" بش رویه"  را باید با چشم ِدل دید

کلمه «بُشرویه» مرکب از دو بخش «بُش» و «رویه» است و دلالت دارد بر منطقه‌ای که محل رویش «بُش» است و بُش در نظر اهالی شهر، بوته‌ای خودرو از تیره گیاهان کم‌آب کویری و بیابانی بوده که برای ادامه حیات خود احتیاج به آب فراوانی داشته و دراصطلاح مردم «ترخ» یا «درمنه» نامیده می‌شده‌است که در اصل «دِرِمنه» است. در بشرویه آثار تاریخی فراوانی وجود دارند که پیشینهٔ تاریخی تعدادی از آنها به قبل از اسلام برمی‌گردد و خوشبختانه برخی از آنها هنوز به جا مانده‌اند. از ویژگی‌های بارز این ابنیه، تاریخ‌گذاری و وجود لوحی است که معمولاً پیشینه و سازندهٔ آن را نشان می‌دهد و هیچ شک و تردیدی برای شناخت گذشتهٔ آن باقی نمی‌گذارد.

 قلعه‌دختر‌بشرويه 

درطول تاریخ هنرومعماری ایران ، قلعه هاهمواره جلوه ای جذاب ازاندیشه های  دفاعی انسان بوده است . بی شک ایران به لحاظ شرایط خاص تاریخی وموقعیت های جغرافیایی همیشه درمعرض انواع تاخت وتازهای مختلف قرارداشته وبی شک اندیشیدن به دفاع دربرابرهجوم اقوام بیگانه یکی ازدغدغه های اساسی این قوم سلحشوربوده است.

قلعه ها به دوبخش عمده کوهستانی ودشتی تقسیم می شود. قلعه های کوهستانی درصعب العبورترین بلندیهای کوهستانی ساخته وباتوجه به موقعیت طبیعی صخره ها وتخته سنگها پرداخته می شد. این قلعه ها دارای تنوع درنقشه بود: اتاق ها ، ورودی ها ، برج ها وحصارها همگی براساس شرایط خاص طبیعی واقلیمی پدیدمی آمد. بنابراین می توان گفت که قلعه ها برخلاف جلوه های دیگرمعماری ایرانی ، دارای طرح ونقشه ازقبل تعیین شده ومشخصی نبودند. ازاین قلعه ها درزمان حضورآرامش به عنوان کاخ هم استفاده می شده است.

 واین جا بشرویه است واین مکان موسوم به قلعه دختریکی ازبناهای ارزنده معماری ایران .  

هرمسافری که از این دیارمی گذرد در فاصله  دوازده كيلومتری بشرویه بر فراز كوهی رفیع در 1250 متری از سطح آبهای آزاد بقایای قلعه ای‌سنگی رامی بیندکه ازروزگاران کهن همچنان استوارونستوه به حکایتگری توان فنی وذوق زیباشناسانه مردم این سرزمین ایستاده است. قلعه دختر در 6 كیلومتری شمال شرقی‌‌‌‌‌«رقه» واقع شده است و بدین سبب «قلعه دختر رقه» نیز خوانده می‌شود.

آنچه از بقایای برج و بارو های این قلعه به جا مانده بیانگر وضعیت دفاعی و رزمی آن  می‌باشد. قلعه دختر بشرویه یكی از قلاع مستحكم و صعب‌العبور اسماعیلیه در جنوب خراسان است . به طورکلی بزرگترین وباعظمت ترین قلعه هایی که درایران ساخته شد مربوط به فرقه اسماعیلیه است. این قلعه هانوعا کوهستانی هستند وبارزترین نمونه های آن قلعه های الموت ، گردکوه ، امامه ، سارو و همین قلعه دختراست.

سفالینه های بدست آمده ازاین قلعه که مربوط به قرون هفتم تا نهم هجری است پیشینه این بنای ارزشمند رامعرفی می کند.

قلعه دختر در چهار سطح مختلف ساخته شده که هر یک دارای تأسیسات و برج و باروهایی مجزاازیکدیگرند. اطراف این سازه ، شیب هایی بسیار تند دارد که شایدنوعی تدبیردفاعی باشد. ورودی این قلعه به احتمال زیاد در سمت غربی آن قرار داشته‌كه ازشیب كمتری نسبت به دیگر اضلاع برخوردار است.

مصالح و ملات بكاررفته در بنا شن ، گچ، آهك و سنگ می‌باشد. در بخشی از قسمت‌های قلعه پایه و شالوده‌ی دیوارها خود جزیی از پیکره كوه است كه به نحوی استادانه تراشیده شده و به صورت دیوار درآمده‌اند.

