل هوش و خلاقيت خود را نشان داد و هر چند شاگرد ممتازي نبود، اما در درس‌هاي خاصي چون هندسه استعداد فراواني از خود نشان داد. گائودي از همان نخستين برخورد شيفته هندسه شد و اين شيفتگي كه تا پايان عمر او نيز ادامه داشت، مسير حرفه‌اي گائودي را نيز مشخص كرد.

گائودي از سال 1873 وارد مدرسه معماري تكنيكا سوپريور شد و پس از فارغ‌التحصيلي در رشته معماري در سال 1878، بلافاصله كار طراحي و معماري را آغاز كرد.

گائودي با مطالعه دقيق زوايا و پيچ و خم‌هاي اشكال طبيعي، آن‌ها را وارد طراحي‌هاي خود كرد و به جاي اتكا به اشكال هندسي صرف، طبيعت را مبناي كار معماري خود قرار داد. اين امر خود را در استفاده فراوان گائودي از سازه‌هاي سهمي شكل و هذلولي شكل نشان مي‌دهد كه با توجه به پيشرفت‌هاي تكنولوژيك ناشي از انقلاب صنعتي، منجر به شكل‌گيري يك سبك معماري خاص در آثار گائودي شد.

نخستين آثار معماري گائودي به سبك گوتيك و شيوه‌هاي معماري سنتي كاتالونيايي ساخته شدند، اما او خيلي زود سبك شخصي و خاص خود را در معماري پيدا كرد. گائودي در اين دوره تا حد زيادي تحت تأثير اوژن ويولت لودوك، معمار مشهور فرانسوي قرار داشت. هر دوي اين معماران از اساتيد معماري پيش از خود فراتر رفتند و با طراحي عمارت‌هاي بديع و نامنظم، دوره‌ جديدي را در تاريخ معماري جهان رقم زدند. آثار معماري گائودي در زمره آثار جنبش هنر نو قرار مي‌گيرد كه از پيش‌قراولان معماري مدرن و امروزي بود.

گائودي قوس‌هاي سهموي، اشكال طبيعي و ارگانيك و نوعي سياليت را با سبك معماري خود آميخت و با مطالعه دقيق اصول جاذبه و منحني‌هاي زنجيري، به نوآوري‌هاي زيادي در زمينه معماري نائل شد (براي مثال گائودي بسياري از طاق قوسي‌هاي آثار خود را برعكس طراحي كرده است و براي حفظ تعادل آن‌ها از وزنه‌هاي فراواني كه به شبكه به هم متصلي از ريسمان‌ها آويخته شده استفاده كرده است).

هرچند گائودي چون يك نابغه مورد تحسين و ستايش هنردوستان سراسر جهان قرار گرفته است، اما آثار او منتقداني نيز دارد كه معتقدند گائودي كوررنگ بوده است و بهترين آثار خود را تنها در سايه همكاري با ژوزف ماريا خويول، معمار جوان و با استعدادي كه دستياري گائودي را بر عهده داشت، خلق كرده است.

Sagrada-Familia

مشهورترين اثر گائودي در بارسلون كه اين معمار مشهور 15 سال آخر عمر خويش را به تمامي صرف ساخت آن كرد، كليساي معروف خاندان مقدس (Sagrada Familia) است كه با مرگ نابهنگام گائودي بر اثر تصادف در سال 1926 نيمه‌كاره باقي ماند.

معماري اين كليسا كه ساختمانش از سال 1883 آغاز شد كاملاً نو است و به معماري هيچ كليساي ديگري شبيه نيست. گائودي به ساختمان اين كليسا عشق غريبي داشت، چنان كه تخت‌خوابش را در كنار ساختمان آن قرار مي داد و همان جا مي‌خوابيد. روزی وقتی از او سئوال شد که آیا فکرمی کنی اتمام این کلیسا به عمر تو قد بدهد یا نه . او در پاسخ گفت : مشتری من خداست و او صبرش زیاد است .

ورودي اين كليسا به گفته گائودي «بايدآنقدر پهناور باشد كه تمام بشريت بتوانند از آن بگذرند و به كليسا در آيند».كل بنا مركب از چهار برج بزرگ شبيه كله قند و يك پشتبند شمشيري مركزي به شكل پل معلق و ستون‌هايي چون درخت و ورودي‌هاي سرپوشيده غار مانند است. كليساي جامع «خاندان مقدس» امروزه نماد شهر بارسلون است و بنا بر آمار منتشره تنها در سال 2004 بيش از 2 ميليون بازديدكننده از آن ديدن كرده‌اند.

از ديگر عمارت‌هايي كه گائودي در بارسلون و نواحي اطراف اين شهر ساخته است مي‌توان به پارك گوئل، پالاسيو بوئل، كاسا ميلا، كاسا ويچنز و كاسا باتلو اشاره كرد كه همگي به عنوان يادگارهاي فرهنگي بي‌نظير بشري، در فهرست ميراث جهاني يونسكو ثبت شده‌اند.

 

       جلوه های حکمت در آینه معماری

 

از نظر اسلام، هنر الهي پيش از هر چيز تجلي وحدت الهي در جمال و نظم عالم است. وحدت در هماهنگي و انسجام عالم كثرت، در نظم و توازن انعكاس مي يابد. جمال بالنفسه حاوي همه اين جهات هست و استنتاج وحدت عالم، عين حكمت است. بدين جهت تفكر اسلامي ميان هنر و حكمت ضرورتا پيوند مي بيند. ................ تيتوس بوركهارت

_______________________________________________________

 

وظیفه معمار قدیم پاسخ دادن به همه ابعاد وجودی انسان بود نه صرفاً ابعاد کمی و مقتضیات شأن نفس حیوانی و حوائج مادی و غریزی او. آشفتگی و بی سامانی معماری شهری، بازتاب بحران فکری و رفتاری ماست، خانه، حیاط، حوض، پنجره و دیگر عناصر و نشانه های معماری قدیم یک کیفیت است نه کمیت، ستون یک کیفیت است که عمارت چهل ستون را پدید می آورد که تمامش آینه بوده تا ستون را نبینید. امروز اگر معماری ما فاقد کیفیت است دقیقاً به همین خاطر است که زندگی ما بی کیفیت شده و به تعبیر هایدگر امروز ما بی خانمانیم و شاکله حقیقی وجود خود را که بوسیله آن از همه جهان متمایز می شویم فراموش کرده ایم.امروز باید از خانه ایرانی با آن تعریف و مراتب خاص خود به دریغ یاد کرد، خانه هایی که همه گزارش و روایتی از عالمی بودند که شاکله وجودی ما نیز از همانجاست .

معماری هندسه گرا نشانه های فرهنگی , همچون نشانه های طبیعی , عام و بی زمان است , و لذاهندسه را می توان با قوانینی همتراز قوانین علمی تبیین کرد.نقشهای هندسی اسلامی , آینه یک تمایل فرهنگی است.این تمایل همان گریز از طبیعت و میل به انتزاع هندسی است.در هم آمیختن نقش و زمینه , بازتاب جهان بینی خاص اسلامی است که قدرت را مختص خداوند متعالی می شمارد که همه مراتب نزد وی یکسان است پس نقشهای هندسی اسلامی زاده یک مقصود هنری است که نگاره های طبیعت گرای کلاسیک را تغییر و به مدار فرهنگی کاملآمتفاوتی وادار کرد .

