هدف شهرسازي ايجاد محيطي آرام و سالم است كه آسايش و غناي زندگي در آن ممكن باشد، آسايش را مي‌توان در تامين نيازهاي مردم تعريف كرد اما غناي زندگي هنگامي پديد مي‌آيد كه معنويت هنري در مجاورت محيط‌هاي شهري باشد.

مجسمه‌ها مي‌توانند نقش بسزايي در غني ساختن زندگي شهري از طريق بيان هنري داشته باشند. اين امر به ويژه در ميدان ها و نقاط عطف شهر كه كانون توجه شهروندان هستند، از اهميت بيشتري برخوردار است.

عملكرد اصلي مجسمه‌ها ايجاد حس مكان ، تعريف هويت و القا مفاهیم خاص در فضا يا تقويت روحيه يك فضا است . تعريف اين عنصر و متمايز ساختن از ساير عناصر مبلمان شهري و آثار حجمي چندان ساده نيست و هر تعريفي در اين زمينه نسبي است؛ چرا كه مجسمه‌سازي يك رشته هنري است و هنر نيز تعاريف محدود و مشخص را برنمي‌تابد و خلاقيت هنري مرزهاي هر تعريفي را در مي‌نوردد . اما به هرحال مجسمه شهری متفاوت از نقش برجسته است كه معمولا حداقل از يك جهت غيرقابل ديدن است و به زمينه‌اي متصل شده است.  موضوع مجسمه شهری معمولا پيكره يك انسان، حيوان، گياه يا شي است و جزيي از مبلمان شهري محسوب می شود كه خارج از فضاي بسته قرار گرفته است.

كاركرد اصلي مجسمه تزئين، هويت بخشي يا انتقال پيام  به ناظران است و از مصالحي نظير سنگ، بتن، فلز، چوب و فايبرگلاس ساخته مي‌شود.

مهم‌ترين وجه تمايز مجسمه‌هاي شهري با مجسمه‌هايي كه در فضاي بسته قرار گرفته‌اند، آن است كه بينندگان مجسمه‌هاي فضاي باز ، تواتر ديدارشان فزونتر و تركيب ناظرانشان متنوع‌تر است. بدين ترتيب افرادي كه حتي سواد خواندن و نوشتن ندارند بيننده اين حجم‌ها هستند.

مجسمه‌سازي شهري محصولِ مشترك مجسمه‌سازان، طراحان منظر و مبلمان شهري، برنامه‌ريزان و طراحان شهري است كه با حمايت و هدايت مديران شهري انجام مي‌پذيرد . هر يك از عوامل مذکور در اين فرايند نقشي را بر عهده دارند. ساخت مجسمه به وسيله هنرمند مجسمه‌ساز انجام مي‌شود و ساير متخصصان در انتخاب مقياس و مكان مناسب نقش دارند. هدف اين همكاري آن است كه ضمن رعايت ملاحظات عملكردي بيشترين لذت بصري براي ناظر به وجود آيد.

مجسمه تنها اثر حجمي زينت‌بخش میدان نيست، آثار حجمي متنوعي در فضاهاي شهري استفاده مي‌شوند كه اگرچه گاهي تشابه نزديكي با مفهوم مجسمه دارند اما داراي هويت متمايز هستند. بهره‌برداري هوشمندانه از اين آثار حجمي نيز مي‌تواند در ارتقاي كيفيت فضايي شهر موثر باشد:

طاق‌هاي يادماني

طاق‌هاي يادماني معمولا براي گراميداشت وقايع بزرگ تاريخي ساخته شده‌اند. بيشترين آن مربوط است به طاق‌هاي پيروزي كه يادمان پيروزي‌هاي نظامي بزرگ است ؛ ونیز طاق‌هايي كه به ياد شهیدان وسربازان گمنام كشته شده در جنگ‌ها برپا مي‌شوند. يك نمونه از اين طاق‌ها را مي‌توان در ميدان اتوال 4 پاريس مشاهده كرد. اين طاق‌ براي يادآوري پيروزي‌هاي ناپلئون ساخته شده است.

