ندوه / دکتر علیرضا باوندیان

·       نسبت میان ِمراتب بنا و مراحل وجودی انسان 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

در وجود انسان، تنها آن بخش که متناسب با شرایط زمان و مکان است تغییر می‌کند، اما آن بخش دیگر که از حبس زمان و مکان آزاد است تغییر نمی‌کند. معماری با همین بخش وجود انسان تناسب دارد.

معماری شأنی از بناست که مشمول زمان و مکان نیست، ولی در لباس زمان و مکان ظهورعينی می‌یابد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 11 شهریور1393ساعت 22:47 توسط |

              آجر،اَجریا اُجرت معماری ایران ؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اگر آتش را مهم ترين كشف بشر تا به امروز بدانيم و بناميم؛ آجر پس از اين رويداد شگفت انگيز ودر سرزمين هايي كه فقرمعادن سنگ داشته پديدار گشته است .

اختراعي كه همچنان بر تارك ِمعماري جهان مي درخشد و هنوز از پس عبور سده ها و هزاره ها ، جايگاهي بس مستحكم و ارزشمند دارد.تبيين جايگاه آجر در بناهاي ایران ، پرده از راز این ماده شگفت انگیز برخواهد داشت. مصالحي كه به كف با كفايت معماران و هنرمندان خراسان بزرگ اجري عظيم يافت . با پي جويي سرنوشت و عملكرد آجر در معماري ايران ، مي توان به رمزگشايي و تأويل شايسته اي از ماهيت معماري اين سرزمين رسيد.     


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 9 شهریور1393ساعت 18:36 توسط |

مسجد زوزن خواف 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

روزی به زوزن رونقی در کار بودست     نقش عجب بر پنجه معمار بودست

در ميان اندامهاي درون شهری ، نيايشگاه هميشه جایگاه ويژه خود را داشته و از سازه های ديگر نمايان تر و چشمگير تر بوده است. از آنجا كه نيايشگاه بزرگترين ساختمان هرآبادی بوده در آغاز نيازی به نشان خاصی نداشته و خودبخود نگاه ونظر هرگذرنده ای را به سوی خود دعوت می كرده است. اما از پس گسترش آبادی ها با افراشتن درگاهها و نهادن ماهرخ و توق بر بلندترين جای آن مردمان به سمت نيايشگاه راهنمايی می شدند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 5 شهریور1393ساعت 0:11 توسط |

تاريخچه مجسمه‌سازی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اثری از آندریاس بوتا / هنرمند اهل دوربان ( آفریقای جنوبی )

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تاريخچه مجسمه‌سازی به اولين ساخته‌های دست بشر بازمی گردد؛ يعني انسان‌های نخستين كه به ساختن ظروف مستعمل پرداختند و به مرور زمان  دريافتند که اين ظروف لازم است زيبا هم باشد. 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 2 شهریور1393ساعت 22:34 توسط |

گونه شناسی مطالعات طراحی   از تئوری تا ارائه

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱-   هدف گذاری

۲-    مطالعات مفهومی

2-1- مطالعات پايه ( بنيادی )

در اين بخش به مطالعاتي پرداخته مي شود كه ارتباط مستقيم با موضوع دارد. محقق در اينجا مي كوشد تا اطلاعات مورد نظر خود را از شيوه هاي مختلف اعم از مطالعات كتابخانه اي يا ميداني به دست آورد تا به اين وسيله بتواند تصوير روشني از موضوع مورد نظرخودبه دست آورد.

2-2- مطالعات تكميلی

در اين بخش به مطالعاتي پرداخته مي شود كه ارتباط مستقيم با موضوع ندارد ؛ اما مي تواند به تقويت و تنوير مطالعات پايه اي كمك كند.

3.      مطالعات تطبيقی

در اين بخش محقق در راستاي مطالعات پيشين مي كوشد تا نمونه هاي عيني و مصداقي موضوع مورد نظر خود را بيابد و خصايص هركدام را مطالعه كند.

