خراسان ؛ خالق ِبناهای چهار ایوانی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

خراسان همیشه  در پهنه معماری ایرانی جایگاه فاخر و ارزشمندی داشته است . معماران خراسانی نه تنها میراث بزرگ معماری سرزمین های مجاور را با خردمندی و خلاقیت خاصی دریافت می کردند بلکه آنها را با روح و روال معماری و هنر خود مطابقت سازی می نمودند و سخاوتمندانه به سرزمین های دیگر انتقال می دادند. دریافتگری ، پرداخت و انتقال از مهمترین شاخص های ارزشی معماری این سرزمین محسوب می شود.

ادامه نوشته

چه نسبتی بین مکان و فضا وجود دارد؟  

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یکی از مسائل مهمی که در حوزه مبانی نظری معماری مطرح است فهم نسبت فضا و مکان است . این پرسش همواره از دغدغه های نظری معماران و منقدان عالم معماری بوده است. نسبت فضا و مکان در مقایسه آنها و در بررسی کیفیت آنها معلوم می شود. فیلسوفان عقیده دارند که هرچیزی که خودش را به ما نشان می دهد و ما می توانیم آن را درک کنیم ابژه است : ابژه به معنی شئی یا برون ذات است .

ابژه در ید اختیار معماراست و در برابر اراده خلاق او ، منفعل می باشد. درتئوری فضا ، ابژه ، همان فضاست . فضای دارای دو خاصیت توأمان است : دربرگیرنده و توسعه یابنده است. فیلسوفان به آن بخش از فضا یا ابژه که درذهن ما می ماند و گاهی به خاطره جمعی تبدیل می شود و درون ذات است سوبژه می گویند؛ همان چیزی که در معماری به آن مکان می گویند. پس مکان ، پاره ای از فضای مدرک (درک شونده ) است.

فضا ؛ واقعیتی است که در جای خود ثابت است و دارای حرکت نیست . اما مکان ؛ دارای خصوصیت پویای متغیراست . مکان در ذهن ما به طور مستمر جابه جا می شود . مکان با امکانات ذهنی ما ، با تلقی ها و برداشت های ما تغییرمی کند. به همان اندازه که فضا ، ایستاست ، مکان پویاست. گاه دوانسان از یک مکان ، دوتعبیر کاملاً متفاوت و حتی متناقض دارند. اگر فضا ، امکان وقوع حرکت را پدید می آورد ، مکان ، درنگ و تأمل را شکل می دهد. به عبارتی دیگر می توان گفت که مکان ، همان فضاست اما به یک شرط: مکان ، فضایی است که انسان با آن مأنوس شده و دربرابر آن حس آشنایی دارد. این مکان است که به تولید و انباشت خاطره های موثر انسانی می پردازد. فضا ؛ بیرون از ذهن ما وجود دارد. چه بخواهیم و چه نخواهیم گستره ای بازو مرتبط با جهان مادی است. اما مکان دارای ذات فرافیزیکی است و در ذهن ما موجودیت می یابد.

بخشی از فضا که به وسیله شخصی یاچیزی اشغال شود و بارمعنایی خاصی پیدا کند مکان نامیده می شود.  

 سازه و سازگاری

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یکی از دشواری های امروز ما در حوزه مهندسی معماری ، درک ضعیف از عنصر سازه است. بیش و پیش از شناخت سازه ، می باید حقیقتِ سازگاری را شناخت . تفکر مهندسی ، ما را به شناخت روابط و چگونگی ایجاد سازگاری میان آنها برای رسیدن به سودمندی هرچه بیشتر دعوت می کند. انسان ، یگانه موجودی است که می تواند فراتر از غریزه اش ، بسازد. او برفرآیند ساختن ارادی خود شناخت دارد .

ادامه نوشته



ماهیت تفکر مهندسی

بهره مند بودن از تفکر مهندسی ، از جمله نعمت های بزرگی است که نصیب هر مهندسی نمی شود . گاهی می پنداریم که مهندس بودن به معنی رایج و مصطلح آن ، تفکر مهندسی را هم به خودی خود به همراه می آورد. مثل اینکه بگوییم کسی که آینه می سازد ، با حقیقت تصویر آشناست و الزاماً روح مصفایی مثل آینه دارد. چه بسیارند مهندسانی که تفکر مهندسی ندارند.
ادامه نوشته

تعریف عملیاتی واژگان

یکی از دشواری های پایان نامه ها و رساله های دانشجویی ، عدم ارائه تعریف عملیاتی از واژگان بنیادی تحقیق است . همچنان که می دانیم واژگان دارای سمت و سوهای مفهومی متفاوت و بعضاً متناقضی هستند. زمینه ها ی فرهنگی ، جغرافیایی و اقلیمی بسیاری در اعطای منزلت های رفتاری مختلف به واژگان دخیل می باشند. البته شاعران از چند وجهی بودن معنایی برخی کلمات بهره های ذوقی بسیاری می برند :

مثال:

شیر:حیوان جنگل / شیر:شیر خوراکی

بادیه: بیابان / بادیه: ظرف

- آن یکی شیر است اندر بادیه وان یکی شیر است اندر بادیه

خویش:خود / خویش: فامیل

- برادر که در بند خویش است نه برادر نه خویش است.

ریش: محاسن / ریش : زخم

ریش را تا ناف آوردن زهد نیست           زهد آن باشد که بر ریش کسان مرهم نهی

چین: کشور چین / چین : شکن

- گر ز چین آشوب برخیزد عجب نبود که باز        بر سر زلفی بیفتادست چین تازه ای

گور: قبر / گور: گورخر

- نبشته است بر گور بهرام گور که دست ِکرم به ز بازوی زور

چنگ:پنجه / چنگ : آلت موسیقی

- برخیز و بیا که چنگ در چنگ زنیم               می نوش کنیم و نام بر ننگ زنیم

داد:دادخواهی / داد:از مصدر دادن

- آن که گیسوی تورا رسم تطاول آموخت         هم تواند کرمش داد من مسکین داد

زاد:توشه / زاد:از مصدر زادن

- بیا و برگ سفر ساز و زاد ره برگیر                     که عاقبت برود هر که او ز مادر زاد

 زبان شعر به هرحال با عواطف انسانی گره خورده است و مهمترین مطالبه خوانندگان شعر ، رسیدن به نوعی حس و حال و طرب باطنی است. اما در حوزه مطالعات و تحقیقات دانشگاهی ، هرواژه ای باید دقیقاً به منظورِ محقق اصابت کند. به عبارتی واژه ها باید مسئولانه به کار گمارده شوند و از آنها تنها یک وظیفه را انتظار داشته باشیم . زیرا حوزه پژوهش با معرفت استدلالی و برهانی سروکار دارد و دلربایی های ذوقی و نازک کاریهای خیالی را در آن راهی نیست .

به همین خاطر بر محققان و پژوهندگان فرض است که قبل از ورود به حوزه اصلی بحث ، واژگان را از منظر انطباق با موضوع اصلی پژوهش ، بدرستی برگزینند تا نتایج اجرایی متعدد از آن حاصل نگردد.

واژه ها ذات بسیار لغزنده ای دارند ؛ گاه از این سوی ذهن به آن سوی ذهن می جهند. قرار و آرامش ندارند. نمی توان انتظار داشت که همیشه به یکسان و یک سیاق باقی بمانند. هزار چهره دارند. به هزار شکل خود را می نمایانند. این در حالی است که در حوزه پژوهش هر واژه ای باید یک شآن معنایی داشته باشد. در این صورت است که نویسنده و خواننده از همان آغاز با تفاهم کار را به پیش می برند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