شخصي که به شيوه هاي گوناگون به انجام پژوهش مي پردازد پژوهشگر (محقق) ناميده مي شود. پژوهشگر فردي است که با استفاده از روشهاي علمي در صدد رسيدن به شناختي تازه از مسائل و مفاهيم مختلف است. او با استفاده از ابزارهاي گوناگون به مشاهده دقيقتر و عميقتر پديده هاي اطراف خود مي پردازد. پژوهشگر با نگاهي نقادانه و موشکافانه به پيرامون خود مي نگرد و براي رفع مشکلات جامعه و ارائه بهترين راهکارهاي عملي اطلاعات موثقي را در اختيار متوليان امور قرار مي دهد.
رويکرد پژوهشي چگونه رويکردي است؟
موفقيت و توسعه پژوهش در هر جامعه نيازمند گسترش رويکرد پژوهشي (پژوهش مدار) در آن جامعه است. منظور از رويکرد پژوهشي نگاهي مبتني بر پژوهش نسبت به موضوعهاي مختلف مي باشد. در اين نوع نگاه قبل از اتخاذ هر تصميم مهم به يافته هاي پژوهشهاي قبلي که به موضوع تصميم گيري ارتباط دارد توجه مي شود. به بيان ديگر، در رويکرد پژوهش مدار از يافته هاي پژوهشهاي قبلي براي بهبود وضع موجود استفاده موثري به عمل مي آيد.
کساني که در فعاليتهاي خود رويکردي پژوهشي دارند قبل از هرگونه تصميم گيري به مطالعه وضعيت موجود پرداخته و با تجزيه و تحليل مشاهدات خود به بهترين راه حلها مي انديشند. همچنين، آنان تلاش مي کنند تا از نتايج آثار ساير پژوهشگران نيز به نحو شايسته اي استفاده کنند. بنابراين، رويکرد پژوهشي به قشر يا گروه خاصي محدود نشده و زماني منشاء اثر خواهد بود که در سطوح و امور مختلف جامعه تسري يافته باشد.
اهميت و ضرورت پژوهش در چيست؟
نوع و سطح فعاليتهاي پژوهشي يکي از شاخصهاي اصلي توسعه و پيشرفت محسوب مي شود. موفقيت در تمام فعاليتهاي مربوط به توسعه صنايع، کشاورزي، خدمات و غيره به نحوي به گسترش فعاليتهاي پژوهشي بستگي دارد. در واقع پژوهش يکي از محورهاي مهمي است که ضامن پيشرفت و توسعه پايدار در هر کشور به شمار مي آيد. اگر پژوهشي صورت نگيرد دانش بشري افزايش نخواهد يافت و دچارسکون و رکود خواهد شد. بدون انجام پژوهش امور آموزشي نيز از پويايي و نشاط لازم نيز برخوردار نخواهد بود. همه آنچه که به عنوان پيشرفت علوم در اعصار مختلف تاريخ مي شناسيم حاصل تلاش افرادي است که در کار خود رويکردي پژوهشي داشته اند و ذهن پرسشگرشان همواره محرکي براي فعاليتهاي پژوهشي آنان بوده است.
انواع اصلي و روشهاي معمول پژوهشي چيست؟
پژوهشهاي موجود را مي توان بر اساس معيارهاي متعددي دسته بندي کرد. مثلا بر اساس چگونگي به کار بستن نتايج پژوهشها مي توان آنها را به دو دسته "کاربردي" و "بنيادي" تقسيم کرد. نتايج پژوهشهاي کاربردي در کوتاه مدت و براي رفع مشکلات موجود قابل استفاده است. به بيان ديگر پژوهشهاي کاربردي در حل مسائل جاري مفيد مي باشند و از اين رو تحت عنوان" کاربردي" شناخته مي شوند. معمولا نياز به انجام پژوهشهاي کاربردي زماني احساس مي شود که روشها و اطلاعاتي که در اختيار داريم براي حل برخي از مشکلات موجود کافي نيست.