از میان دانش های روز , از جمله ریاضات و هندسه و آن ها که علوم خالص به شمار می آمدند , برخی نقش آفرینی بیش تری یافتند وکار ساز شدند.ریاضیات , به دلیل استحکامی که در ذات خود داشت و به دلیل اتکاء بر " عدد " نمادهائی از مفهوم برابری را میان افراد جامعه می نمایاند. معماری شامل تمام محیط فیزیکی است که زندگی بشری رااحاطه می کند و تا زمانی که عضوی از اجتماع متمدن هستیم، نمی توانیم از معماری خارج شویم، زیرا معماری عبارت است از مجموعه تغییرات و تبدیلات مثبتی که هماهنگ بااحتیاجات بشر روی سطح زمین ایجاد شده است . شکل کلی فضای معماری برانگیزاننده ادراک مخاطب خود خواهد بود.

هندسه , چنان که بر روی تناسبات بنا شده است , چیزها را بر اساس شایستگی توزیع می کند . بنابراین هندسه هرج و مرج در دولت نیست , اما برعکس , در آن اثر گذاری مهمی را درزمینه متمایز کردن آدمیان خوب و بد اعمال می کند ; به این شکل , که نه بر مبنای اهمیت یا بر حسب اتفاق , اما بر پایه تفاوت میان عادت سوء و خصیصه خوبشان پاداش میگیرند.

عشق مسلمانان به ریاضیات , خاصه هندسه وعدد , مستقیمآ به لب پیام اسلام مربوط است , که همانا عقیده توحید است و افزود که در جهان بینی اسلامی ویژگی تقدس ریاضیات در هیچ جا بیشتر از هنر ظاهر نشده است ; درهنر ماده به کمک هندسه و حساب شرافت یافته , و فضائی قدسی آفریده شده که در آن حضورهمه جایی خداوند مستقیمآ انعکاس یافته است .

نقشهای هندسی بینهایت گسترش پذیر , نمادی است از بعد باطنی اسلام و این مفهوم صوفیانه " کثرت پایان ناپذیر خلقت , فیض وجود است که از احد صادر می شود :کثرت در وحدت "

محور بندي فضايي

اصل وحدت در هنگاميكه به زبان معماري و شهر سازي در مي آيد به اصول زير در معماري و شهر سازي را بوجود مي آورد .

ـ تناسب و همكاري وهماهنگي عوامل و پديد آوردن يك سامانه از عناصر كالبدي و فضايي

ـ تاكيد بر كانون و مركزيت فضايي - كالبدي به گرايش به الگوي ساماندهي مركزي

ـ تاكيد بر جفت سازي يا تقارن و محور بندي فضايي - كالبدي

ـ تاكيد بر مركزيت درآرايه سازي و نگارهاي اسليمي

ـ جايگيري فضاهاي اصلي روي محور اصلي

ـ جايگيري فضاهاي فرعي و ارتباطي روي محور هاي فرعي

ـ جاي گيري فضاهاي ميانجي و مياندر در دو سوي محور هاي اصلي

ـ همه اين اصول تاكيد بر حركت از كثرت به وحدت است .

حركت از ظاهر به باطن

دو مفهوم ظاهر وباطن از مفاهيم بنيادي حكمت اسلامي است. كه در معماري نيز به صورت نماد پردازي سعي در نمايش اين حركت است .

اگر دو حالت حركت و سكون را در نظر بگيريم و با دو حركت انسان يعني سير در آفاق و انفس متناظر بگيريم ، چهار حالت زير در معماري نسبت به انسان مي توان بر شمرد .

- انسان در حال حركت ، نقطه ديد متحرك مانند حركت در يك بازار يا كوچه

- انسان در حال سكون ، نقطه ديد متحرك مانند قرار گرفتن در يك فضاي پر جاذبه و آرايه

- انسان در حال حركت، نقطه ديد ساكن مانند حركت در يك محور يك بنا

- انسان در حال سكون، نقطه ديد ساكن مانند انسان در حال نماز يا نيايش، انسان د ر فضايي كه جاذبه حركت ايجاد نمي كند .

اين مراتب چهار گانه به ترتيب از آفاقي ترين حالت تا انفسي ترين حالت سكون ظاهري تنظيم شده است و هرچه به مراتب پايين تر نزديك مي شويم امكان حركت ظاهري كمتر، و امكان حركت عمقي وباطني بيشتر فراهم است .

برگرفته از لاژورد دات کام

                خوزه رافائل مونِئو

خوزه رافائل Moneo Vallés (متولد ۱۹۳۷ ۹مه) معمار اسپانیایی است. او در Tudela اسپانیا متولد شد و جایزه Pritzker برای معماری در سال ۱۹۹۶ به دست آورد. او در ETSAM دانشگاه فنی مادرید (UPM) درس می خوانده که از آن مدرک معماری خود را در سال ۱۹۶۱ دریافت کرد. از ۱۹۵۸-۱۹۶۱ در دفتر معمار فرانسیسکو خاویر de Oíza Sáenz در مادریدکار کرده است. او معماری را در نقاط مختلف در سراسر جهان آموزش داده و بین سالهای ۱۹۸۵-۱۹۹۰ رئیس دانشکده طراحی تحصیلات تکمیلی دانشگاه هاروارد بود ، جایگاهی که او می باشد ا Josep Lluís Sert اولین استاد معماری بود. او در مه ۱۹۹۷ در مادرید هییت علمی در دانشگاه Bellas Artes de San Fernando شد.

بناهای اسپانیایی طرح خود شامل بازسازی کاخ Villahermosa (موزه (Thyssen – Bornemisza در مادرید ، موزه ملی هنر روم در مریدا ، توسعه ایستگاه راه آهن Atocha مادرید ، کارخانه Diestre در ساراگوسا ، بنیاد پیلار و جوآن Miró در Majorca مقر Bankinter (باز هم در مادرید) ، تالار شهرداری‌ در لگرنیو.

وی همچنین پیوست تالار شهرداری‌ مورسیا را ، که در سال ۱۹۹۸ تکمیل شد طراحی کرده است. آخرین کار وی گسترش موزه پرادو و توسعه بانک اسپانیا ست.

برخی از آثار برجسته Moneo در آمریکا متحده عبارتند از کلیسای بانوی ما از فرشتگان در لس آنجلس ، موزه هنر دیویس در کالج Wellesley در ماساچوست و ساختمان آدری جونز بک (گسترش موزه هنرهای زیبای هوستون). Moneo همچنین مرکز Chace ، ساختمان جدید برای دانشکده طراحی رود آیلند طراحی کرده است.او در حال حاضر شاغل در ادارات داخلی وابسته به ساختمان علوم در دانشگاه کلمبیا در شهر نیویورک است.

 

 اصالت گذشته و تازگی اکنون

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

با ورود ژاپن به جریان اصلی معماری معاصر برای نخستین بار خاور دور در پیشرفت معماری امروز سهم موثری یافت . قبل از این معماری غرب از معماری کهن ژاپنی وچینی الهام گرفته بود :فی المثل در قرن هیجدهم این تاثیر در سبک (رکوکو ) آشکار گشت و یا در قرن نوزدهم که الهام از مشبک کاری های ژاپنی قوهء ابتکار وتخیل هنرمندان مغرب زمینی را آزادی بخشیده وتاثیری عمیق تر داشت .