4.      مطالعات زمينه ( بستر)

در اين بخش محقق در بستر اصلي موضوع مورد نظر خود قرار دارد. او با الهام ازطرح تفصيلي ( كه رويكردي آتي به مكان مورد نظربا توجه به رفتار معماري و شهرسازي از پيش معين شده دارد) و طرح هادي ( كه استعداد الحاق به طرح تفصيلي دارد ) و با توجه به برهان هاي كسب شده ، دقيقاً كالبد دروني و معنوي طرح مورد نظر خود را مشخص مي سازد.

5.      مبانی طرح

5- 1- مبانی عمومی طرح

5-1-1-  ارائه برنامه فيزيكی

5-1-2- آناليز و لكه گذاری

5-2- مبانی خاص طرح

دراين بخش كه اوج فرديت خلاقه معمار صورت مي گيرد بضاعت ها و توانمنديهاي ذوقي و نظري معمار جلوه گرمي شود . مهم ترين تفاوت ها و تمايزهاي ميان آثار معماري در همين بخش صورت مي گيرد. تاآنجا كه اهداف وموضوعات يگانه به گونه هاي عيني متمايزازهم بروز پيدا مي كند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

+ نوشته شده در یکشنبه 26 مرداد1393ساعت 22:35 توسط |

حقیقت و هنر

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سیمای حقیقت در آینه هنر، صورتی دیگرازعالم خاک وبُعدی تازه ازعالم وآدم است.

--------------------------------------------------------------------------------

هنروشعور، ازیک ریشه اند ، پس هنرنوعی آگاهی است وآگاهی درصمیم ذات هستی انسان ، روان است . هنراسلامی افزون بر ابعاد زیبا شناختی وسیع خود شعف آگاهی انسان از حقیقت هستی را نیز ترویج می کند. این هنر می کوشد تا مخاطب خود را با حقیقت دین مأنوس سازد ودر فروغ این انس فراگیر ، وی را به معرفت حضوری از دین دعوت کند.

 لذا معرفی شایسته و موثر کارویژه های اعتقادی هنراسلامی در برانگیختن فطرت سلیم هنرمندان امروز جهان اسلام برای پی جویی داشته های دیرین خویشتن بسی ضروری می نماید.زیرا یکی از مشکلات مهم امروز کشورهای جهان اسلام کم توانی و ناتوانی ایشان در چالش هنری و رسانه ای با غرب فکری است .

تفکر لیبرال دموکراسی حاکم بر سرزمین های فکری هنرمندان مسلمان باعث شده است تا ایشان از بنیان های اصیل هویتی خود بازمانند و تأسی و تمسک به یافته های غرب فکری را ملاک پویایی پدیده های هنری بدانند. نحله های هنری نوظهور که نوعاً بعد از جنگ جهانی دوم در عالم هنر به وجود آمد باعث شد تا هنرمندان تحرک صوری ، تفنن و توهم را به جای تقرب و توکل و تشرف به عالم معنی برگزینند.

+ نوشته شده در یکشنبه 12 مرداد1393ساعت 23:33 توسط |

     مدرنیته و معماری معاصر ایران
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یکی از بارزترین خصایص فرهنگی فلسفه معاصر پدیده مدرنیته و به عنوان سبک تفکر مدرنیسم است. اگر به علوم، فنون و هنرهای مختلف با دیدی محققانه نگریسته شود، به راحتی می توان رد پای تفکر مدرن را در آن مشاهده کرد.
لغت مدرنیسم با ریشه یونانی، نخستین بار، قرن ششم میلادی از کلمه Modo یعنی تازگی استخراج شد و در نهایت به معنای تازگی به کار رفت. لغت مدرنوس، مربوط به آثار هنرمندانی می شد که به شکلی نو و بدون توجه به سابقه هنری با خلاقیت های تازه، آثار جدیدی را خلق می کردند.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 20 فروردین1393ساعت 14:44 توسط |

    نوروز ؛ حلول ِحال نو در احوالات زمان  

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

حال ما در فرقت جانان و ابرام رقيب

جمله مي داند خداي حال گردان،غم مخور(1)

 

در جاي جاي هنر و ادبيات والاي اين سرزمين بهار آفرين، اغتنام فرصت و حسن اعتصام به حال، گرامي داشته شده است. ترس از زمان ناآمده و تأسف بر زمان رفته، هر دو مذموم و نكوهيده دانسته شده اند و بر عكس مغتنم شماردن و از كف ندادن حال از خصايص دلدادگان كوي معشوق بوده است. از آنجا كه آدمي وقوفي به اسرار غيب و «بازيهاي پنهان» اندر پرده ندارد و نيز پيوسته در محضر خداي حال گردان به سر مي برد، بايد «چتر گل در سر كشد» و بي هراس از سرزنش خارهاي مغيلان، تنها و تنها به حال بيانديشد؛ وآن را پر شكوفه و شكوفه سازد.