در مقابل، پژوهشهاي بنيادي به توسعه و تعميق مباني علوم مختلف کمک کرده و در دراز مدت امکان گسترش مرزهاي دانش بشري را فراهم مي آورند. ممکن است يک پژوهش بنيادي در زماني که انجام مي شود کاربرد عيني و مشخصي نداشته باشد اما در دراز مدت مبنايي براي توسعه دانايي و انجام ساير پژوهشها خواهد بود.
علاوه بر اين تقسيم بندي، پژوهشها را مي توان بر اساس حوزه موضوعي آنها طبقه بندي کرد. مثلا، پژوهشهاي صنعتي، مذهبي، فرهنگي، کشاورزي، پزشکي و فني. هر يک از اين حوزه ها روشها و اصول خاص خود را در انجام تحقيقات کاربردي و بنيادي در اختيار دارند که توسط پژوهشگران آن حوزه مورد استفاده قرار مي گيرد.
فرايند پژوهش شامل چه مراحلي است؟
پژوهش در رشته هاي مختلف علمي به شيوه هاي گوناگون انجام مي شود و نمي توان يک روش مشخص که در همه شاخه هاي علوم کاربرد داشته باشد معرفي کرد. با اين حال، اصولي کلي بر فرايند پژوهش در رشته هاي مختلف حاکم است که بيش از آنکه با هم متفاوت باشند به هم شبيه هستند. پژوهش به هر شکل و در هر رشته اي که انجام شود همواره تابع دستور العملهاي مدون و منطقي است که پژوهشگران را در انجام کارشان ياري مي کنند. همچنين، به کار بستن اين دستورالعمها آنان را قادر مي سازد که ضمن کسب اطمينان بيشتر نسبت به صحت نتايج کارشان نتايج و آثار ساير پژوهشها را مورد ارزيابي قرار دهند.
معمولا در گام اول همه پژوهشها با يک يا چند پرسش آغاز مي شوند. اين پرسشها ذهن پژوهشگر را به خود مشغول کرده و او را به تلاش در جهت پاسخگويي به آنها وا مي دارد.
در گام دوم، پژوهشگر به جستجو در منابع علمي زمينه موضوعي خود مي پردازد و با بررسي دقيق آنها به تصوير روشنتري از ميزان دانش موجود در آن زمينه دست مي يابد، تصويري که مبتني بر گزارشهاي منتشر شده ساير پژوهشگران در آن زمينه است. به اين مرحله "مرور پيشينه پژوهش" مي گويند. اگر در اين مرحله منابعي براي پژوهشگر مفيد باشد و از آنها به نحوي استفاده کند، در گزارش تحقيق خود فهرستي کامل از تمام منابع مورد استفاده را به دقت ذکر مي کند. استناد به اين منابع ضمن آنکه پيوندي بين پژوهش او با پژوهشهاي قبلي نشان مي دهد به پژوهش در دست انجام اعتبار بيشتري مي بخشد و ارتباطهاي علمي ميان پژوهشگران را افزايش مي دهد.
در مرحله سوم، پژوهشگر به گردآوري اطلاعات و داده هايي مي پردازد که مي تواند در آينده مبناي تحليلها و تفسيرهايي قرار گيرد که در نهايت به يافتن پاسخ پرسشهاي اوليه منجر شود. اين بخش از پژوهش که به مرحله گردآوري اطلاعات و داده معروف است مي تواند به شکلهاي کاملا مختلفي انجام شود. مثلا در پژوهشهاي معمول در حوزه هاي علوم انساني و علوم اجتماعي مانند روانشناسي، علوم تربيتي و جامعه شناسي از ابزارهايي مانند پرسشنامه، مصاحبه و مشاهده استفاده مي شود. در علوم تجربي پژوهشگران در اين مرحله به انجام آزمايشهاي مختلفي مي پردازند و تاثير عوامل مشخصي را در زمينه کار خود مورد سنجش و آزمون دقيق قرار مي دهند.
در مرحله چهارم داده هاي گردآوري شده به روشهايي مختلف - مثل استفاده از مباني علم آمار - سازماندهي و خلاصه مي شوند. اين سازماندهي و خلاصه سازي به نحوي صورت مي پذيرد که امکان توصيف و مقايسه نتايج حاصل شده براي پژوهشگر فراهم مي شود. ترسيم نمودارها و جدولهاي مختلف از روشهاي معمول سازماندهي و خلاصه سازي داده ها به شمار مي آيد.