 اما امروزه وضع دیگر گونه است .تاثیر ژاپن بر غرب دیگر محدود به معماری کهن این سرزمبن نیست . در غرب دیگر اعتقاد محض به صنعت تزلزل یافته است. و تمدنی که در حال تکوین است ممکن است راه به وحدت معنوی شرق وغرب برد.مغرب زمین اکنون بار دیگر متوجه نکته ای می شود که ژاپن هرگز فراموش نکرده است : پیوستگی ثبات وتجارب انسانی .شکفتگی معماری ژاپن از یک جانب از سنتی مایه می گیرد که از دیر باز در این سرزمین وجود داشته است.و از جانب دیگر از قدرت خلاقهء معمارانی که زمانی شاگرد (لو کر بوزیه ) بوده اند و از معماری غرب ملهم اند.                               

                                           

           ممکن است تصور شود که تاثیر غرب بر معماران ژاپنی از طریق فرانک لوید رایت حاصل آمده باشد و (امپریال هتل) که رایت در توکیو ساخت (۲۲ـ۱۹۱۷) منشاءاین تاثیر باشد. اما این تصور صحیح نیست.طر ح این هتل بیشتر از معماری چینی متاثر است تاآن که نمایندهء زندگی معاصر در ژاپن باشد .اگر چه بر اثر زلزلهء ۱۹۲۳ ژاپن کوچکترین آسیبی به این هتل وارد نیامد (و این خود می رساند که در تبعیت از شرایط محلی ژاپن ساخته شده است ).

اما ریزه کاری های آن چندان است که به هیچ روی نمی توان آن را وسیلهء تحرک معماری جدید در این کشور دانست . تلفیق معماری غرب وشرق در این کشور از طریقی دیگر صورت گرفته است .معماران معاصر ژاپنی از جمله (مائکاوا) و (ساکاکورا) با شاگردی در آتلیهء (لوکوربوزیه) رموز کار را از وی آموختند .و(لوکوربوزیه)معماری بود که بیش از هر معمار غربی دیگر می دانست چگونه با الهام از گذشته شاهکار های جاوید در عصر حاضر بیافریند .

بر خلاف غربیان ژاپنی ها هرگزـ به استثنای فترتی کوتاه ـ رابطهء خود را با گذشته از دست نداده اند .در  ژاپن دلیلی برای تقلید از سبک های گذشته وجود ندارد . گذشته همواره زنده است و پا به پای شرایط تازه تحول می یابد .خانه های ژاپنی علی رغم تمام ریزه کاری های تزئینی ، سادگی اصیل خود را حفظ کرده اند .در ساختمان های معاصر ژاپن نیز فی المثل تیر ها و ستون های بتنی هم از اصالت دیرین برخوردارند و هم از تازگی معماری معاصر .

در حال حاضر بسیاری از معماران جوان ژاپنی کارهای دلپسند مستحسن دارند اما مشهور ترین آنان (کنزوتانگه) است که مدتی در آتلیهء (مائکاوا ) شاگردی کرده است. و راز اعتلای کار همهء آنان الهام از گذشته و علاقه و شور برای پیشرفت های آینده است.             

   کاروانسرا / جلوه هویت و ارتباطات فرهنگی

توجه به آثار به جامانده از گذشتگان که نشان دهنده فرهنگ و روش زندگي ملت هاي مختلف مي باشند، ازجايگاه ويژه اي برخوردار است. با وجود اين، برخي از آثار باستاني به جا مانده مهجور واقع شده و توجه کافي جهت بازسازي و شناساندن به مردم را دريافت نمي کنند. درصدي از اين بي توجهي مي تواند مربوط به عدم آموزش و اطلاع رساني صحيح عمومي باشد. بنابراين پرداختن به چنين موضوعاتي مي تواند به پررنگ تر شدن هويت تاريخي ملل کمک شاياني کند.
يکي از مواردي که از اهميت خاصي در دوران هاي گذشته برخوردار بوده و امروزه نيازمند توجه بيشتر از طرف افراد مسئول مي باشد، کاروانسراهاي جاده ابريشم در ايران مي باشد. اين کاروانسراها در دوره اشکانيان به منظور برقراري امنيت راه ها و سهولت تجارت بين آسيا و اروپا در فواصل مشخصي، در مسير جاده ابريشم بنا گرديده بودند.
معماري کاروانسراهاي ايراني نشان دهنده انواع سبک هاي معماري طي دوران مختلف مي باشد که بر اثر تحولات در باورها، مذهب، سازه، مصالح جديدتر و مقاوم تر، پيشرفت در علم رياضيات و هندسه(مشهود در انواع طاق زنی ها) و ديگر عناصر معماري ايراني مي باشند.
حضور هميشگي حياط مرکزي در معماري ايراني(فلسفه تقدس مرکزيت فضايي و پديد آمدن حوض در وسط حياط به این جهت که انسان نتواند در مرکز فضا قرار بگيرد)، برج هاي ديدباني، پيش فضاهاي ورودي به فضاي اصلی و داخلی کاروانسراها همگي نشان دهنده هويت معماري ايراني و درون گرايي آن مي باشند که تأثيراتشان تا به امروز در فرهنگ و زندگي مردم و نحوه درک و پذيرش فضاهايي که در آن زندگي مي کنند باقي است.
علاوه بر اين کاروانسراهاي قرار گرفته در مسير جاده ابريشم نقاط عطف ارتباطي بين شرق با غرب بودند. اين کاروانسرها مانند شبکه هايي منسجم به سبب برقراري تعامل بين فرهنگ ها و مليت هاي مختلف و پديد آوردن نظامي اساسي در ارتباطات بين شهرها و کشورها براي حکومت و مردم نقشي اساسي و حياتي(در مواقع جنگ، آتش سوزي و...) را ايفا مي کردند.
بنابراين کاروانسراهاي مسير جاده ابريشم به سبب نقاطی عطف در شاهراهی تجاری، اطلاعاتي، اقتصادی و گردشگري در آگاهي مردم از فرهنگ و دستاورد‌هاي علمي‌، پزشکي‌ و فناوري های ملل ديگر مرکزيتي غيرقابل انکار داشته اند و به مثابه کاری که امروزه و بعد از گذشت قرن‌هاي متمادي اينترنت بر عهده گرفته، عمل می کردند.


کاروانسراهای برون شهری علاوه بر حیاط مرکزی که توسط حجره های کاروانسرا محاط شده بودند دارای باغ هایی در بیرون از کالبد کاروانسرا بودند که این باغ ها یا کاملا چسبیده به کاروانسرا بودند یا اینکه به دلیل تامین امنیت بیشترحضورهمجواری با کاروانسرا داشته اند .در واقع یک رابطه ی ضمنی بین باغ و کاروانسرا وجود داشته است. نکته ی قابل توجه در این باغ ها بهره گیری از الگوی باغ ایرانی در ساخت آنها است ،امروزه غالبا این باغ ها از میان رفته اند چراکه باغ کاروانسراهایی که در کویر ساخته می شدند به دلیل کمبود آب احتیاج به مراقبت زیادی داشتند.و عدم توجه به آنها حتی در دوره ی کوتاه باعث نابودی این باغ ها شده است.از علل بوجود آمدن این باغ ها می توان گفت بهره گیری ازسایه ی درختان باغ در روزهای گرم تابستان بود.