 

ستون‌هاي يادماني

سرمنشا اين ستون‌ها به شهرهاي يونان باستان باز مي‌گردد. اين ستون‌ها كه از طاق‌هاي يادماني قديمي‌تر هستند، بيشتر براي گراميداشت يك شخص يا يك رويداد مهم تاريخي به كار برده شده‌اند. در بسياري از موارد مجسمه يك فرد مهم بر فراز اين ستون‌هاي بلند نصب مي‌شد. اين تركيب نشان‌دهنده اهميت بسيار زياد آن فرد بود. نوع ديگري از ستون‌ها كه به تنهايي و بدون مجسمه به كار برده مي‌شوند ستون‌هاي هرمي شكل هستند كه منشا مصري دارند و براي مصريان باستان نمادي مذهبي به شمار مي‌آمدند. اين ستون‌ها براي نشان دادن مركز به كار مي‌آمد و نمادي از هندسه‌گرايي، تجمیع نظم و قدرت بود. از جمله مواردي كه اين نوع ستون مورد استفاده قرار گرفته، ميدان مهم بيضي شكل مقابل كليساي سنت پيتر در رم است كه در آغاز نيمه دوم قرن 17 ساخته شده است. اين ستون‌ها براي بيان ثبات، پايداري و همبستگي نيز به كار مي‌آمد و گاهي نيز نمادي از آغاز عصري جديد بود.

 

ساعت‌هاي تزئيني

ساعت‌هاي تزئيني، زينت‌بخش بسياري از ميادين هستند و اشكال متنوعي دارند كه يكي از آنها برج ساعت است: اين ساعت‌ها اثر خیره کننده ای بر چشم، فكر و ذهن رهگذر دارد و اگر به دقت مكان‌يابي و با حساسيت جايگاه آن طراحي شود، نشانه ای قوي در شهر محسوب مي‌شود و تاثير بصري فراوانی خواهد گذاشت. اين نوع اثر حجمي فرم باستاني ندارد و در قرن‌هاي اخير به كار گرفته شده است.

از سوي ديگر موضوعات، مضامين و مفاهيمي كه دستمايه ساخت مجسمه‌هاي شهري مي‌شوند به طور عمده عبارتنداز:

1. مشاهير و شخصيت‌هاي تاريخي، فرهنگي، ادبي، هنري، سياسي، علمي و... نظير فردوسي، ابوريحان بيروني، ميرعماد

2. مبارزان، دلاوران و شهدا، نظير ميرزا كوچك‌خان جنگلي، امام قلي خان، رييس‌علي دلواري، شهيد بابايي.

3. ورزشكاران نظير تختي.

4. روايت‌ها و شخصيت‌هاي اسطوره‌اي نظير روايت مبارزه گرشاسب و اژدها

5. موجودات اسطوره‌اي نظير سيمرغ

6. مضامين دینی نظير توحيد، نماز، اذان، انتظار فرج و...

7. مضامين اخلاقی نظير ایثار، تعاون

8. يادمان‌هاي تاريخي، سياسي، ورزشي و عمراني نظير يادمان انقلاب در ميدان انقلاب تهران و يادمان صعود ايران به جام جهاني فوتبال در بندر گناوه، يادمان دفاع مقدس و يادمان‌هاي گازرساني به شهرها.

9. مضامين عاطفي يا احساسي نظير مجسمه مادر

10. مضامين اقتصادي و معيشتي نظير مجسمه‌هايي كه معرف شيوه معيشت و توليد در شهر يا منطقه هستند مانند مجسمه ماهي‌گير، چاي كار، چوپان و....

11. توليدات عمده شهر و منطقه نظير مجسمه پسته، گندم، گلاب و....

12. مضامين طبيعي و اقليمي نظير مجسمه‌هايي كه معرف طبيعت يا حيوانات ويژه منطقه هستند؛ مجسمه پرندگان يا حيوانات بومي.

13. مضامين سنتي و فرهنگي نظير مجسمه‌هايي كه شيوه‌هاي زندگي عادات فرهنگي، نحوه تغذيه، آشاميدني‌هاي مورد علاقه و... را نشان مي‌دهد: مجسمه قوري چاي، فنجان و...

14. مضامين عملكردي نظير مجسمه‌هايي كه معرف کارکرد مكان هستند : نظير مجسمه كوهنورد در تهران كه معرف هويت ورزشي اين منطقه است.

15. پيام‌ها و مفاهيم انتزاعي يا واقعي فرهنگي اجتماعي نظير تنهايي انسان، آزادي، تقابل مدرنيسم و سنت، ، پرواز، شكوفايي، تلاش و...