تأسیسات قلعه شامل آب انبارها ، مخازن ذخیره‌آذوقه، برجها، اتاق‌های مخصوص استراحت نگهبانان ، شاه‌نشین و انبار است. متاسفانه بیشتربخش های این قلعه درطول روزگاران متمادی ازباد وباران گزندهای بسیارخورده وقسمت اعظم آن  در اثرعوامل جوی و محیطی تخریب شده‌است.

پل‌های آب‌بر بشرویه(پل ترناو)

پل ها یکی ازباستانی ترین جلوه های معماری انسان است که خود نماد تلاشگری اوبرای چیرگی برنیروهای لجام گسیخته طبیعت همچون طغیان آب می باشد. انسان ازروزگاران گذشته همواره برآن بوده است تاجریان شتاب آلوده آب رامهارکند وازآن برای استمرارآسوده وموثرزندگی خود بهره جوید. اودرآغازازتنه درختان برای این مهم استفاده کرد وتارخ پل سازی هم ازهمان روزگارآغازشد. معماران این دیاردراحداث پل ها افزون برآسان سازی آمد وشد به ایجادآب بندها هم می اندیشیدند.

بسیاری از ساده ترین پل ها ی جهان ، زیباترین پل ها هم هستند:

مشاهده قدیمی ترین پل ها مانند پل بردیده دردوره هخامنشی واقع درجلگه مرودشت ، پل خواجو دردوره صفوی دراصفهان و بندامیردردوره آل بویه درفارس نشان دهنده این است که معماران ما افزون برتسهیل رفت وآمد به ذخیره سازی آب رودخانه ها هم نظرداشته اند.

 واین جا پل ترناو درشهرستان بشرویه خراسان است.

بقایای معماری سر پل شامل دو سازه‌ معماری سنگی است. این پل از یك دهانه‌ اصلی به یاری دو پایه قطور مربع شكل استقرار یافته و 22 متر ارتفاع دارد. پایه‌های پل بر بستری سنگی قرار گرفته‌اند كه از سنگ‌لاشه، ساروج و گچ ساخته شده‌اند. دو دهانه فرعی بر ارتفاعات كناره‌ رودخانه بنا شده و از ارتفاع و عرض اندکی برخوردارند. پل دیگری هم در همین مكان و به فاصله بیست متری ازآن ساخته شده كه دارای دو طبقه می باشد. طبقه اول درجهت معبر ساخته شده و طبقه دوم برای عبور آب در نظر گرفته شده است. در سمت چپ طبقه اول اتاقكی است که یك ورودی و یك خروجی دارد. ارتفاع این پل از كف رود خانه26 متر است. بنا بر شواهد تاریخی احتمال دارد كه پل قدیمی‌تر مربوط به دوره ساسانی باشد که از این نظر بسیارواجداهمیت است.

 پل ها همیشه نشانگرنوع هنرومعماری دوره های تاریخی محسوب می شوند. اگرچه ذوق وسلیقه معماران وهنرمندان ایرانی درآرایه ها ی تزیینی وزیباشناسانه پل ها همیشه قابل توجه بوده است امادر این مجموعه‌ی معماری تقریباً هیچ عنصر تزئینی به كار نرفته است.

   حسینیه ‌معیل 

به رغم مصلی ها که اغلب دربیرون شهرهاساخته می شد وازآن برای برگزاری نمازمغرب وعشا استفاده می کردند ، تکیه ها وحسینیه ها مکان های محصوری بوده اند که درمسیرگذرگاههای اصلی شهرها بنامی شدند ودرمناسبتهای دینی به خصوص درماههای محرم وصفرورمضان ازآن بیشترین بهره برداری تبلیغی ممکن درراستای نهادینه سازی ارزشهای اسلامی به عمل می آمده است.

ازجمله این حسینیه ها می توان به حسینیه معیل اشاره کردکه در میدان هفده شهریور، خیابان شیرازی شرقی وپشت كوچه عباسیه شهر بشرویه واقع شده است. تاریخ ساخت حسینیه ، بنا بر آنچه از وقفنامه‌اش برمی آید به سال 1304 هجری قمری و دوره قاجاریه بازمی‌گردد. ایوان و سردر ورودی این عمارت در انتهای كوچه‌ای كم عرض واقع شده است. این ایوان 4 متر ارتفاع دارد و بوسیله طاقی با قوس هلالی پوشیده شده است. ورودی حسینیه در ضلع جنوب شرقی ایوان قرار گرفته که دربرابر ضلع مقابل ورودی و ضلع انتهایی ایوان سكویی آجری ایجاد شده است. دیواره این سكو با آجرهای خفته و راسته تزئین گشته است. پس از ورودی، هشتی عمارت قرار دارد كه از راه یك رشته پلكان به طبقه دوم و پشت بام منتهی می‌گردد. دالانی كم عرض ، ورود به صحن اصلی حسینیه را میسر می‌كند. در سمت چپ دالان اتاقكی قرار دارد و در انتهای دالان دو ورودی است كه یكی به داخل ایوان غربی و دیگری به فضای اصلی حسینیه متصل می‌شود.