هدف از انتخاب زنجيره اي کاروانسراهاي جاده ابريشم به منظور تبديل آنها به نمادي از هويت ايراني بر نقشه ایران، جلب اذهان عمومي به اين بناها و عجين کردن دوباره زندگي مردم با فضاهاي آنها است.
با توجه به اين موضوع که امروزه قسمت هايي از مسير جاده ابريشم، با بخش هایی از جاده هاي فعلي ايران تطابق دارند و کاروانسراهاي اين جاده نيز در مسير جاده هاي فعلي ايران قرار گرفته اند، مي توان با دادن کاربري هايي نو به آنها به همراه پديدآوردن تحولاتي در سايت پيرامونشان نسبت به کاربری هاي تازه اي که مي گيرند، عامل جذب مردم براي بازدید از آنها شد که نه تنها مردم را با فضا و معماري اين بناها آشنا می کند، بلکه جاذبه هاي طبيعي، آشنا شدن با صنايع دستي و محصولات کشاورزي اين مناطق نيز مورد توجه قرار مي گيرند.
نشانه گذاري جاده ها(مثلاً شبرنگ کردن مسير) و يا ساخت عناصري (المان) که نشان دهنده پيشينه تاريخي اين مناطق و جاده ابريشم باشند، مي تواند اهميت اين مکان ها را دوباره در اذهان مردم زنده کند. تبديل کاروانسراها به استراحتگاه هاي بين راهي، دسترسي به وسايل ارتباط جمعي، رستوران، پمپ بنزين و حتي تبديل آنها به نمايشگاه هاي مختلف دوره اي، مي تواند جاذبه هاي عبور از اين مسير تاريخي و بازدید از این کاروانسراها را بيشتر کند و خود انگيزه اي براي مردم جهت انتخاب مسيرشان باشد که علاوه بر این که از راه لذت برده و کيلومترها در حين رانندگي از مسيري تاريخي ديدن کنند، کاروانسراها عاملی جهت حفظ و انتقال پيشينه ای تاريخي و هويتی ملي به نسل هاي آينده باشند.

 

معماری، زمانمندی ، مکانمندی

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

معماری همیشه و در همه حال همگام با زمان با توجه به نیازها و نوع جهان بینی که نسبت به زمان تعریف می شود و هیچ یک بر دیگری مقدم نیست و در تعارض با یکدیگر نیز نمی باشند به پیش رفته است . هدف آن نیز عبارت است از فراهم آوردن مکان‌هایی که زندگی بتواند در آن به راحتی و با آسایش «به وقوع پیوندد.»
زمانی که بشر بر روی زمین اسکان یافت، قبل از تولد هر حرفه ای معمار و معماری متولد شد زیرا بشر برای یافتن و یا خلق مکان مناسب برای زندگی تلاش خویش را آغاز نمود و این تلاشها تا به امروز ادامه دارد ؛ هر چند که در طول زمان متکامل گردیده ولیکن تمامی این تلاشها با یک هدف به پیش می رود و آن هم رسیدن به هدف غایی معماری، که خلق و محافظت از مکان است.

مکان می‌تواند به عنوان شناسه سازماندهی فضایی درک شود و فرم ساخته شده، و معنای آن با زبان معماری که شامل نیازها، نوع جهان بینی یا سنت است نشان داده ‌شود: مسئله معماری تنها  چگونه و چه نیست، بلکه مسئله کی و کجا نیز هست.

بنابراین، مسئله نهایی ما این است که معماری در خلق مکان‌های رضایت‌بخش برای شیوهای جدید و به روز زندگی باید به سرچشمه‌هایی رجوع کند که در زبان‌های متفاوت فرم مشترک‌اند، معماری پیش از آنکه چیزی را نمایش دهد شیوه‌های متفاوت هستی بین زمین و آسمان را مجسم می‌کند. البته تمام چیزها با زمین و آسمان رابطه دارند، و این رابطه بخشی از جهان آنهاست، در معماری این جنبه اهمیت اساسی می‌یابد.به بیان دیگر، آثار معماری، نوع جهان بینی وآنچه را که ما «مکانمندی» جهان می‌نامیم نشان می‌دهند. این نکته مسلماً خصیصه اصلی هر اثر معماری است که فضایی عرضه کند که امکان می‌دهد زندگی «اتفاق بیافتد». اما این فضا باید با فرم‌های ساخته شده در کار مشخص باشد تا بتوان گفت مکان است، یعنی زندگی می‌تواند در آن «رخ دهد». زمانی که چیزی اتفاق می‌افتد، در واقع می‌گوییم که زندگی توانسته است رخ دهد.ولی این رخ داد چگونه رخ می دهد ؟

همانگونه که گفته شد به مرور زمان شیوه های جدید زندگی،تعبیرها وتفسیرها، عملکردهای مشخص ساختمانی ونیازهای جدید بشری و بسیاری دیگر، مانند آنهایی که به مبانی نظری و اعتقادی و نوع نگرش به جهان مربوط می‌شدند آشکار می گشتند.«چیزهای» جدید مسلماً برای خودشان چیزهای جالبی‌اند، اما تغیرات کلی در روابط میان انسان و محیط ‌زیست  و ماورا الطبیعه ای که در پی این امر شکل می‌گیرد، مهم‌ترند. بنابراین ما در خصوص پویایی،ارتباط و همزمانی صحبت می‌کنیم. تمام این واژگان به ساختارهایی وابسته به فضا و زمان اشاره دارند و به نظر می‌رسد که تازگی جهان اساساً باید در شرایط این چنینی درک شود. یعنی به طور ضمنی می‌گوییم که خیلی بی‌معنی است که درباره زندگی از یک سو و مکان از سوی دیگر صحبت کنیم. مکان جزء مکمل حیات بشری است، و این فرصت مناسبی برای معماری است تا مکان‌هایی عرضه کند که مناسب زندگی انسان باشد. معماری باید در جهان آزاد صورت پذیرد جهان آزاد بدان معنا نیست که تمام مکان‌های خاص لزوماً هویت‌شان را از دست بدهند و جملگی شبیه به هم شوند.

جهان آزاد، جهان ارتباطات و تغییرات است، و مستلزم نوعی گونه‌گونی ‌است. به بیان دیگر، زندگی ضرورتاً با خصوصیات محلی رابطه دارد، و تجسم هر نوع جهان باید تجلی این خصوصیات را با نیاز و تکنولوژی روزدر بر گیردو اینکه معماری می‌تواند ریشه در محل داشته باشد و با زمان به جلو گام بردارد یعنی می توان بر فراگیر و به روز بودن آن و جنبه‌ های محلی موقعیت تأکید داشت،در واقع می توان رشد سنت جدید را در معماری از ابتدای تاریخ تاکنون مشاهده کرد،معماری همگام با زمان. معماری را باید با مناسبات خود معماری درک کرد. البته این بدین معنی نیست که معماری را رشته‌ای «مجزا و خود مختار» برشمریم.

معماری به مثابه نوعی هنر، به زندگی تعلق دارد. معماری همیشه و در همه حال همگام با زمان با توجه به نیازها و نوع جهان بینی که نسبت به زمان تعریف می شوند و هیچ یک بر دیگری مقدم نیست و در تعارض با یکدیگر نیز نمی باشند به پیش رفته است هدف آن نیز عبارت است از فراهم آوردن مکان‌هایی که زندگی بتواند در آن به راحتی و با آسایش «به وقوع پیوندد». مکان، مجموعه‌ای از منابع یا احیاناً ظرفی خنثی وبی‌طرف نیست؛ بلکه درواقع محیطی است عینی و ملموس که نوعی نظم و منش و ویژگی را برای برآوردن نیازها در خود دارد.

