تعاریف تکنولوژی

۱) در فرهنگ لغات فارسی از واژه ی تکنولوژی به معنی علم به صنایع و حرفه ها و مجموع اصطلاحات فنی و صنعتی یاد شده است. واژه هایی مترادف با این واژه نیز وجود دارد که بترتیب عبارتند از:
۱) تکنیسین : به معنی اهل فن، ذی فن ، شخص مطلع به فنون صنعت
۲) تکنیک : فنی ، آزمایش فنی ، هنر ، کارفنی ، قاعده ی فنی
۳) تکنی کالر: روشی که هنرمند برای بهتر نشان دادن هنر و ادراک خود اختیار می کند.
۴) تکنوکرات: به معنای صاحب فن و دانش، صاحب نظری وسیع.
۵) تکوین : که این واژه در تلفظ و البته نوشتن سنخیتی با تکنولوژی ندارد، ولی در معنی با آن مشترک است. به معنی بوجود آمدن، هستی دادن، آفریدن ، احداث کردن.
۶) فناوری : به معنی آوردن فن و یا خلق کردن فن و واژه هایی از قبیل ابتکار و خلاقیت نیز در زوایایی با این واژه یعنی تکنولوژی مترادفند. بنابراین اگر با کمی تأمل به مفاهیم واژه های ذکر شده، بنگریم ، در می یابیم که دربار مفهومی با این واژه (تکنولوژی) دارای وجه اشتراکاتی می باشند و البته از دید افراد متخصص نیز می توان این واژه را در برخی از رشته ها دارای بار مفهومی ی مجزایی دانست.
اما از این نظر می توان تکنولوژی را چنین تعریف نمود : تکنولوژی یعنی آنچه که به کمک فن شناخته می شود یا آنچه که دستاورد دست و تفکر بشر است؛ یعنی بشر با کمک از استعداد و دانش خویش موفق به خلق و یا ابتکار چیزی می شود. افزون بر اینکه این دستاورد با پشتوانه ی محکمی که ذکر آن رفت بنام تفکر صورت گرفته باشد.