 

4   نقش‌ها و كاركردهاي مجسمه

 

1.تقويت حس مكان:

مكان‌؛ بخشي از فضاست كه به وسيله شخص يا چيزي اشغال شده است و معنايي ارزشمند داشته باشد. " مکان به معنی جایگاه و به معنی محلی است که جسم شاغل آن است: مثلا می گویند مکان گشاد یا مکان تنگ. مکان مترادف امتداد است ... اگرزمان و مکان را در یک مفهوم جمع کنیم می توان مفهوم تازه ای از ترکیب آنها به وجود آورد به نام زمان مکان یا جایگاه. این معنی دارای چهاربعد است و یک پیوند زمانی مکانی را تشکیل می دهد و نشانه آن متغیرات چهارگانه است که عبارت است از طول ، عرض ، عمق و زمان.این ابعاد چهارگانه برای تعیین هرپدیده طبیعی ضروری است . زیرا پدیدار طبیعی را نمی توان فقط در مکان محدود کرد بلکه حدوث آن همزمان در مکان و زمان واقع می شود. " ( صلیبا، 1366: 608)

يكي از مهم‌ترين كاركردهاي مجسمه ايجاد حس مكان تعريف شده، القا روحيه خاص در فضا يا تقويت روحيه يك فضاست. در صورت هماهنگي مجسمه با محيط و تقويت انسجام بصري محيط پيرامون، شهروندان احساس رضايت و آرامش بيشتري مي‌كنند و حس مكان تقويت مي‌شود.

2. تعريف و هويت بخشي به فضاهاي شهري:

" آنچه موجب تحقق شئی است نسبت به تحقق شئی ، حقیقت و ذات نامیده می شود و نسبت به تشخص شئی ، هویت نامیده می شود... هویت یک رابطه منطقی بین دوشئی متحد است.  " ( صلیبا، 1366: 678) هويت يعني حدي كه شخص مي‌تواند يك مكان را به عنوان مكان تمايزي از ساير مكان‌ها شناخته و يا بازشناسي كند؛ به طوري كه شخصيتي مشخص، بي‌نظير و يا حداقل مخصوص به خود را دارا شود. مجسمه‌هايي كه از طراحي خلاقانه و هنرمندانه‌اي برخوردارند مي‌توانند هويت‌بخش باشند.

3. ارتقاي كيفيت و ايجاد سرزندگي درفضاهاي شهري:

شهر مجموعه‌ای از ترکیب عوامل طبیعی،‌ اجتماعی و محیط‌های ساخته شده به وسیله انسان است که جمعیت در این مجموعه به صور منظمی درآمده و آداب و رسومی را برای خود ابداع کرده است. لایه‌هایی از محیط‌های خلق شده و اشکال اجتماعی هستند که فضای طبیعی را دگرگون می‌سازند و روی آن جای می‌گیرند، با گذشت زمان انباشته می‌شوند و همگی در کنار هم فضای شهری را می‌سازند. بدین ترتیب، شهر پدیده‌ای اجتماعی - مکانی است، با بعدی زمانی که ذاتی مدنی دارد. شهر فرزند زمان است؛ وخلقتی تاریخی دارد، در بر گیرنده تاریخ است و بدین علت، خود فرآیندی است تاریخی.
شهر مکان زندگی مردمی است که تحرک، رمز تشکیل و توسعه و استمرار آنان است: تحرک در فضای اجتماعی و اجتماعی - فرهنگی، تحرک در فضای اقتصادی و اقتصادی - اجتماعی و تحرک در فضای مکانی. این تحرک‌ها در تمامی مکان‌های شهر و سرزمین آن اثر ملموس می‌گذارد و سازنده شکلی جدید از معادله‌ای می‌شود که هیچ گاه پایدار نمی‌ماند. همه این تعاریف بر نکته‌ای واحد تکیه دارند : فضای شهری.
فضاي شهری خالي از هنر، جذابيت ندارد و فقدان جذابيت از كيفيت فضا مي‌كاهد و مانع ايجاد حس شور و نشاط در فضاي شهري است؛ مجسمه‌ مي‌تواند اين هر دو را در صورت وجود ساير شرايط به فضا، ارزاني دهد.

4. ارتقاي آگاهي‌هاي عمومي و معرفي نمادها و ارزش‌هاي فرهنگي‌:

گفته اند که " انسان باشنده یا موجودی نماد ساز است . نماد را می سازد ، پیدا می کند یا می پروراند. آن را می شناسد و می شناساند.. نماد گرایی یکی از باستانی ترین ، پردامنه ترین ، پرنفوذترین ، پیچیده ترین، ژرف ترین و شاید زیباترین شیوه هایی است که انسان به کمک آن ، درونمایه پرتکاپوی خیال ، اندیشه و شهود خود را به صورت هنر آفریده است.( ناظرزاده کرمانی ، 1368: 3) مجسمه های شهری می توانند مفاهیم برجسته وناب فرهنگی و اعتقادی را در کسوت نمادهای پایدار به فضای شهری هدیه دهند و بسیاری از خاطره های جمعی را که حاصل تفاهم و توافق فطری شهروندان است به وجود آورند. مجسمه‌ها و توضيحات متصل به آنها مي‌توانند سطح دانش و آگاهي‌هاي عمومي شهروندان را در خصوص حوادث‌ فرهنگي يا ساير زمينه‌ها ارتقا بخشند: به عنوان مثال مي‌توانند مردم يك منطقه را با شخصيت‌ها يا رويدادهاي تاريخي آن منطقه آشنا ‌سازند يا نمادهاي فرهنگي آن منطقه را معرفي ، تحلیل و تبیین كنند.