در نهایت می توان گفت معماری در هر زمان با نگرشی از جهان نو و نیاز انسان برای جهت‌گیری و تعیین هویت در آن، آغاز گردیده و ادامه دارد. معماری به طور کلی این نیاز را از طریق سازماندهی فضایی و بیان صوری، برآورده می‌سازد. اهمیت بنیادین این مفاهیم، مدت‌ها پیش تشخیص داده شد لیکن تا امروز متاسفانه هیچ‌گاه بحث شایسته و درخوری در مورد آن صورت نپذیرفته است.

منبع:irbeton.blogfa.com

 

ماشین / وسیله ای برای حرکت ـــــــــــــــــــــــــــــــــ

خانه / ماشینی برای زندگی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

لو کوربوزیه در لِشو دِفوند - شهر کوچکی در شمال غربی سوئیس - در نزدیکی مرز فرانسه متولد شد . لو کوربوزیه علاقهٔ زیادی به هنرهای بصری داشت و نزد شخصی به نام چارلز لپلاتنیه، که معلم یک مدرسهٔ هنرهای زیبای محلی بود به آموختن مبانی هنر پرداخت .

اولین خانه‌هایی که او طراحی کرد در لشودفوند و متعلق به خود وی بودند این خانه‌ها یادآور سبک معماری رایج ، منطبق بر طبیعت کوه‌های بومی در آن منطقه، یعنی رشته کوه‌های آلپ بودند.

لو کوربوزیه در حدود سال ۱۹۰۷ به پاریس رفت و در آنجا در دفتر دو تن از معروف‌ترین معماران آن دوره یعنی آگوست پره و پیتر بهرنز به مدت چند سال کار کرد. وی سپس به بالکان، آسیای صغیر، یونان و رم سفر کرد و نقاشی‌های بسیاری از این سفر با خود به همراه آورد.

لو کوربوزیه در طی فعالیت حرفه‌ای خود، استفاده از یکی از شاخص‌ترین مصالح ساختمانی مدرن یعنی بتن را به نهایت زیبایی رساند و کارهای وی مورد تقلید جهانی قرار گرفت.

در زمینه معماری لو کوربوزیه خانه را به عنوان ماشینی برای زندگی عنوان کرد، همانگونه که اتومبیل ماشینی برای حرکت است. وی پنج اصل را در ساختمان‌های مدرن معرفی کرد:

۱- ستون‌ها ساختمان‌ها را از روی زمین بلند می‌کنند.

۲- بام مسطح و باغ روی بام

 

۳-پلان آزاد

۴-پنجره‌های طویل و سرتاسری

۵-نمای آزاد، کف‌ها و دیوارها به صورت کنسول

لو کوربوزیه از یک شبکه مدولار با تناسبات طلایی برای طراحی پلان و نما استفاده می‌کرد و تناسبات و اندازه‌های بدن انسان را طبق مدل خودش درطراحی بکار می‌برد.

لو کوربوزیه شهرهای آینده را شهرهایی از آسمانخراشهای عظیم و مرتفع تجسم می نمود . در هر یک از این آسمانخراشهای چند عملکردی ، حدود صد هزار نفر کار و زندگی خواهند کرد. در این ساختمانها ، آپارتمانهای مسکونی ، ادارات ، فروشگاه‌ها ، مدارس ، مراکز تجمع و کلیه احتیاجات یک محله بسیار بزرگ فراهم است. ساکنان این مجتمع‌ها ، از دود و سر و صدای ترافیک اتومبیل‌ها به دور هستند و بجای آن از آفتاب و دید و منظر زیبا استفاده می کنند.

بر اساس این نظریه ، دو شهر مهم در دهه پنجاه میلادی ، طراحی و اجرا شد. یکی شهر چندیگار در هند بود که توسط خود لوکوربوزیه طراحی شد. برای طرح این شهر لو کوربوزیه از جدیدترین ضوابط شهر سازی و معماری مدرن که عمدتاَ خود او مسئول تبیین آنها بود ، استفاده کرد.

دومین شهری که توسط عقاید لو کوربوزیه طراحی شد ، شهر برازیلیا ، پایتخت برزیل بود که توسط لوچیو کوستا و اسکار نیمایر در سال 1957 طراحی شد. نمایر خود با لو کوربوزیه ، در طراحی ساختمان وزارت آموزش و پرورش برزیل در سال ۱۹۳۶ همکاری کرده بود.

 

همچنین ساختمان طراحی شده توسط نورمن فاستر ، معمار سبک های تک ، بنام برج هزاره توکیو 1989 در ساحل شهر توکیو را می‌توان نمونه کاملی از برج‌های چند منظوره نظریه لو کوربوزیه تلقی کرد.

آثار مهم لکوربوزیه عبارتند از:

 موزه ملی هنر غرب توکیو1912 - ویلای ژانره، فرانسه

1931 - کاخ شوروی، روسیه

1938 - آسمانخراش کارتسین، ایالات متحده

1948 - خانه کراتکت، آرژانتین

1952 - ساختمان سازمان ملل، ایالات متحده

1954 - عبادت گاه رونشام، فرانسه

1956 - موزه احمدآباد، هندوستان

1957 - موزه ملی هنر غرب، ژاپن

1960 - دیر سنت ماری، فرانسه

1958 - نمایشگاه فیلیپس بلژیک

1961 - مرکز هنرهای بصری کارپنتر دانشگاه هاروارد، ایالات متحده

1969 - کلیسای سنت پیر فرمینی،فرانسه

1928 - ویلا ساووا، فرانسه

 

لو کوربوزیه بین سالهای 1928 تا 1930 در پوآسی ویلایی ساخت به نام ویلا ساوا . این ویلا با وجود اینکه 5 اصل مهم لوکوربوزیه را دارا بود اما برخلاف خانه های قبلی لوکوربوزیه در محوطه وسیعی ساخته شد که از خانه های دیگر مستقل باشد . مکان این خانه در دره رود سن در خارج پاریس بود که باوجود اینکه در میان طبیعت بود اما خارج از طبیعت ساخته شده بود و این خواسته صاحبخانه بود که دوست داشت خانه اش چشم انداز و دورنمایی وسیع داشته باشد و هیچ درخت یا پستی و بلندی زمین این دورنما را احاطه نکند . ویلا به شکل مکعبی است که روی چند ستون قرار گرفته اما مکعب کامل نیست بلکه در جانب جنوب شرقی و جنوب غربی قسمتی از آن برداشته شده تا نور آفتاب به داخل نفوذ یابد . درب اصلی خانه در قسمت شمال غربی است .