فضای مركزی حسینیه مربع‌شكل است كه دو ایوان مرتفع در میانه ضلع شمال غربی و جنوب شرقی آن واسطه میان فضای بسته وفضای بازمیانسرا یاصحن است. ایوان همیشه درمعماری ایران عامل تعامل وارتباط این دوفضا ومحل مناسبی برای هنرنمایی هنرمندان هنرهای تجسمی بوده است. نیمه انتهایی این ایوان‌ها اشكوبه است كه غلام گردشگاهی دارد.این قسمت با سه طاق تویزه و دو طاق ضربی بر روی این سه طاق پوشیده شده است. فضای ایوان در دوضلع دیگر نیز دو اشكوبه می‌باشد كه پوششی از طاق‌هایی با قوس هلالی دارد.  مصالح به كار رفته در این عمارت خشت خام با ملات گل است كه در بخش‌هایی از آن آجر به كار رفته است. سطح داخلی حسینیه با كاهگل و گچ اندود شده است.

مسجد جامع رقه :  

درمعماری ایران مسجد جامع همیشه ازشرافت شان والا و بالایی برخورداربوده است. تاآنجا که اگرشهری فاقد مسجد جامع یامسجد آدینه بود اهمیت شهرسازی هم نداشت وازقافله تمدن عقب می ماند. البته درصدراسلام مساجد نقشه های ساده ای داشتند ولی درطول زمان باطرح های گوناگون وتزیینات متعدد ومتنوعی روبروشدند.

این جا مسجد جامع رقه در فاصله‌ی 100 متری شمال شرقی روستای رقه و بیرون ازاین روستا است . روستای رقه در 18 كیلومتری جنوب غربی بشرویه ودر دامنه غربى رشته كوه موسوم به «هجده كوه»واقع شده است. به یادگارماندن مسجد جامع رقه ازقرنها پیش دلالت برآن دارد که این محل ، وسعت ، بالندگی واهمیت فراوانی ازحیث شهرسازی وابعاد فرهنگی داشته است.

مسجد جامع رقه در اواخر قرن ششم هجری ودردوره‌ زمامداری خوارزمشاهیان بنیان نهاده شد. ناصر خسرو نیز در سفرنامه اش از این مسجد یاد كرده است. او در سفر خود از طبس به تون یا همان فردوس کنونی درسال  444 هجرى قمرى از رقه می گذرد و در سفرنامه اش از آب هاى روان، کشتزارها، باغ ها ، درختان، بارو ومسجد رقه هم یاد می کند.

مصالح ساختمانى مسجد بیشتر گل و خشت و معدودى آجر است كه تاق دو ایوان اصلى و بخشى از پوشش ایوان ها را شكل داده اند.

این مسجد در سمت شرق و در منطقه‌ای که اصطلاحاً به «پایین محله» مشهور است، قرار دارد. مسجد جامع رقه در طول زمان آسیب‌های فراوانی دیده و در حال حاضرآنچه ازآن برجای مانده تنها در حد دیواره‌های بیرونی و بقایای به جا مانده از سه ایوان شرقی، غربی و جنوبی است. اگرچه سقف ایوان‌های غربی و جنوبی کاملاً فروریخته ولی ایوان ضلع شرقی از بقیه باتخریب کمتری روبروشده است. ورودى اصلى مسجد در ضلع شمال غربى و درمیان ایوانى بلند كه با تاقى جناغى پوشیده شده است، قرار دارد.

در بالاى ورودى ایوان، دو قطعه سنگ كه روى آنها خطوطى نقر شده اند، دیده مى شوند. ورودى دیگر بنا در ضلع جنوب شرقى قرار دارد؛ این ورودى نیز شامل ایوانى كم عرض و كشیده به ارتفاع  ۵/۶ متراست.

حیاط مسجد تقریبا مربع شكل است كه سه ایوان در سه ضلع آن واقع شده اند. در انتهاى ایوان جنوب غربى، محرابى كوچك و بدون تزیین دیده مى شود كه كاملا در وسط ایوان نیست. در دو طرف این ایوان دو رواق ساخته شده كه با سه گنبد پوشیده شده اند.

در بیرون مسجد و پشت دیواره هاى ضلع جنوب غربى و ضلع شمال غربى، در دوره هاى اخیر، پشت بندهاى ساباط مانندى براى جلوگیرى از فشار ورانش دیوارهاى ایجاد كرده اند؛ پوشش این پشت بندها به وسیله تاق ضربى وبا قوسی خفیف انجام شده است.