
توجه به آثار به جامانده از گذشتگان که نشان دهنده فرهنگ و روش زندگي ملت هاي مختلف مي باشند، ازجايگاه ويژه اي برخوردار است. با وجود اين، برخي از آثار باستاني به جا مانده مهجور واقع شده و توجه کافي جهت بازسازي و شناساندن به مردم را دريافت نمي کنند. درصدي از اين بي توجهي مي تواند مربوط به عدم آموزش و اطلاع رساني صحيح عمومي باشد. بنابراين پرداختن به چنين موضوعاتي مي تواند به پررنگ تر شدن هويت تاريخي ملل کمک شاياني کند.
يکي از مواردي که از اهميت خاصي در دوران هاي گذشته برخوردار بوده و امروزه نيازمند توجه بيشتر از طرف افراد مسئول مي باشد، کاروانسراهاي جاده ابريشم در ايران مي باشد. اين کاروانسراها در دوره اشکانيان به منظور برقراري امنيت راه ها و سهولت تجارت بين آسيا و اروپا در فواصل مشخصي، در مسير جاده ابريشم بنا گرديده بودند.
معماري کاروانسراهاي ايراني نشان دهنده انواع سبک هاي معماري طي دوران مختلف مي باشد که بر اثر تحولات در باورها، مذهب، سازه، مصالح جديدتر و مقاوم تر، پيشرفت در علم رياضيات و هندسه(مشهود در انواع طاق زنی ها) و ديگر عناصر معماري ايراني مي باشند.
حضور هميشگي حياط مرکزي در معماري ايراني(فلسفه تقدس مرکزيت فضايي و پديد آمدن حوض در وسط حياط به این جهت که انسان نتواند در مرکز فضا قرار بگيرد)، برج هاي ديدباني، پيش فضاهاي ورودي به فضاي اصلی و داخلی کاروانسراها همگي نشان دهنده هويت معماري ايراني و درون گرايي آن مي باشند که تأثيراتشان تا به امروز در فرهنگ و زندگي مردم و نحوه درک و پذيرش فضاهايي که در آن زندگي مي کنند باقي است.
علاوه بر اين کاروانسراهاي قرار گرفته در مسير جاده ابريشم نقاط عطف ارتباطي بين شرق با غرب بودند. اين کاروانسرها مانند شبکه هايي منسجم به سبب برقراري تعامل بين فرهنگ ها و مليت هاي مختلف و پديد آوردن نظامي اساسي در ارتباطات بين شهرها و کشورها براي حکومت و مردم نقشي اساسي و حياتي(در مواقع جنگ، آتش سوزي و...) را ايفا مي کردند.
بنابراين کاروانسراهاي مسير جاده ابريشم به سبب نقاطی عطف در شاهراهی تجاری، اطلاعاتي، اقتصادی و گردشگري در آگاهي مردم از فرهنگ و دستاوردهاي علمي، پزشکي و فناوري های ملل ديگر مرکزيتي غيرقابل انکار داشته اند و به مثابه کاری که امروزه و بعد از گذشت قرنهاي متمادي اينترنت بر عهده گرفته، عمل می کردند.

کاروانسراهای برون شهری علاوه بر حیاط مرکزی که توسط حجره های کاروانسرا محاط شده بودند دارای باغ هایی در بیرون از کالبد کاروانسرا بودند که این باغ ها یا کاملا چسبیده به کاروانسرا بودند یا اینکه به دلیل تامین امنیت بیشترحضورهمجواری با کاروانسرا داشته اند .در واقع یک رابطه ی ضمنی بین باغ و کاروانسرا وجود داشته است. نکته ی قابل توجه در این باغ ها بهره گیری از الگوی باغ ایرانی در ساخت آنها است ،امروزه غالبا این باغ ها از میان رفته اند چراکه باغ کاروانسراهایی که در کویر ساخته می شدند به دلیل کمبود آب احتیاج به مراقبت زیادی داشتند.و عدم توجه به آنها حتی در دوره ی کوتاه باعث نابودی این باغ ها شده است.از علل بوجود آمدن این باغ ها می توان گفت بهره گیری ازسایه ی درختان باغ در روزهای گرم تابستان بود.
هدف از انتخاب زنجيره اي کاروانسراهاي جاده ابريشم به منظور تبديل آنها به نمادي از هويت ايراني بر نقشه ایران، جلب اذهان عمومي به اين بناها و عجين کردن دوباره زندگي مردم با فضاهاي آنها است.
با توجه به اين موضوع که امروزه قسمت هايي از مسير جاده ابريشم، با بخش هایی از جاده هاي فعلي ايران تطابق دارند و کاروانسراهاي اين جاده نيز در مسير جاده هاي فعلي ايران قرار گرفته اند، مي توان با دادن کاربري هايي نو به آنها به همراه پديدآوردن تحولاتي در سايت پيرامونشان نسبت به کاربری هاي تازه اي که مي گيرند، عامل جذب مردم براي بازدید از آنها شد که نه تنها مردم را با فضا و معماري اين بناها آشنا می کند، بلکه جاذبه هاي طبيعي، آشنا شدن با صنايع دستي و محصولات کشاورزي اين مناطق نيز مورد توجه قرار مي گيرند.
نشانه گذاري جاده ها(مثلاً شبرنگ کردن مسير) و يا ساخت عناصري (المان) که نشان دهنده پيشينه تاريخي اين مناطق و جاده ابريشم باشند، مي تواند اهميت اين مکان ها را دوباره در اذهان مردم زنده کند. تبديل کاروانسراها به استراحتگاه هاي بين راهي، دسترسي به وسايل ارتباط جمعي، رستوران، پمپ بنزين و حتي تبديل آنها به نمايشگاه هاي مختلف دوره اي، مي تواند جاذبه هاي عبور از اين مسير تاريخي و بازدید از این کاروانسراها را بيشتر کند و خود انگيزه اي براي مردم جهت انتخاب مسيرشان باشد که علاوه بر این که از راه لذت برده و کيلومترها در حين رانندگي از مسيري تاريخي ديدن کنند، کاروانسراها عاملی جهت حفظ و انتقال پيشينه ای تاريخي و هويتی ملي به نسل هاي آينده باشند.