ویلا ساوا در معنای واقعی نشان دهنده فضا-زمان است و مکعب کامل نیست بلکه از بیرون و درون آن قسمتی را برداشته اند و مقاطع آن بیانگر این مساله است که هر جزئی از آن در فضا نفوذ می کند .در این ویلا ایده دوگانه لوکوربوزیه (منطقی بودن و شاعرانه بودن ) به چشم می خورد . گرایش تندیس گرانه لوکوربوزیه در این ساختمان به صورت پله متجلی می شود . ( برای مطالعه بیشتربه این سایت بروید :)

http://www.minimalismic.com/blog/2010/10/le-corbusier/

آشنایی با سازه ماکارونی

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دروس سازه ای دانشگاه های ایران  معمولا به طور کلی به صورت تئوریک تدریس می گردد و دانشجویان کمتر آنهارا به صورت عملی تجربه می کنند ، بنابراین شاید فهم این دروس به صورت عمیق در حین دوران تحصیل ممکن نباشد .
ساخت سازه هایی توسط فولاد و یا بتن صرفا برای آموزش هم مقدور نمی باشد ، چرا که هزینه تمام شده این کار بسیار بالا است . بنابراین در سرتاسر دانشگاههای معتبر دنیا ، سعی شده است ، تا بااستفاده از مصالح ارزان قیمت ( به جای بتن وفولاد ) و مدل کردن سازه های واقعی توسط این مصالح ، آموزش دروس سازه ای به صورت عملی ممکن شود . ماکارونی یکی از این مصالح جایگزین می باشد . این عنصر سازه ای جدید به دلیل برخی از خصوصیات ویژه مثل ( سبکی ، دسترسی ساده و ارزان بودن ) بیشتر از دیگر مصالح مشابه مورد توجه قرار گرفته است .
سالانه در آمریکا مسابقات بزرگی در این زمینه بین دانشجویان برگزار می گردد و سازه های ساخته شده توسط ماکارونی به دلیل طراحی بهینه، به رکورد های غیر قابل باوری دست پیدا می کنند .



هدف از استفاده از ماکارونی به عنوان عنصر سازه ای
1. در واقع ماکارونی بر خلاف فولاد و بتن عنصر سازه ای ناشناخته ای می باشد . این بدان معنی است که خصوصیات ماکارونی شامل حداکثر تنش کششی ، حداکثر تنش فشاری ، مدول الاستیسیته ، نحوه کمانش ماکارونی و دیگر خصوصیات ماکارونی که مورد نیاز برای طراحی و تحلیل سازه می باشند ، ناشناخته می باشد و تنها راه بدست آوردن این ویژگیها ایجاد وابداع آزمایش های ساده و دقیق می باشد .
2. ماکارونی بر خلاف بتن و فولاد دارای ضعف های زیادی می باشد و این ضعف ها کار را برای طراح مشکل تر می کند و اینجاست که ابداعات و خلاقیت هنر نمایی می کنند و برای رسیدن به رکورد های بالا بهینه سازی سازه ها مطرح می گردد .
3. ارزان بودن ماکارونی نسبت به مصالحی چون فولاد وبتن .

View Image

اهداف کلی طرح
1. این طرح در وهله اول به عنوان یک طرح آموزشی می تواند بسیار مفید و سودمند برای دانشجویان رشته مهندسی عمران ایفای نقش نماید ، زیرا این امکان را به دانشجویان می دهد که ، با استفاده از مصالح ارزان ، سبک و قابل دسترس ( ماکارونی به جای بتن و فولاد ) دست به طراحی و ساخت سازه های مختلف زده و با این کار کلیه دروس فراگرفته در رشته سازه را به عمل تجربه نمایند .
2. دانشجویان می بایست با استفاده از مسائل تئوریک فرا گرفته در دروس مقاومت مصالح و آزمایشگاه های مربوط به آن تلاش نمایند تا خصوصیات عنصر سازه ای جدید را کشف نمایند .
3. دانشجویان می بایست با استفاده از تحلیل سازه ها و با بکارگیری نرم افزار های کامپیوتری به طراحی و آنالیز سازه مورد نظر بپردازند.
4. طراحی و ساخت یک سازه بهینه که تحت عنوان بهینه سازی سازه ها مطرح است .

معرفی سازه ماکارونی
سازه های ماکارونی به سازه هایی اطلاق می شود ، که مصالح استفاده شده در آنها تنها ماکارونی و چسب می باشد . این سازه ها در مقیاس کوچکتر نسبت به سازه های واقعی طراحی و توسط ماکارونی و چسب ساخته می شوند و پس از ساخت مورد بارگذاری قرار می گیرند .
در واقع این سازه ها به عنوان ماکت ساخته نمی شوند و سازه ای که بار بیشتری را تحمل می کند ، موفق تر خواهد بود . پل ( تحت بارگذاری یکنواخت ، متمرکز و متحرک ) ، Towercrain ، انواع قاب های ساختمانی و ستون های فشاری از جمله رایج ترین سازه های ماکارونی می باشند .
هر ساله در این راستا مسابقات بزرگی در دانشگاه های معتبر دنیا بین دانشجویان رشته مهندسی عمران برگزار می گردد . این دانشگاه ها از سالها پیش در این زمینه سرمایه گذاری کرده تا ذهن خلاق دانشجویان را فعال سازند و از طرحها و پژوهش های آنها در عمل استفاده کنند . طراحی و ساخت پل و ستون های فشاری رایج ترین رشته های این مسابقات می باشند . بطور مثال طراحی و ساخت پل خرپایی تنها با استفاده از 750 گرم ماکارونی ( معادل یک بسته ماکارونی ) که می تواند وزن زیادی را تحمل نماید . طول دهانه پل یک متر و حداکثر ارتفاع پل نیم متر می باشد . پل روی دو تکیه گاه که از یکدیگر یک متر فاصله دارند قرار می گیرد و تکیه گاهها فقط قادر به وارد کردن عکس العمل عمودی می باشند و هیچ عکس العمل افقی در تکیه گاهها بر پل وارد نمی شود . رکورد کسب شده در این رشته ( پل خرپایی ) معادل 176 کیلو گرم می باشد ، که این رکورد تقریبا 230 برابر وزن خود سازه می باشد . همچنین طراحی و ساخت سازه های فشاری که قادر به تحمل بار هایی بیش از نیم تن می باشند ، از دیگر نمونه های این سازه ها هستند . اینجا یک سئوال ممکن است مطرح می گردد ، آیا جنس ماکارونی در دست یافتن به رکورد های بالا موثر است ؟
در این زمینه تحقیقاتی روی محصول های مختلف شرکت های ماکارونی دنیا انجام گرفته و ماکارونی شرکت Rose ایتالیا به عنوان بهترین ماکارونی برای این هدف شناخته شده است .

البته لازم به ذکر است که قدرت و مهارت طراح در ارائه یک طرح موفق ، بسیار مهم تر از جنس ماکارونی در رسیدن به رکورد های بالا می باشد .