در مرحله پنجم پژوهشگر مي تواند بر اساس تحليل يافته هاي مراحل قبل به تفسير روشني از موضوع پژوهش پرداخته و پاسخي براي پرسشهاي اوليه خويش بيابد.
در آخرين گام، نتايج پژوهش انجام شده مي تواند به يکي ازروشهاي معمول در انتشارات علمي به صورت چاپي يا الکترونيکي منتشر شود. مثلا نتايج پژوهشها ممکن است در قالب گزارشهاي مفصل يا مختصر تحقيقي، مقاله هاي علمي مجله ها، رسانه هاي گروهي، سايتهاي اينترنتي يا ارائه در همايشهاي تخصصي ملي يا بين المللي انتشار يابد. اين نتايج مي تواند در آينده مورد استفاده ساير پژوهشگران قرار گيرد و مبنايي براي انجام مطالعات بعدي باشد. اگر پژوهشها از نوع کاربردي باشند نتايج به دست آمده در اختيار کساني قرار مي گيرد که مي توانند از آن نتايج براي حل مشکلات موجود استفاده کنند.
ويژگيهاي يک پژوهشگر موفق چيست؟
يک پژوهشگر موفق نگاهي کنجکاو و موشکافانه به پديده هاي اطراف خود دارد. او نسبت به آنچه در اطرافش مي گذرد حساس است و ذهني پويا و پرسشگر دارد. ذهن پرسشگر او همواره در جهت يافتن پاسخهاي تازه براي پرسشهاي موجود است. همچنين، او براي انجام موفقيت آميز پژوهش خود، از روشهاي علمي و پذيرفته شده استفاده مي کند.
علاو بر آن، يک پژوهشگر موفق از مهارت لازم براي يافتن منابع اطلاعاتي مورد نيازش برخوردار است. اين منابع از محلهاي مختلف مثل کتابخانه ها، مراکز اطلاع رساني و شبکه هاي رايانه اي ملي و بين المللي به دست مي آيند. او به خوبي مي تواند در اين منابع به جستجو بپردازد و با مطالعه پيشينه پژوهشي موضوعي که در آن زمينه فعاليت مي کنند به درک روشني نسبت به گذشته آن موضوع دست يابد.
پژوهشگران موفق به کار گروهي در طرحهاي پژوهشي بها مي دهند و تلاش مي کنند پژوهش خود را با همکاري يکديگر انجام دهند. همچنين،آنان نتايج يافته هاي خود را به نحو موثري منتشر ساخته و در اختيار ساير محققان قرار مي دهند. آنان نسبت به توسعه مرزهاي دانش احساس مسئوليت کرده و لحظه اي از تلاش در جهت ارتقاء مهارتهاي علمي خويش باز نمي ايستند.
کتابخانه ها و مراکز اطلاع رساني چه اهميتي در توسعه پژوهش دارند؟
کتابخانه ها و مراکز اطلاع رساني به عنوان مراکز اصلي گردآوري و سازماندهي منابع اطلاعاتي ابزار لازم را براي پژوهشگران و توسعه پژوهش فراهم مي کنند. از آنجا که هيچ پژوهشي نمي تواند بدون برقراري پيوند با پيشينه پژوهشي در حوزه موضوعي خود موفق باشد، دسترسي به منابع اطلاعاتي روزآمد يکي از مهمترين نيازهاي پژوهشگران است. همه پژوهشگران نيازمند آگاهي از فعاليتهايي هستند که قبلا در حوزه پژوهشي آنان اتفاق افتاده و يا در زمان حال در جريان است. اين آگاهي از طريق دسترسي به منابع اطلاعاتي ميسر مي شود. معمولا يافته هاي ساير پژوهشگران از طريق مجله هاي علمي، کتابها، سايتهاي اينترنتي و پايگاههاي اطلاعاتي منتشر مي شود. کتابداران و متخصصان اطلاع رساني متولي گردآوري و سازماندهي اين اطلاعات هستند و نتايج پژوهشهاي قبلي را در اختيار پژوهشگران قرار مي دهند.