 در فرهنگ ايراني اسلامي ما، نوروز، نماد بازگشت به خويشتن خويش و جلوه جذاب اغتنام فرصت و مظهر زدودن لكه هاي خود خواهي از آينه جان است. اين روز، كه نوروزش خوانده اند، همواره ملازم و همراه با نوشدن و تازه طلبي بوده است؛ چرا كه همگان و همگنان در چنين فرصت خجسته به جشن(2) و شادماني مي پر داختند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 28 اسفند1392ساعت 13:5 توسط |

    عروسی دارد این عالم ؟

 

 عارفان و سخنوران این سرزمین همواره به بهار به عنوان فرصتی برای فهم راز هستی می نگریستند. برای آنها بهار تنها نه یک فصل بلکه وصل بوده است. موهبت فهم این وصل ، نصیب کسانی می شده است که به صفای جان می رسیدند و جام دل از شراب شهود پرمی کردند و در آستانه معبود ، سرتعظیم فرود می آوردند.

به عنوان مثال نگاه مولانا به عید وبهار نگاهی تراویده از تاملات ژرف عرفانی وی است زیرا در لحظاتی سروده شده است که از جذبه و شوق سرشار بوده است و مولوی بسان همه عارفان هنرمند این دیار به طبیعت هم از منظر آیه ای و هم از منظر تسبیحی می نگرد. در نگاه و نظر او اجزا و پاره های طبیعت به مانند آیه و نشانه و به بیان بهتر آینه هایی است که می توان در وسعت آن به نظاره تجلی های زیبای ازل نشست و فراوان درس ها و عبرت های بی نظیر اندوخت.

 در غزلهای بهاری دیوان شمس آمدن فصل بهار وشکوفا شدن گلها را درتصاویری زنده وجاندار می بینیم؛  و اگر بتوانیم از همه پیش زمینه های محدود کننده ذهنمان رها شویم می توانیم شور انگیزی وعمق وگستره این غزلها راعمیقاً درک کنیم.

مولانا از زاویه ای با بهار روبرو می شود که بکر وشگفت است از این رو مخاطبان مولانا خود را در فضایی سر شار از اسرار وپند های حکیمانه می یابند.

در نگاه مولانا آنهایی که از سرمای زمستان شکایت می کنند وشکیبایی را نمی شناسند نمی دانند که بهار پس از زمستان می رسد وچاره ای از این تداوم وتکرار نیست.اما شاعری که زمستان را نیز برای رسیدن به بهار دوست می دارد شکایتی از سوز وسرمای زمستان ندارد وهمه فصلها برای اوبهاراست. در نگاه چنین انسانی ، جهان باز تاب سبزی از یگانه بی همتاست :

شکایتها همی کردی که بهمن برگ ریز آمد

کنون از خانه بیرون شو که بهمن بر گریز آمد

ز رعد آسمان بشنو تو آواز دهل یعنی     

 عروسی دارد این عالم که بستان پر جهیز آمد

 در نگاه مولوی ، بهار رستاخیز سال گذشته و آغاز سال تازه است ؛ و نه تنها بهار که هررویدادی در این عالم می تواند هم آغاز باشد و هم فرجام. همه رویدادها همچون ابتلائاتی برای ماست تا در معرض و نشان امتحان برآییم ، برگزینیم و با این گزینش گری آزادانه ، استعدادهای درونی و ظرفیت های باطنی مان بشکفد. بهار ، موسم سبز آزمونی ژرف است تا دانه هایی که خشک مغزی شان در زمستان پیدا نبود اکنون برملاشوند. ودانه های قابل ، بشکفند و برویند.

 

+ نوشته شده در دوشنبه 26 اسفند1392ساعت 1:13 توسط |