بررسی تحولات آجر در تاریخ
 

 
 
آجر  یا آجور یا آگور واژه ایست یونانی که به خشت هایی می‌گفتند که احکام یا فرامین دولتی بر روی آن نوشته می‌شد (حک می‌گردید) و به وسیله پختن این خشت ها، نوشته‌ها را بر روی آن پایدار می‌کردند.
مشخص نیست که آجر برای اولین بار از چه زمانی مورد استفاده قرار گرفته است؛ گمان می‌رود انسان های اولیه با مشاهده پخته شدن گل مجاور اجاق های خود و دیدن اینکه گل پخته شده سختتر از کلوخه‌های کنار خود می‌گردید پی به خواص و روش تهیه آجر برده باشند.
آجر همچنین به عنوان یکی از مصالح ساختمانی از دیرباز مورد استفاده بوده است. مصرف آجر به عنوان مصالح ساختمانی در ایران سابقه باستانی دارد. از بناهای باستانی مشهوری که در ساخت آن از آجر استفاده شده می‌توان به طاق کسری اشاره کرد.
مثال دیگر کف دالان مسجد جامع اصفهان است که به وسیله آجر هایی مفروش شده است که در زمان ساسانیان برای ساخت آتشکده بکار رفته بود.
به طور کلی استفاده از آجر در طول تاریخ ایران بسیار گسترده بوده و بناهای بیشماری اعم از آتشکده، مسجد، ساختمان های مسکونی و … به وسیله آجر در ایران ساخته شده اند.
در حال حاضر با توجه به بالا رفتن تراکم جمعیت و ساخت بناهای چندین طبقه استفاده از آجر در اسکلت این نوع ساختمان ها مقدور نیست و از اسکلت های فلزی یا بتنی استفاده می‌شود؛ ولی از آجر برای نماسازی استفاده می‌شود و یا در قسمتی از سالن و سایر فضا ها آجر را بطور نمایان (اکسپز) بکار می‌برند.
آجر را می‌توان به روش های مختلف طبقه بندی نمود. مانند طبقه بندی از لحاظ رنگ، ابعاد، جنس و …
طبقه بندی آجر از لحاظ جنس
آجر از لحاظ جنس به دو دسته تقسیم می‌شود:
۱- آجرهای فشاری: دلیل نامگذاری این نوع آجر اینست که در ابتدای تولید این نوع آجر خشت آن با دست زده می‌شد و با فشار دستی کارگران خشت زن گوشه‌های قالب به وسیله گل مخصوص پر می‌گردید. ابعاد این نوع آجر ۵×۱۰×۲۰ و یا ۵٫۵×۱۱×۲۲ سانتیمتر می‌باشد.
این نوع آجر برای کلیه کارهای ساختمانی مانند گری چینی، طاق ضربی، دیوارهای حمال و تیغه چینی مناسب است.
۲- آجرهای ماشینی: آجر ماشینی یا آجر سوراخ دار که بر روی سطح بزرگتر آن ۸ یا ۱۰ سوراخ به قطر ۱٫۵ تا ۲ سانتیمتر وجود دارد و در بازار ایران به آجر های هشت یا ده سوراخه ماشینی معروف است.
در استاندارد شماره ۷ موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران این سوراخ ها باید تمام ضخامت آجر را طی نموده و سطح مقطع مجموع سوراخ ها نباید بیشتر از ۲۵ درصد سطح بزرگتر آجر باشد و فاصله سوراخ ها از لبه آجر و همچنین فاصله سوراخ ها از یکدیگر در هر بعد آجر نباید کمتر از۳۰ درصد طول همان بعد باشد.
علت وجود این سوراخ ها اینست که در هنگام دیوار چینی ملات به طور عمودی نیز در آجر نفوذ کرده و باعث استحکام بیشتر دیوار شود.
در ساخت دیوار های حمال به دلیل اینکه می‌توان به وسیله سوراخ های موجود در سطح آجر آنرا با میلگرد مسلح کرد از این نوع آجر استفاده می‌شود. دیوار آجری مسلح برای مقابله با نیروی زلزله ساخته می‌شود.
جنس این نوع آجرها نسبت به آجرهای فشاری بسیار ترد و شکننده بوده و خاصیت مکندگی آن نسبت به آجر فشاری کمتر است. این آجر ها به علت ترد بودن قابل تیشه داری نیستند و همچنین در طاق ضربی استفاده نمی‌شوند بدلیل اینکه خاصیت مکندگی زیادی ندارند و نمی‌توانند به خوبی به ملات بچسبند.
ابعاد این نوع آجر ۵٫۵×۱۱×۲۲ سانتیمتر می‌باشد. اضلاع این نوع آجر گونیا تر بوده و دارای سطوح صافتری نسبت به آجرهای فشاری می‌باشند.
 
طبقه بندی از لحاظ رنگ
در صورت استفاده از آجر در نماچینی رنگ آجر اهمیت پیدا می‌کند. برای استفاده در نماچینی آجرهایی به رنگ های زرد کمرنگ که به آن آجر سفید می‌گویند و زرد پررنگ که به آن آجر بهی می‌گویند و همچنین آجرهایی به رنگ قرمز روشن یا قرمز سیر در بازار وجود دارند.
در حدود سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۴۰ یک نوع آجر ابلق به رنگ های قرمز و زرد بنام آجر بهمنی به بازار عرضه می‌شد که بوسیله کوره آجرپزی به همین نام تهیه می‌گردید.
ضخامت آجرهای مورد استفاده در نما ممکن است ۳ تا ۴ یا ۵ سانتیمتر باشد ولی دو بعد دیگر این آجر ها مانند آجرهای فشاری یا ماشینی ۱۰×۲۰ می‌باشد.
علت رنگی بودن این آجرها مربوط به طریقه چیدن آجر در کوره و نحوه آتش دادن به آن و کنترل سطوحی که با آتش در تماس مستقیم می‌باشد است و یا مربوط به اکسید فلزاتی است که در مواد اولیه آجر موجود می‌باشد. مانند اکسیدهای مختلف آهن.
برای تهیه مصالح اولیه و همچنین مراحل خشت زنی و خشت خشک کنی آجرهای رنگی دقت و هزینه بیشتری به عمل می‌آید.
مراحل پخت آجر :
۱ ـ تهبه خاک رس ۲ ـ بعمل آوردن خاک ۳ ـ ساختن گل ۴ ـ قالب گیری یا خشت زنی
آجر پزی :
آجر پزی یعنی گرفتن آب شیمیایی خاک رس بطوریکه هیدرو سیلیکات آلومینیم به سیلیکات آلومینیم تبدیل شود و در نتیجه خشت دارای استقامت شده و نیروی فشاری تا حدود ۱۰۰ کیلوگرم بر سانتیمتر مربع را تحمل نماید این عمل به وسیله حرارتی در حدود ۹۰۰ درجه سانتیگراد و انجام شود بدین طریق که تا ۱۰۰ درجه سانتیگراد آب فیزیکی خشت خشک می شود و تا این درجه آب شیمیایی خاک رس متصاعد می گردد و تا ۹۰۰ درجه ذرات خاک رس شروع به خمیری شدن نموده و بدین طریق دانه های شن و ماسه درون خشت را به هم می چسباند و آجر بدست می آید.
 