رابطه پژوهش و توسعه کشور چيست؟
توسعه علمي، صنعتي و فرهنگي هر کشور بدون پرداختن به امر پژوهش با موفقيت چنداني همراه نخواهد بود. در واقع پژوهش موتور محرک پيشرفت و توسعه محسوب مي شود. حتي اگر نشانه هايي از توسعه بدون پرداختن به مباني پژوهشي رخ دهد آن توسعه مستمر و پايدار نخواهد بود و نمي تواند مسير مطمئني را طي کند. بنابراين، پژوهش مبناي توسعه است و تضميني براي استمرار توسعه به شمار مي آيد. همچنين، به کار بستن نتايج پژوهشهاي انجام شده در هر زمينه به بهبود راهکارها و روشهاي معمول در زمينه هاي مورد نظر منجر مي شود.
توسعه پژوهش در کشور به چه عواملي بستگي دارد؟
عوامل متعددي در توسعه پژوهش دخالت دارند که ذکر همه آنها در اين مختصر نمي گنجد. با اين حال مي توان به اختصار عوامل توسعه پژوهش را به سه بخش عوامل سخت افزاري، عوامل نرم افزاري و نيروي انساني تقسيم نمود. منظور از عوامل سخت افزاري همه امکانات فيزيکي و زيرساختهاي بنيادي است که امکان انجام پژوهش در حوزه هاي مختلف را براي پژوهشگران فراهم مي آورد. مثلا وجود ابزارهاي پژوهشي از قبيل دستگاهها و آزمايشگاههاي پيشرفته و امکانات شبکه اي و رايانه اي از جمله اين منابع سخت افزاري محسوب مي شوند.
منظور از امکانات نرم افزاري جريان اطلاعات و دانش ميان پژوهشگران است که از طريق مجله ها و منابع علمي ديگر به صورت چاپي يا الکترونيکي صورت مي پذيرد. در نهايت، بخش سوم اين مجموعه نيروي انساني و پژوهشگراني است که با دانش و تلاش خود مي توانند امکانات سخت افزاري و نرم افزاري را به خدمت گرفته و طرحهاي پژوهشي گوناگون را تدوين و اجرا کنند.
علاوه بر اين, توسعه آتي پژوهش در هر کشور مبتني بر گسترش رويکرد پژوهش مدار در آموزش آن کشور است که از سطح آموزش ابتدايي شروع شده و تا پايان تحصيلات دانشگاهي استمرار مي يابد.
رويکرد پژوهش مدار در آموزش رسمي چه اهميتي دارد؟
منظور از رويکرد پژوهش مدار در آموزش آن است که در تمام سطوح و مقاطع آموزشي شيوه هاي تدريس به گونه اي باشد که دانش آموزان به مطالعه کتابهاي درسي اکتفا نکرده و خود با بررسي منابع موجود در موضوعهاي درسي به گسترش دانش خويش بپردازند. در رويکرد پژوهش مدار دانش آموزان چگونه آموختن را مي آموزند و قادر خواهند بود که به شيوه اي علمي دانش خود را توسعه بخشند.
سخن آخر
توسعه پايدار و همه جانبه در هر کشوري به نحو قابل توجهي در گرو گسترش کمي و کيفي فعاليتهاي پژوهشي آن کشور است. اگر نگاهي دراز مدت به امر پژوهش داشته باشيم، شايد مهمتر از انجام پژوهش در زمينه هاي مختلف گسترش رويکرد پژوهش مدار در آموزش مقاطع مختلف تحصيلي باشد. دانش آموزان امروز پژوهشگران فردا هستند که با تلاش خود مي توانند به گسترش مرزهاي دانش بپردازند. آموزش موثر روشهاي بهينه پژوهش ضامن موفقيت پژوهشهاي آتي خواهد بود. بديهي است که گسترش پژوهش در گرو تعامل سازنده تمام بخشهاي آموزشي و پژوهشي کشور مي باشد و هيچ يک از سازمانها به تنهايي نمي توانند به بهبود وضع پژوهش در کشور کمک کنند. بنابراين، پيشرفت در اين زمينه نيازمند عزمي ملي در اين خصوص و توجه به جايگاه پژوهش در زمينه هاي مختلف است.