5. معرفي عملكرد و روحيه ميدان يا محدوده پيرامون آن يا تداعي عملكرد تاريخي يا فرهنگي آن:

" میدان ، همان کلمه میان بوده و معرب آن میدان است : به معنی دل شهر و فضایی باز برای اجتماع مردم ، همراه با بازار اطراف آن . محوطه بزرگ و بازی که پیرامون آن بناهای عمومی قراردارد. فضاهای باز و وسیعی با محدوده ای محصور یا کمابیش معین، درکنار راه ها یا در محل تقاطع آنها . میدان کاربردهای ارتباطی ، اجتماعی ، تجاری ، ورزشی و نظامی داشته است ." ( سیدصدر، 1381: 561 )

یک کار معماری معمولا در جایی شروع می شود و خاتمه می یابد ، ولی یک میدان به عنوان عنصری از سازمان فضایی شهر در طول تاریخ تکون می یابد ، دگرگون می شود ،تغییر می کند و یا مدام عوض می شود . چنین فضایی می توانداز عهد باستان شروع شود ، قرون وسطی را پشت سر گذارد ، رنسانس را ببیند و امروز هم بتواند در آن فعالیت و زندگی کند.

درکی که اکنون از میدان وجود دارد همانی است که در ذهن همگان و به طور یکسان از تقاطع چند خیابان که فضایی در میانه آن برای تفکیک حرکت سواره پدید آمده و با ترکیبی از پوشش گیاهی، آب نما و فواره شکل می گیرد و هیچ ارتباط معقولی با انسان، حرکت انسانی و حضور معنی دار انسان برقرار نمی سازد. میدان بدون حضور موثر و امن انسان و به منظوری معین، معنی خارجی ندارد ؛ حال آنکه حضور انسان در این فضای میانی تقاطع ها نه دارای معنی است، نه موثر است و نه امن.

میدان بر حسب ضرورت های مکانی و زمانی نقش و عملکرد های مختلفی به خود گرفته است: گاهی به صورت مکانی برای عرضه کالا بوده و زمانی فضایی حکومتی و دیوانی و یا مذهبی داشته است و در دوران معاصر بسیاری از عملکرد های کلاسیک آن به بنا ها منتقل شده است . اما به علت وضیعت و موقعیت فعلی، نمی توان عملکرد های گوناگون اجتماعی دوران گذشته را از آن انتظار داشت.

آنچه امروزه در مورد میدان های شهری مطرح است چگونگی فرم، نوع استفاده و پیوند آنها با بافت شهری است؛ در حالی که اکثر میدان های نوساز شهری در ایران فاقد طراحی صحیح برای این ویژگی ها است و تنها از جنبه معماری قابل بررسی است و بیشتر، به محوطه ای می ماند که اصطلاحاً به آن میدان اطلاق می شود اما در عمل به اشغال وسایل نقلیه درآمده و به کلی تغییر شکل یافته است. برای میدان ویژگی ها و تعاریف مختلفی را می توان مطرح کرد:

- میدان فضایی است با سه بعد کاملا مشخص، دارای محدوده ای معین به داخل و خارج، که کف و بدنه آن از معماری تعریف شده ای برخوردار است. گرچه میدان های جدید و مهمی نیز وجود دارند که فضایشان جزء به جزء طراحی شده ولی دارای بدنه مشخصی نیستند.

- میدان فضایی است عمومی و قابل استفاده برای همگان و این وجه تمایزی است بین یک میدان و فضای باز و اختصاصی یک بنای مسکونی.

- میدان شهری ؛ مسقف نیست و همین مورد سالن های بزرگ و مسقف (پاساژ ها) را از آن متمایز کرده است.

- غالبا میدان شهری فضایی است، با سوابق ویژه تاریخی، یادبودها و آثاری از رخدادهای دوران گذشته شهر که چون خاطره ای محترم و مشترک برای شهروندان محسوب می شود.

- میدان، اگر کیفیت اقامت و گذراندن اوقات فراغت در آن مطلوب باشد، با انبوه جمعیت، آمد و شد مداوم مواجه می شود، که دال بر جاذبه و کشش آن است؛ چنین میدانی از میدان های مورد علاقه مردم خواهد بود.