کوره های آجرپزی :
کوره های آجرپزی به سه دسته تقسیم می شوند :
۱ ـ کوره آجرپزی با آجر ثابت و آتش ثابت
۲ ـ کوره آجرپزی با آجر ثابت و آتش رونده
۳ ـ کوره آجرپزی با آتش ثابت و آجر رونده
انواع آجرها :
۱ ـ آجرهای رسی : الف : آجرهای معمولی ب : آجرهای نما ج : آجرهای مهندسی
۲ ـ آجرهای نسوز
۳ ـ آجر ماسه ـ آهک
۴ ـ آجرهای بتنی
۵ ـ آجرهای مخصوص
 

مشخص نیست که آجر برای اولین بار از چه زمانی مورد استفاده قرار گرفته است؛ گمان می‌رود انسان های اولیه با مشاهده پخته شدن گل مجاور اجاق های خود و دیدن اینکه گل پخته شده سختتر از کلوخه‌های کنار خود می‌گردید پی به خواص و روش تهیه آجر برده باشند.آجر همچنین به عنوان یکی از مصالح ساختمانی از دیرباز مورد استفاده بوده است. مصرف آجر به عنوان مصالح ساختمانی در ایران سابقه باستانی دارد. از بناهای باستانی مشهوری که در ساخت آن از آجر استفاده شده می‌توان به طاق کسری اشاره کرد.مثال دیگر کف دالان مسجد جامع اصفهان است که به وسیله آجر هایی مفروش شده است که در زمان ساسانیان برای ساخت آتشکده بکار رفته بود.به طور کلی استفاده از آجر در طول تاریخ ایران بسیار گسترده بوده و بناهای بیشماری اعم از آتشکده، مسجد، ساختمان های مسکونی و … به وسیله آجر در ایران ساخته شده اند.در حال حاضر با توجه به بالا رفتن تراکم جمعیت و ساخت بناهای چندین طبقه استفاده از آجر در اسکلت این نوع ساختمان ها مقدور نیست و از اسکلت های فلزی یا بتنی استفاده می‌شود؛ ولی از آجر برای نماسازی استفاده می‌شود و یا در قسمتی از سالن و سایر فضا ها آجر را بطور نمایان (اکسپز) بکار می‌برند.آجر را می‌توان به روش های مختلف طبقه بندی نمود. مانند طبقه بندی از لحاظ رنگ، ابعاد، جنس و …طبقه بندی آجر از لحاظ جنسآجر از لحاظ جنس به دو دسته تقسیم می‌شود

۱- آجرهای فشاری: دلیل نامگذاری این نوع آجر اینست که در ابتدای تولید این نوع آجر خشت آن با دست زده می‌شد و با فشار دستی کارگران خشت زن گوشه‌های قالب به وسیله گل مخصوص پر می‌گردید. ابعاد این نوع آجر ۵×۱۰×۲۰ و یا ۵٫۵×۱۱×۲۲ سانتیمتر می‌باشد.این نوع آجر برای کلیه کارهای ساختمانی مانند گری چینی، طاق ضربی، دیوارهای حمال و تیغه چینی مناسب است

۲- آجرهای ماشینی: آجر ماشینی یا آجر سوراخ دار که بر روی سطح بزرگتر آن ۸ یا ۱۰ سوراخ به قطر ۱٫۵ تا ۲ سانتیمتر وجود دارد و در بازار ایران به آجر های هشت یا ده سوراخه ماشینی معروف است.در استاندارد شماره ۷ موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران این سوراخ ها باید تمام ضخامت آجر را طی نموده و سطح مقطع مجموع سوراخ ها نباید بیشتر از ۲۵ درصد سطح بزرگتر آجر باشد و فاصله سوراخ ها از لبه آجر و همچنین فاصله سوراخ ها از یکدیگر در هر بعد آجر نباید کمتر از۳۰ درصد طول همان بعد باشد.علت وجود این سوراخ ها اینست که در هنگام دیوار چینی ملات به طور عمودی نیز در آجر نفوذ کرده و باعث استحکام بیشتر دیوار شود.در ساخت دیوار های حمال به دلیل اینکه می‌توان به وسیله سوراخ های موجود در سطح آجر آنرا با میلگرد مسلح کرد از این نوع آجر استفاده می‌شود. دیوار آجری مسلح برای مقابله با نیروی زلزله ساخته می‌شود.جنس این نوع آجرها نسبت به آجرهای فشاری بسیار ترد و شکننده بوده و خاصیت مکندگی آن نسبت به آجر فشاری کمتر است. این آجر ها به علت ترد بودن قابل تیشه داری نیستند و همچنین در طاق ضربی استفاده نمی‌شوند بدلیل اینکه خاصیت مکندگی زیادی ندارند و نمی‌توانند به خوبی به ملات بچسبند.ابعاد این نوع آجر ۵٫۵×۱۱×۲۲ سانتیمتر می‌باشد. اضلاع این نوع آجر گونیا تر بوده و دارای سطوح صافتری نسبت به آجرهای فشاری می‌باشند.طبقه بندی از لحاظ رنگدر صورت استفاده از آجر در نماچینی رنگ آجر اهمیت پیدا می‌کند. برای استفاده در نماچینی آجرهایی به رنگ های زرد کمرنگ که به آن آجر سفید می‌گویند و زرد پررنگ که به آن آجر بهی می‌گویند و همچنین آجرهایی به رنگ قرمز روشن یا قرمز سیر در بازار وجود دارند.در حدود سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۴۰ یک نوع آجر ابلق به رنگ های قرمز و زرد بنام آجر بهمنی به بازار عرضه می‌شد که بوسیله کوره آجرپزی به همین نام تهیه می‌گردید.ضخامت آجرهای مورد استفاده در نما ممکن است ۳ تا ۴ یا ۵ سانتیمتر باشد ولی دو بعد دیگر این آجر ها مانند آجرهای فشاری یا ماشینی ۱۰×۲۰ می‌باشد.علت رنگی بودن این آجرها مربوط به طریقه چیدن آجر در کوره و نحوه آتش دادن به آن و کنترل سطوحی که با آتش در تماس مستقیم می‌باشد است و یا مربوط به اکسید فلزاتی است که در مواد اولیه آجر موجود می‌باشد. مانند اکسیدهای مختلف آهن.برای تهیه مصالح اولیه و همچنین مراحل خشت زنی و خشت خشک کنی آجرهای رنگی دقت و هزینه بیشتری به عمل می‌آید.مراحل پخت آجر :۱ ـ تهبه خاک رس ۲ ـ بعمل آوردن خاک ۳ ـ ساختن گل ۴ ـ قالب گیری یا خشت زنیآجر پزی :آجر پزی یعنی گرفتن آب شیمیایی خاک رس بطوریکه هیدرو سیلیکات آلومینیم به سیلیکات آلومینیم تبدیل شود و در نتیجه خشت دارای استقامت شده و نیروی فشاری تا حدود ۱۰۰ کیلوگرم بر سانتیمتر مربع را تحمل نماید این عمل به وسیله حرارتی در حدود ۹۰۰ درجه سانتیگراد و انجام شود بدین طریق که تا ۱۰۰ درجه سانتیگراد آب فیزیکی خشت خشک می شود و تا این درجه آب شیمیایی خاک رس متصاعد می گردد و تا ۹۰۰ درجه ذرات خاک رس شروع به خمیری شدن نموده و بدین طریق دانه های شن و ماسه درون خشت را به هم می چسباند و آجر بدست می آید.کوره های آجرپزی :کوره های آجرپزی به سه دسته تقسیم می شوند :

۱ ـ کوره آجرپزی با آجر ثابت و آتش ثابت

۲ ـ کوره آجرپزی با آجر ثابت و آتش رونده

۳ ـ کوره آجرپزی با آتش ثابت و آجر رونده

انواع آجرها :۱ ـ آجرهای رسی : الف : آجرهای معمولی ب : آجرهای نما ج : آجرهای مهندسی۲ ـ آجرهای نسوز۳ ـ آجر ماسه ـ آهک۴ ـ آجرهای بتنی۵ ـ آجرهای مخصوص

(برگرفته از سایت نقش نگار )