قابل ذکراست که از دیر باز تاکنون بین طرفداران دو دیدگاه متضاد درباره شهرسازی، بحثی در گرفته است که هنوز نیز ادامه دارد: گروهی از شهرسازان اولویت را به جنبه های هنری شهرسازی داده و بیشتر بر روی فضاهای شهری تاکید می کنند، دسته دیگری اولویت را به جنبه های اجتماعی داده و بیشتر عملکرد فضا را مد نظر دارند. گرچه تاکنون اصول و قوانین بسیاری برای شهرسازی تدوین و تصویب شده و به اجرا در آمده است ولی این قوانین تا کنون نتوانسته است از ساخته های ناهنجار و بی قاعده در شهر ها جلوگیری کند. عکس العملی که در مقابل این ناهنجاری ها مشاهده می شود، نمایاگر علاقمندی بیشتر به فضاهای شهری و بازگشت به ایده ها هنری در شهرسازی است.

با توجه به افزایش اوقات فراغت، فرصت مناسبی به دست آمده است تا با نوسازی میدان های قدیمی و احداث میدان های جدید امکانات مطلوبی برای گذران اوقات فراغت به شهروندان داده شود. بدون تردید در این مجال می توان بیشترین بهره ممکن را از مجسمه داشت. مردم درفرآیند ِگذران اوقات آسودگی خود به نحو بارزتری می توانند به ابعاد فکری و نمادین مجسمه ها توجه و اهتمام داشته باشند ودرحوصله های متین فرهنگی آن نظرکنند.

 بسياري از ميادين محل وقوع حوادث تاريخي منحصر به فرد هستند: مجسمه‌اي كه موضوع آن تذکراين رويداد تاريخي باشد تا سال‌ها بعد از آن مي‌تواند تداعي‌گرارزشمند و محترم اين واقعه باشد؛ همچنين عملكرد فعلي ميدان مي‌تواند به وسيله مجسمه بيان شود، مثلا نصب مجسمه كوهنورد در ميداني كه مبدا عزيمت كوهنوردان به كوهستان است، بيانگر روحيه ورزشي حوزه پيراموني ميدان است.

 

 

6. تعريف مركز ثقل و نقطه تمركز ميدان:

مجسمه به عنوان عنصري در مركز ميدان از هر دو طرف ديده و درك مي‌شود و مي تواند نمايانگر مركز ميدان باشد به همين دليل است كه حتي در ميادين خالي از خودرو نيز بسياري از طراحان، مجسمه را در مركز ثقل ميدان نصب مي‌كردند، تا حس مركزيت را تقويت و نوعي نظم بصري به وجود آورند.

7. ايجاد يك نشانه شهري:

نشانه از عناصر اصلي سازنده سيماي شهر است. نشانه‌ها؛ عواملي در تشخيص قسمت‌هاي مختلف شهر هستند. خصوصيات نشانه بايد چنان باشد كه بتوان آن را از ميان عوامل بسيار بازشناخت . اگر نشانه‌ها فرمي واضح داشته باشند، با زمينه خود متضاد و به اطراف خود غالب و مسلط باشند شناخت آنها به آساني ميسر است و احتمال بيشتري هست كه بر آنها معنايي متصور باشد.

مجسمه‌ها در بسياري موارد به ويژه اگر اندازه آنها بزرگ باشد مي‌توانند به عنوان نشانه در سطح محله، منطقه يا حتي شهر مطرح شوند.

8. ايجاد انگيزه براي بهسازي محيط توسط شهروندان:

نصب مجسمه‌اي مطلوب در ميدان و بهسازي آن موجب مي‌شود كه ساكنان اطراف ميدان انگيزه‌اي براي كيفيت بخشي به محيط خود پيدا كنند و تلاش كنند كه محيطي متمايز به وجود آورند.

9. مكان‌نمايي:

منظور از مكان‌نمايي اين است كه طراح، مجسمه و پيرامون آن را به نحوي طراحي كند كه تداعي‌كننده يك فضاي به خصوص مثلا يك پیشه ، بيشه يا يك چراگاه باشد.

10. تناسب بخشي به نام ميدان:

طراحی شایسته مجسمه‌ها در مياديني كه از سابقه تاريخي خاصي برخوردار نيستند و نامي قراردادي براي آنها تعيين شده است مي‌تواند نام ميدان را در اذهان بينندگان تثبيت كنند. مثلا نمادي از لاله در ميدان لاله چنين كاركردي دارد.